جمهوری اسلامی ایران پس از آنکه با حملات به همسایگان و تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز، توانست دونالد ترامپ وادارد عملیات نظامی خود را متوقف کند، تفاهمنامهای را با او امضا کرد که عملا هیچیک از اهداف جنگی مدنظر ترامپ را محقق نمیکرد، اسرائیل را به توقف نبرد با حزبالله ملزم میکرد، هیچ امتیازی درباره برنامه هستهای ایران مطالبه نمیکرد و راه را برای کاهش تحریمهایی به ارزش میلیاردها دلار هم هموار میکرد.
در نتیجه، حکومت ایران همچنان از ثبات نسبی برخوردار ماند، نیروهای نیابتیاش حفظ شدند و پس از تحمل بیش از یک ماه حملات سنگین، موقعیت منطقهای آن نسبت به پیش از جنگ، تقویت هم شد. کار به جایی رسید که ترامپ در جریان مذاکرات آنان را «افرادی بسیار منطقی» و «خوشبرخورد در مذاکره» توصیف کرد. با این حال اکنون، به نظر میرسد تهران هر کاری از دستش برمیآید انجام میدهد تا ترامپ را متقاعد کند که این توصیف دیگر درباره رهبرانش صدق نمیکند.
مهمترین دستاورد ترامپ از یادداشت تفاهم، متقاعد کردن جمهوری اسلامی ایران به باز نگه داشتن تنگه هرمز بود، اما تهران ۷ ژوییه (۱۶ تیر) به سه نفتکش تجاری در این آبراهه راهبردی حمله کرد که به حملات آمریکا علیه دهها مرکز نظامی در ایران انجامید.
ایران میتوانست به همین میزان از تنش بسنده کند، اما به جای آن، دامنه درگیری را گسترش داد و با شلیک موشک و پهپاد، مدعی شد ۸۵ پایگاه نظامی آمریکا را در بحرین و کویت هدف قرار داده است.
به این ترتیب لحن ترامپ نیز کاملا تغییر کرد. او حالا از این احتمال میگوید که یادداشت تفاهم میان آمریکا و جمهوری اسلامی ایران دیگر اعتبارش را از دست داده باشد. از طرفی همان رهبرانی را که پیشتر «منطقی» خوانده بود، این بار «اوباش» و «افرادی خشن و شرور» توصیف کرد. روز دوشنبه هم اعلام کرد که آمریکا محاصره دریایی بندرهای ایران را از سر میگیرد.
در این میان، جمهوری اسلامی ایران همچنان به تشدید تنش ادامه داد و با اعلام بسته شدن کامل تنگه هرمز، در نخستین ساعات روز سهشنبه، بحرین، اردن و دو نفتکش مرتبط با امارات متحده عربی را هدف قرار داد.
از نگاه ناظران بیرونی، این وضعیت شبیه آن است که بازیکنی در بازی ۲۱ [نوعی بازی با ورق]، با داشتن کارتهایی با مجموع امتیاز ۲۰، باز هم ورق دیگری درخواست کند و به امید گرفتن یک امتیاز دیگر، ریسک بسیار بالای باخت را به جان بخرد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
این اقدامها نشان میدهد که از دید جمهوری اسلامی ایران، اینکه بتواند به جهان نشان دهد چه کسی کنترل مهمترین اهرم قدرت در تنگه هرمز را در دست دارد، به در معرض خطر قرار دادن آتشبس و یادداشت تفاهم، میارزد.
برای رهبران جدید جمهوری اسلامی ایران، از میان همه دستاوردهای نبرد اخیر با آمریکا و اسرائیلــ که به باور آنها با پیروزی به پایان رسیدــ یک دستاورد بیش از همه اهمیت دارد و آن کنترل تنگه هرمز است.
البته جمهوری اسلامی ایران طی سالهای گذشته بارها از تهدید به بستن تنگه بهعنوان اهرم فشار در مذاکرات استفاده و در مقاطع مختلف، بهویژه در جریان جنگ ایران و عراق، به کشتیها حمله هم کرده بود. به همین دلیل بر کسی پوشیده نبود که اگر آمریکا به ایران حمله کند، تهران خواهد کوشید این آبراهه راهبردی را ببندد تا با وارد کردن فشار به اقتصاد جهانی، کاخ سفید را وادارد به عملیات نظامی خود پایان دهد.
تهران از زمانی که نشان داد قادر است تنگه هرمز را کنترل کند، تلاش کرد جامعه بینالمللی اداره این آبراهه از سوی جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت بشناسد.
آمریکا و ایران اواخر خرداد، یادداشتتفاهمی را با هدف پایان دادن قطعی به جنگ امضا کردند. در این سند درباره برنامه هستهای یا توسعه توان موشکی جمهوری اسلامی ایران نکات چندانی نداشت، اما چند بند آن به تنگه هرمز اختصاص یافته بود، اما مشکل اینجا است که به نظر میرسد آمریکا و ایران این بندها را به دو شکل کاملا متفاوت تفسیر میکنند.
جمهوری اسلامی ایران این بندها را به منزله به رسمیت شناختن اختیار خود برای تعیین نحوه اداره تنگه هرمز، کنترل عبور کشتیها و حتی دریافت عوارض از آنها میداند، اما آمریکا معتقد است این ماده ایران را موظف میکند عبور ایمن و آزاد کشتیها را تضمین کند و از هر اقدامی که مانع کشتیرانی شود، خودداری کند.
همزمان با گسترش استفاده از مسیر جنوبی تنگه هرمز و اینکه هر روز دهها کشتی با هدایت نیروی دریایی آمریکا از آبهای عمان عبور میکردند، ایران احساس کرد اهرم فشارش در مذاکرات در حال تضعیف است و همراه با آن، احتمال به رسمیت شناخته شدن کنترل دائمیاش بر تنگه هرمز نیز کاهش مییابد.
به همین دلیل اکنون عملا ترامپ را به چالش میکشد تا جنگی را که میداند او به ازسرگیری آن تمایلی ندارد، دوباره آغاز کند. در عین حال نیز توانایی خود را برای ادامه کنترل بر این گلوگاه راهبردی که میتواند منبع درآمدی بسیار پرسودی باشد که بدون نیاز به دادن امتیازهای قابلتوجه، با داراییهای بلوکهشدهای که آمریکا وعده آزادسازی آنها را داده است، برابری میکند، به نمایش میگذارد.
اینک این پرسشی وجود دارد که آیا منطقه خلیج فارس در آستانه ورود به دورهای قرار دارد که در آن حملات متقابل آمریکا به ایران و حملات ایران به کشورهای عربی به رویدادی عادی تبدیل شود؟
پاسخ این پرسش میتواند مثبت باشد. تحولات هفته گذشته بیش از هر زمان دیگری نشان داد که دو طرف درباره تنگه هرمز و همچنین سایر موارد مورداختلاف مطرحشده در یادداشت تفاهم، تا چه اندازه از یکدیگر فاصله دارند و این دستیابی به یک توافق جامع و تکمیلی را بسیار بعید میکند.
جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده که حاضر نیست حداقل امتیازهایی را که ترامپ درباره برنامه هستهای خواستار آنها است، از جمله پایان دادن به غنیسازی اورانیوم و خارج کردن ذخایر اورانیوم با غنای بالا را بپذیرد. همچنین توافق میان اسرائیل، لبنان و آمریکا را که خواستار خلع سلاح حزبالله است و اجازه میدهد نیروهای ارتش اسرائیل تا زمانی که ارتش لبنان این کشور را از سلاحهای حزبالله پاکسازی کند، در لبنان باقی بمانند، نقض یادداشت تفاهم خود با آمریکا میداند، زیرا در آن یادداشت، بهصراحت بر پایان درگیریها در لبنان تاکید شده بود.
البته نه آمریکا و نه ایران خواهان بازگشت به یک جنگ تمامعیار نیستند. برای ترامپ، آغاز دوباره جنگ در آستانه انتخابات میاندورهای، یک خطر سیاسی به شمار میرود و میتواند این تصور را که اصرار او بر پیگیری دیپلماسی با ایران، اشتباه بود، تقویت کند. جمهوری اسلامی ایران هم ترجیح میدهد زرادخانهاش را که بهشدت آسیب دیده، بازسازی کند، نفت بفروشد و از ترافیک عبوری هرمز درآمد کسب کند. هرچند نشان داده که آماده است برای پیشبرد اهدافش اقدامهای پرریسکتری هم انجام دهد.
ایران توانست چندین هفته بمباران آمریکا و اسرائیل را تاب بیاورد و از نگاه رهبرانش، در آینده نزدیک نیز قادر خواهد بود هرگونه حمله احتمالی را تحمل کند، اما با وجود پرواز موشکها و پهپادها، همیشه احتمال تشدید درگیری وجود دارد. مثلا ممکن است جمهوری اسلامی ایران در حملاتش به پایگاههای آمریکا، نظامیان آمریکایی را بکشد یا تصمیم بگیرد اسرائیل را هدف قرار دهد که بیتردید با پاسخ اسرائیل روبهرو خواهد شد.
وضعیت کنونی فعلا به سود اسرائیل است، زیرا به دلیل آمادگی این کشور برای پاسخ متقابل، بعید است هدف حملات ایران قرار گیرد. در همین حال، ایران نیز از کاهش تحریمها بهرهمند نخواهد شد و آمریکا همچنان به تضعیف توان نظامی تهران ادامه میدهد. ازسرگیری محاصره نفتی نیز میتواند روزانه صدها میلیون دلار از درآمدهای نفتی جمهوری اسلامی ایران را از بین ببرد.
از سوی دیگر، تهدیدی که ایران برای منطقه ایجاد میکند، بیشازپیش برای کشورهای عربی آشکار خواهد شد و این امر میتواند حمایت آنها را از اقدامهایی که با هدف تضعیف نیروهای نیابتی تهران در عراق، یمن و لبنان انجام میشود، افزایش دهد.
از منظر دیپلماسی عمومی نیز، نسبت دادن مسئولیت کشاندن ترامپ به جنگ، به اسرائیل بسیار دشوارتر خواهد شد، زیرا رئیسجمهوری آمریکا تمام تلاش خود را برای زنده نگه داشتن روند دیپلماسی با ایران به کار گرفت، اما در مقابل، با حملات مکرر جمهوری اسلامی ایران به پایگاههای آمریکا و متحدان واشنگتن روبهرو شد که نشان داد تهران قصد تعامل ندارد.
برگرفته از تایمز اسرائيل

