مسی ۳۹ ساله دیگر نمی‌دود؛ چطور ۴۷ درصد جام جهانی را راه رفت و همچنان می‌درخشد؟

در جام جهانی ۲۰۲۶، مسی بیشتر موقعیت خلق کرد، اما کمتر دوید

اگر آرژانتین قرار باشد به نخستین تیمی تبدیل شود که از سال ۱۹۶۲ به بعد موفق می‌شود از عنوان قهرمانی جهان خود دفاع می‌کند و سومین تیم در جهان باشد که به این افتخار دست می‌یابد، بدون تردید لیونل مسی در کانون این موفقیت خواهد بود.

مسی ۳۹ ساله در ششمین جام جهانی خود، رکوردی که با کریستیانو رونالدو از پرتغال و گی‌یرمو اوچوا از مکزیک مشترک است، خوش درخشیده است. او تاکنون هشت گل به ثمر رسانده و سه پاس گل داده است.

با اینکه مسی همراه با کیلیان امباپه، مهاجم فرانسه، در صدر جدول گلزنان جام قرار دارد، میلیون‌ها بیننده در سراسر جهان لیونل مسی‌ را می‌بیننند که با بازیکنی که سال ۲۰۰۳ نخستین بازی خود را برای بارسلونا انجام داد، تفاوت زیادی دارد.

بیشتر بازیکنان با افزایش سن افت می‌کنند، اما ستاره‌های بزرگ برای سازگار شدن راهی پیدا می‌کنند. همان‌گونه که کریستیانو رونالدو وقتی سرعتش را از دست داد، خود را به یک مهاجم تمام‌عیار در محوطه جریمه تبدیل کرد، مسی نیز مسیری متفاوت را برگزید. او خود را با افت تطبیق نداد، بلکه خود را دگرگون کرد تا همچنان بر فوتبال مسلط بماند و یک گام جلوتر از بازی‌ حرکت کند که همیشه در تعقیب او بود.

در جام جهانی ۲۰۲۶، مسی بیشتر موقعیت خلق کرد، اما کمتر دوید. او تاکنون ۳۳ شوت زده و ۲۱ موقعیت گل خلق کرده است؛ در مجموع ۵۴ اقدام هجومی که بیشترین تعداد از زمان دیه‌گو مارادونا در جام جهانی ۱۹۸۶ به شمار می‌رود.

او در حالی این آمار چشمگیر را ثبت کرده که ۴۷ درصد مسافتی را که در زمین طی کرده، راه رفته که بالاترین درصد در میان تمام بازیکنان غیردروازه‌بان حاضر در مسابقات است. مسی در مقایسه با دیگر بازیکنان آرژانتین که دست‌کم ۲۰ دقیقه در این جام بازی کرده‌اند، هم کمترین میزان دوندگی را داشته و در هر ۹۰ دقیقه، به طور متوسط تنها ۸.۲ کیلومتر دویده است. آمارها به همین جا هم ختم نمی‌شود. او در هر مسابقه به طور متوسط تنها ۲.۷ استارت سرعتی ثبت کرده است، در حالی که این رقم چهار سال پیش ۵.۳ بود.

انگلستان برای مهار مسی باید کاری را انجام دهد که در ۱۵ بازی اخیر او در جام جهانی‌ها، فقط لهستان موفق به انجام آن شد: جلوگیری از گلزنی یا پاس گل دادن او. مسی در آن ۱۵ مسابقه، ۱۶ گل زد و هفت پاس گل داد.

از روزی که آن نوجوان ۱۶ ساله در دیداری دوستانه برابر پورتو ژوزه مورینیو نخستین بازی خود را برای بارسلونا انجام داد، بازیکنی که از سمت راست بازی می‌کرد، دریبل می‌زد و اغلب به داخل زمین متمایل می‌شد، تاکنون دست‌کم پنج بار خود را از نو ساخته است تا به فوتبالیستی تبدیل شود که امروز برای آرژانتین و اینتر میامی می‌بینیم.

چرا گواردیولا مسی را از کناره زمین به مرکز منتقل کرد؟

وقتی رونالدینیو، که در آن زمان بهترین و شناخته‌شده‌ترین فوتبالیست جهان بود، برای نخستین بار تمرین مسی را دید، گفت: «او بهترین خواهد شد.»

دو سال بعد، در اوت ۲۰۰۵، مسی در دیدار جام خوان گامپر برابر یوونتوس خود را به فوتبال جهان معرفی کرد. فابیو کاپلو، سرمربی وقت یوونتوس، آن‌قدر تحت تاثیر این بازیکن ۱۸ ساله قرار گرفت که بنا بر گزارش‌ها، تلاش کرد او را به خدمت بگیرد.

زمانی که مسی به ۲۱ سالگی رسید، دوران رونالدینیو رو به پایان بود و نوبت به او رسیده بود تا رهبری بارسلونا را بر عهده بگیرد. در آن زمان، فرانک رایکارد، سرمربی بارسلونا، به‌خوبی می‌دانست تیم از مسی چه می‌خواهد: «مسی باید درست در مرکز اتفاقات باشد. هرچه بیشتر توپ را لمس کند، برای تیم بهتر است.»

در ماه‌های نخست حضور پپ گواردیولا روی نیمکت بارسلونا در سال ۲۰۰۸، سمت راست زمین، مسیر اختصاصی مسی برای رسیدن به دروازه حریف بود، اما نخستین باری که گواردیولا تصمیم گرفت او را از کناره زمین به مرکز منتقل کند، دلیلش ملاحظات دفاعی بود. مسی چندان در دفاع مشارکت نمی‌کرد و مدافع راست تیم زیر فشار قرار می‌گرفت. با این حال، سرمربی کاتالان از همان ابتدا می‌دانست که جایگاه واقعی مسی، در مرکز زمین و محور بازی تیم است. به همین دلیل، تصمیم گرفت ساختار تیم را بر اساس نقش جدید او بنا کند؛ برای بزرگ‌ترین مسابقات و مهم‌ترین لحظه‌ها.

«مهاجم کاذب» و تولد بازیکنی که معادلات تاکتیکی را بر هم زد

۲ مه ۲۰۰۹ در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو در مادرید، گواردیولا تصمیمی سرنوشت‌ساز گرفت. او مسی را از جناح راست بیرون کشید و در نوک خط حمله قرار داد، اما نه در نقش یک مهاجم کلاسیک. ساموئل اتوئو به جناح راست رفت، تیری آنری در سمت چپ قرار گرفت و به مسی گفته شد: «عقب بیا، توپ را بگیر و تصمیم بگیر.»

در پایان مسابقه، بارسلونا شش بر دو پیروز شد و نقش «مهاجم کاذب» بار دیگر متولد شد. چند هفته بعد، گواردیولا همین ایده را در فینال لیگ قهرمانان اروپا مقابل منچستریونایتد نیز تکرار کرد و مسی ۲۰ دقیقه مانده به پایان مسابقه، با ضربه سر گل زد.

او بین سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ در ۶۹ مسابقه لالیگا، ۹۶ گل به ثمر رساند و توپ طلایی که نخستین بار سال ۲۰۰۹ به او رسید، تقریبا به دارایی دائمی او تبدیل شد و پس از آن، این جایزه را در سال‌های ۲۰۱۰، ۲۰۱۱، ۲۰۱۲، ۲۰۱۵ و ۲۰۱۹ نیز به دست آورد و در نهایت تعداد توپ‌های طلایش را به هشت رساند.

مسی اولین توپ طلا را در ۲۲ سالگی و آخرین آن را در ۳۶ سالگی برد. او سال ۲۰۲۴ به خوان پابلو وارسکی، روزنامه‌نگار آرژانتینی گفت: «قبلا خیلی به مسائل تاکتیکی توجه نمی‌کردم، اما با گواردیولا چیزهای فوق‌العاده زیادی یاد گرفتم. فهمیدم فضاها چگونه ایجاد می‌شوند، حفظ توپ چه اهمیتی دارد و فوتبال واقعا چگونه کار می‌کند.»

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

مرحله گذار؛ وقتی بار یک تیم بر دوش مسی افتاد

وقتی ژاوی سال ۲۰۱۵ بارسلونا را ترک کرد و سه سال بعد آندرس اینیستا هم رفت، همه‌چیز تغییر کرد. مسی همیشه بازیکن تعیین‌کننده تیم بود، اما از آن پس از او انتظار می‌رفت تمام موتور محرک تیم باشد. در حالی که خط هافبکی که سال‌ها نقش تکیه‌گاه او را داشت و بازیکنانی که گردش توپ را مدیریت می‌کردند و فضاهایی را می‌ساختند که مسی در آن‌ها شکوفا می‌شد، دیگر وجود نداشت.

تا مدتی از او انتظار می‌رفت هم‌زمان نقش ژاوی، اینیستا و گلزن تیم را ایفا کند؛ مسئولیتی که از عهده هر بازیکنی خارج بود، اما مسی بار دیگر خود را با شرایط وفق داد و بازیکنی که روزی گلزن، شماره ۱۰ یا «مهاجم کاذب» بود، به‌تدریج به یک بازی‌ساز کلاسیک تبدیل شد که میان خط هافبک و حمله قرار می‌گیرد و محور طراحی حملات است.

او عقب‌تر آمد و به بازیکنی بدل شد که هم آغازگر حملات بود و هم در بسیاری از مواقع، آن‌ها را به پایان می‌رساند. در نتیجه، تعداد پاس گل‌هایش کم‌کم با تعداد گل‌هایش برابری کرد.

در فصل ۲۰۲۰‌ــ۲۰۱۹ لالیگا، مسی در ۳۳ مسابقه، ۲۲ پاس گل و ۲۵ گل به ثبت رساند. او در آخرین فصل حضورش در بارسلونا (۲۰۲۱‌ــ۲۰۲۰)، دوباره به روزهای اوج گلزنی بازگشت و در ۳۵ بازی لالیگا، ۳۰ گل و ۱۱ پاس گل ثبت کرد.

نخستین فصل حضورش در پاری‌سن‌ژرمن هم این تغییر نقش را به‌طور کامل تثبیت کرد. او در ۳۴ مسابقه، ۱۱ گل و ۱۵ پاس گل به ثبت رساند و برای نخستین بار در دوران حرفه‌ای‌اش در فوتبال باشگاهی، تعداد پاس گل‌هایش از گل‌هایش بیشتر شد.

بار مسئولیت کاپیتانی و رهایی از آن

در کنار تحول تاکتیکی مسی، داستان دیگری نیز در جریان بود حل شدن آن زمان بیشتری برد: اینکه مسی برای آرژانتین چه جایگاهی دارد؟

مسی اوت ۲۰۱۱ کاپیتان تیم ملی آرژانتین شد، اما پس از آن، نوبت شکست‌ها رسید؛ شکست برابر آلمان در فینال جام جهانی ۲۰۱۴ در ورزشگاه ماراکانا و در وقت‌های اضافه، شکست مقابل شیلی در ضربات پنالتی فینال کوپا آمریکای ۲۰۱۵ و یک سال بعد، شکست دوباره برابر همان تیم در فینال کوپا آمریکای ۲۰۱۶، باز هم در ضربات پنالتی.

سه فینال در سه سال، هر سه با شکست که هر کدام گره انتظارات افکار عمومی را بر گردن او محکم‌تر می‌کرد. پس از آخرین ناکامی، او از فوتبال ملی خداحافظی کرد؛ تصمیمی که پیش‌تر نیز دو بار به آن اندیشیده بود، اما بازگشت، هرچند دیگر همان مسی سابق نبود.

در کوپا آمریکای ۲۰۱۹، پس از آنکه آرژانتین در دیداری جنجالی در مرحله نیمه‌نهایی مقابل برزیل میزبان حذف شد، مسی در نشست خبری حاضر شد و به‌شدت از کنفدراسیون فوتبال آمریکای جنوبی انتقاد کرد. او دیگر آن بازیکنی نبود که هرگاه فشار انتظارها در آرژانتین بیش‌ازحد می‌شد، در سکوت فرو می‌رفت، رهبری بود که تصمیم گرفته بود دیگر هویتش را با جام‌هایی که نبرده است، تعریف نکند.

قهرمانی در کوپا آمریکای ۲۰۲۱ نقطه رهایی بود. آرژانتین در فینال، برزیل را شکست داد و به ۲۸ سال انتظار برای کسب یک جام بزرگ پایان داد. سخنرانی مسی برای هم‌تیمی‌هایش پیش از مسابقه، اعضای تیم را به گریه انداخت.

اما مسی جام جهانی ۲۰۲۲، باز هم چهره‌ای متفاوت بود؛ ترکیبی از تمام نسخه‌هایی که پیش از آن از خود ساخته بود. در پیروزی سه بر هیچ مقابل کرواسی در نیمه‌نهایی، با آن استارت انفجاری از کنار یوشکو گواردیول، برای لحظه‌ای همان وینگر سال ۲۰۰۹ دوباره ظاهر شد. در فینال برابر فرانسه نیز، با دقت یک بازی‌ساز تمام‌عیار، همه توانایی‌هایش را به نمایش گذاشت. از پاسی که ناهول مولینا را در موقعیت گل قرار داد، تا حرکت بدون توپی که باعث شد توپ برگشتی برای گل سوم آرژانتین مهیا شود. دیداری که با تساوی ۳ بر ۳ به پایان رسید و سپس، مسی در ضربات پنالتی و در حساس‌ترین لحظه، پنالتی خود را با موفقیت به گل تبدیل کرد.

آخرین نسخه مسی، همیشه بهترین نسخه او است

مسی در اینتر میامی، در جریان کوپا آمریکای ۲۰۲۴ و حالا در جام جهانی ۲۰۲۶، بیشتر راه می‌رود تا بدود. منتقدان زمانی این ویژگی را نقطه‌ضعف او می‌دانستند، اما امروز همین رفتار نشانه‌ای از تسلط او بر بازی تلقی می‌شود. او بازی را به‌خوبی می‌خواند و انرژی‌اش را برای لحظه‌هایی که واقعا تعیین‌کننده‌اند، حفظ می‌کند.

پابلو آیمار، اسطوره دوران کودکی مسی، زمانی گفته بود: «آخرین نسخه مسی، همیشه بهترین نسخه او است.» احتمالا هنوز هم حق با او است.

آنچه مسی در طول دو دهه به دست آورده، صرفا انباشتن جام‌ها و ثبت آمارهای خیره‌کننده نیست، بلکه تعریفی دوباره از این است که یک فوتبالیست در هر مرحله از دوران حرفه‌ای خود چه می‌تواند باشد.

نوجوانی که با بازی‌اش فابیو کاپلو را شگفت‌زده کرد، «مهاجم کاذبی» که نقشه تاکتیکی فوتبال اروپا را از نو ترسیم کرد، بازی‌سازی که آموخت چگونه دیگران را نیز به بازیکنانی بهتر تبدیل کند و کاپیتانی که سرانجام به همان چیزی بدل شد که کشورش به آن نیاز داشت: بازی‌ساز و رهبر تیمی که قهرمان جام جهانی شد و اکنون، کهنه‌کاری که به‌ندرت می‌دود، اما همچنان زودتر از همه بازی را می‌بیند و می‌خواند.

در این جام جهانی، درباره مسی از صفت‌های اغراق‌آمیز فراوانی استفاده شد، اما بیشتر آن‌ها اصل ماجرا را نادیده گرفته‌اند. اصل ماجرا این نیست که او چقدر خوب است، بلکه این است که در طول دوران حرفه‌ای‌اش، چند بار ناچار شد خود را از نو بسازد و به بازیکنی کاملا متفاوت تبدیل شود.

بیشتر از فوتبال