در سنت، تاریخ و فلسفه اسلام شیعی، روزهای نهم و دهم ماه محرم (تاسوعا و عاشورا)، چنان با واقعه کربلا و شهادت امام سوم شیعیان و یارانش گره خورده است که پیشینه تاریخی این دو روز پیش از واقعه کربلا کمتر در حافظه جمعی شیعیان نقش بسته است. حال آنکه این دو روز پیش از واقعه کربلا نیز در شبه جزیره عربستان جایگاهی ویژه داشتند، جایگاهی که در گذر زمان دستخوش تغییراتی بنیادین شد.
در منابع اسلامی، روز دهم ماه محرم از سال هجری قمری، با سنت روزه گرفتن، روایاتی درباره نجات حضرت موسی و قوم بنیاسرائیل و نیز حرمت ماه محرم پیوند خورده است. در یهودیت نیز روز دهم ماه تیشری، «یوم کیپور» یا روز کفاره، مهمترین روز توبه و آمرزش گناهان در تقویم عبری به شمار میرود. این گزارش با تکیه بر متون یهودی و مسیحی، نظرات زبانشناسان و پژوهشهای معاصر تاریخ اسلام میکوشد پیشینه تاسوعا و عاشورا را از منظر تاریخی، زبانشناختی و تطبیقی در ادیان ابراهیمی بررسی کند.
ریشه دو واژه تاسوعا و عاشورا
اختلاف نظر پژوهشگران درباره تاسوعا و عاشورا فقط به فلسفه و معنای آن محدود نیست و حتی ریشه لغوی آن را نیز شامل میشود؛ از اشتقاق آنها از اعداد عربی گرفته تا احتمال تأثیرپذیری از زبانهای سامی و آیینهای یهودی.
به باور برخی زبانشناسان، عاشورا برگرفته از واژه عبری «عاسور» و به معنای دهم است و ریشه در زبانهای سامی دارد. از نظر برخی زبانشناسان مسلمان نیز عاشورا از ریشه عربی «عشر» گرفته شده و به معنای روز دهم است. به همین ترتیب تاسوعا نیز از ریشه «تسع» مشتق شده و به معنای روز نهم است.
ابن منظور، مؤلف کتاب «لسان العرب» در سده هفتم و هشتم هجری، عاشورا را روز دهم محرم تعریف کرده است. مجدالدین فیروزآبادی در «القاموس المحیط» و مرتضی زبیدی در «تاج العروس» نیز همین نظر را تکرار کردهاند. حتی زبیدی میگوید که بیشتر اهل لغت این اشتقاق را پذیرفتهاند.
آنچه مسلم است این است که این برداشت و تلقی از معنای عاشورا دست بالا را در میان پژوهشهای اسلامی دارد و حتی پژوهشگران معاصر نیز همین اشتقاق از عدد ۱۰ را برای این مناسبت پذیرفتهاند و حتی برای تردیدهای پیرامون آن پاسخهایی دارند؛ مثلا وقتی در سدههای نخست اسلامی برخی نحویان این پرسش را مطرح کردند که اگر عاشورا از عشر مشتق شده و به معنای روز دهم است، چرا طبق ترتیب زبان عربی به صورت «العاشره» نیامده است. ابن اثیر در «النهایه فی غریب الحدیث و الأثر» این پرسش را پاسخ داد و گفت که عاشورا در حکم اسمی خاص برای یک روز شناختهشده است و الزاما از قواعد رایج ساخت اعداد پیروی نمیکند.
در مقابل، برخی خاورشناسان احتمال دیگری را مطرح کردهاند. ایگناتس گلدزیهر، خاورشناس مشهور مجارستانی، و آرتور جفری، قرآنپژوه استرالیایی، این فرضیه را پیش کشیدهاند که شاید عاشورا صرفا واژهای عربی نباشد و تحت تأثیر اصطلاحات عبری یا آرامی (از زبانهای سامی) مربوط به آیینهای روز دهم شکل گرفته باشد.
گروهی دیگر از پژوهشگران نیز منشأ اهمیت این روز را نه صرفا زبانشناختی بلکه تاریخی میدانند و احتمال میدهند نام یا جایگاه عاشورا در آغاز اسلام، تحت تأثیر آشنایی مسلمانان نخستین با آیینهای یهودیان مدینه و روزه یوم کیپور شکل گرفته باشد.
برخلاف عاشورا، درباره واژه تاسوعا تقریبا اختلافی میان لغویان دیده نمیشود. بیشتر فرهنگهای معتبر عربی آن را مشتق از «تسع» میدانند و به معنای روز نهم محرم آوردهاند.
عاشورا پیش از اسلام
یکی از مهمترین پرسشهای تاریخی درباره عاشورا آن است که آیا این روز پس از شهادت امام حسین اهمیت یافت یا پیش از آن نیز در میان عربها و پیروان دیگر ادیان جایگاهی ویژه داشت. بررسی منابع تاریخی نشان میدهد که روز دهم ماه محرم، پیش از واقعه کربلا نیز شناختهشده بود، اما درباره علت اهمیت آن روایتهای متفاوت و گاه متعارضی وجود دارد؛ یکی از این روایتها نیز به حرمت ماههای حرام در عربستان پیش از اسلام بازمیگردد.
پیش از ظهور اسلام، اعراب شبهجزیره عربستان چهار ماه از سال (ذیالقعده، ذیالحجه، محرم و رجب) را «اشهر حرم» یا ماههای حرام میدانستند. در این چهار ماه، جنگ، خونریزی و انتقامگیری قبیلهای ممنوع و نکوهیده بود. در آیه ۳۶ سوره توبه نیز این سنت تأیید شده است. با این حال، هیچ شاهد تاریخی معتبری وجود ندارد که نشان دهد روز دهم محرم در عربستان دیش از اسلام، مناسبت مستقلی بوده است.
قدیمیترین گزارش درباره وجود سنتی مشخص در این روز، روایت مشهور عایشه است که در «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» آمده است، بر این مبنا که قبیله قریش در آن دوران روز عاشورا را روزه میگرفتند و پیامبر اسلام نیز پیش از هجرت آن روز را روزه میگرفت، اما پس از واجب شدن روزه در ماه رمضان، روزه عاشورا به سنتی مستحب بدل شد. این روایت دلیل اصلی روزه قریش را روشن نمیکند؛ برخی روایات آن را سنتی بهجامانده از ابراهیم میدانند و برخی آن را کفاره گناه، و برخی درباره چرایی آن سکوت کردهاند.
عاشورا و یوم کیپور در یهودیت
در آیین یهود، مهمترین روز روزه و توبه، یوم کیپور یا «روز کفاره» است که در دهم ماه تیشری، هفتمین ماه تقویم عبری، برگزار میشود و مقدسترین روز سال در سنت یهودی به شمار میآید. بر پایه «سفر لاویان» و «سفر اعداد»، از اسفار پنجگانه تورات، یوم کیپور روزی است که یهودیان با روزه، دعا و توبه، آمرزش گناهان خود را از خداوند طلب میکنند. در سنت ربانی نیز این روز پایان «۱۰ روز توبه» میان روش هشانا (سال نوی یهودی) و یوم کیپور به شمار میرود.
نکته کلیدی این است که در متن تورات، یوم کیپور مستقیما به نجات موسی از فرعون نسبت داده نشده و کارکرد اصلی آن آیین کفاره و آمرزش گناهان است. در مقابل، خروج بنیاسرائیل از مصر در سنت یهودی بیشتر با جشن پسح (عید فصح) پیوند دارد، نه با یوم کیپور.
این نکته در فهم روایات اسلامی اهمیت ویژهای مییابد. قدیمیترین و مشهورترین روایت درباره پیشینه عاشورا، که از عبدالله بن عباس نقل شده و در «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» آمده، میگوید پیامبر پس از هجرت به مدینه یهودیان را دید که روزی را روزه میگیرند. آنان در پاسخ به پرسش پیامبر گفتند که این روز روزی است که خدا موسی و قوم او را از چنگال فرعون نجات داد و موسی نیز برای شکرگزاری روزه گرفت. پیامبر در پاسخ فرمود: «ما به موسی از شما سزاوارتریم» و خود آن روز را روزه گرفت و مسلمانان را نیز به روزه گرفتن آن فرمان داد.
در روایتی دیگر آمده است که پیامبر در سالهای پایانی عمر گفت اگر تا سال بعد زنده بمانم روز نهم محرم را نیز روزه خواهم گرفت؛ روایتی که بسیاری از فقیهان اهل سنت آن را منشأ مستحب دانستن روزه تاسوعا در کنار عاشورا دانستهاند. با این حال، در منابع اصلی یهودی، چنین پیوندی میان یوم کیپور و نجات بنیاسرائیل از فرعون دیده نمیشود.
افزون بر این مهمترین ابهام در این زمینه به تفاوت ساختاری دو نظام تقویمی بازمیگردد. عاشورا، دهم ماه محرم، مبتنی بر تقویم قمری است که ماههای آن هر سال حدود یازده روز جابهجا میشوند، در حالی که یوم کیپور، دهم ماه تیشری، بنا بر تقویم عبری برگزار میشود؛ تقویمی قمریـخورشیدی که با افزودن ماه کبیسه، فصلهای سال را ثابت نگه میدارد. از این رو، این دو روز تنها در برخی سالها ممکن است بر یکدیگر منطبق شوند و تطابق دائمی میان آنها وجود ندارد.
در عین حال، برخی پژوهشگران این احتمال را مطرح کردهاند که در همان سال هجرت پیامبر به مدینه، روزه نخستین مسلمانان در آغاز عملا با روزه یهودیِ دهم تیشری همزمان یا بسیار نزدیک بوده است؛ پیوندی که در سالهای بعد و با تغییرات و چرخش تدریجی دو تقویم از میان رفت و این دو مناسبت در روزهای جداگانه دهم ماه محرم و یوم کیپور یهودی از یکدیگر متمایز شدند.
همچنین در مدخل «عاشورا» در دانشنامه ایرانیکا آمده است که واژه عربی «عاشورا» احتمالا از واژه عبری «عاسور» (ʿāsōr) به معنای «دهم» گرفته شده و با پسوند معرفه آرامی «ـا» وارد عربی شده است. جالب آنکه در «سفر لاویان» نیز یوم کیپور با تعبیر «روز دهم ماه» توصیف شده است. با این حال، نویسنده این مدخل یادآور میشود که درباره میزان ارتباط تاریخی عاشورا و یوم کیپور و نیز انطباق تقویمی آنها در سالهای نخست اسلام همچنان اختلاف نظر وجود دارد.
از اینرو، هر دو واژه، ورای هرگونه وامگیری تاریخی مستقیم، به ریشه سامی مشترکی برای عدد «۱۰» بازمیگردند و در سطح معنایی به یک مفهوم واحد یعنی «روز دهم» اشاره دارند.
نکته قابل توجه دیگر این است که واژههای «عاشورا»، «تاسوعا» و حتی «محرم» هیچکدام در قرآن نیامدهاند. آیه ۳۶ سوره توبه تنها به وجود دوازده ماه و چهار ماه حرام اشاره میکند، بیآنکه نامی از آنها ببرد.
در عین حال، داستان حضرت موسی و رویارویی او با فرعون یکی از پرتکرارترین روایتهای قرآن است و در سورههای متعددی، از جمله اعراف، یونس، طه، شعرا، قصص و غافر آمده است. قرآن بارها از نجات بنیاسرائیل، شکافته شدن دریا و غرق شدن فرعون سخن میگوید، اما هیچ روز، ماه یا مناسبت مشخصی را برای این رویداد بیان نمیکند و نمیگوید که این رخداد در روز دهم محرم یا روز عاشورا رخ داده است. از این رو، پیوند دادن عاشورا با نجات موسی، برخلاف تصور رایج، ریشه در نص قرآن ندارد، بلکه از روایات و احادیث اسلامی سرچشمه میگیرد.
در مسیحیت نیز وضعیت روشن است. از آنجا که مسیحیان کتاب مقدس عبری یا همان عهد عتیق را بخشی از کتاب مقدس خود میدانند، احکام مربوط به یوم کیپور در «کتاب لاویان» در نسخههای مسیحی نیز وجود دارد. در این متن خداوند به بنیاسرائیل فرمان میدهد که در روز دهم ماه هفتم روزه بگیرند، از کار دست بکشند و آیین کفاره گناهان را برگزار کنند.
اما با شکلگیری مسیحیت، این آیین جایگاه عبادیاش را از دست داد. بر پایه الهیات مسیحی، به ویژه در «رساله به عبرانیان» در عهد جدید، قربانی شدن عیسی مسیح کفاره نهایی گناهان انسان تلقی شد و از این رو بسیاری از احکام آیینی شریعت موسی، از جمله قربانیها و آیین سالانه یوم کیپور، دیگر برای مسیحیان الزامآور نبود.
به همین دلیل، هیچ یک از کلیساهای اصلی جهان، اعم از کاتولیک، ارتدوکس و پروتستان، مناسبتی به نام عاشورا یا یوم کیپور را در تقویم مذهبی خود برگزار نمیکنند. هرچند برخی فرقههای کوچک یا گروههای موسوم به «مسیحیان عبریگرا» همچنان شماری از اعیاد یهودی را گرامی میدارند.
واقعه کربلا و معنای جدید عاشورا
چنانکه در بخشهای پیشین این گزارش آمد، پیش از آنکه عاشورا با واقعه کربلا پیوند بخورد، در سالهای نخست اسلام جایگاه و معنای متفاوتی داشت. از عایشه روایت شده است که قریش در دوران جاهلیت روز عاشورا را روزه میگرفت و پیامبر نیز آن روز را روزه میگرفت. پس از هجرت به مدینه، او مسلمانان را به روزه گرفتن در این روز فرمان داد، اما با واجب شدن روزه ماه رمضان، روزه عاشورا به عملی مستحب تبدیل شد.
با این حال، درباره اینکه آیا روزه عاشورا در آغاز اسلام واقعا واجب بوده است یا نه، میان فقیهان اختلاف نظر وجود دارد. بیشتر فقیهان اهل سنت، از جمله شافعی، احمد بن حنبل و نووی، بر این باورند که روزه عاشورا در سالهای نخست اسلام واجب بوده و پس از تشریع روزه رمضان، وجوب آن نسخ شده است. در مقابل، شماری از فقیهان مالکی معتقدند که روزه عاشورا هرگز واجب نبوده و صرفا پیامبر آن را بهشدت توصیه کرده است.
امروزه نیز در فقه اهل سنت، روزه عاشورا همچنان از روزههای مستحب به شمار میرود. با این همه، آنچه معنای این روز را در حافظه جمعی شیعیان بهکلی دگرگون کرد، واقعه کربلا در سال ۶۱ هجری و شهادت امام حسین و یارانش بود. از آنجا به بعد بود که روزه گرفتن در عاشورا و تاسوعا نزد شیعیان از قالب مستحب خارج شد.
برخی منابع روایی شیعه مدعیاند که این سنت در تقابل با حکومت امویان بود که قصد داشت روز عاشورا را به عنوان «روز برکت و شکرگزاری» بازتعریف کند. برخی دیگر نیز اطعام و نذری دادن به مناسبت واقعه کربلا را دلیل مستحب نبودن روزه شیعیان در این روز دانستهاند.
در هر حال، بیشتر فقیهان شیعه، از جمله شیخ مفید و علامه حلی، روزه عاشورا را به قصد فضیلت شرعی مستحب نمیدانند اما برخی از آنان خودداری از خوردن و آشامیدن تا بعدازظهر را آن هم نه به عنوان روزه شرعی، بلکه به قصد همدردی با تشنگی کشتهشدگان کربلا مستحب دانستهاند.
اینکه دقیقا از چه زمانی به بعد، شیعیان سنت روزه گرفتن در عاشورا را کنار گذاشتند، خود نیازمند پژوهشی مستقل است، اما به گواهی تاریخ مجموعه مناسک شیعی در سوگواری امام سوم شیعیان و یارانش در روزهای نهم و دهم ماه محرم بهتدریج شکل گرفت و گسترده شد. مثلا در ایران به طور مشخص از دوران حکومت آل بویه به بعد به شکل سنتی مرسوم و فراگیر درآمد.
امروز نیز در حالی که بسیاری از اهل سنت همچنان روزه عاشورا را سنتی مستحب میدانند، شیعیان این روز را با برگزاری مراسم عزاداری، سینهزنی، مرثیهخوانی، اطعام و نذری گرامی میدارند.

