دفن علی خامنه‌ای؛ پایان یک رهبر یا فروپاشی یک نظام؟

مرگ رهبر پیشین، نه فقط یک تغییر در رأس هرم قدرت، بلکه آزمونی برای دوام سازوکارهای سیاسی جمهوری اسلامی ایران است

در مراسم تشییع علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران، واکنش حاضران یکدست نبود. برخی از سر دلبستگی ایدئولوژیک و با این باور که او «نایب امام زمان» است، برایش اشک ریختند. گروهی دیگر نیز در فضایی که وفاداری سیاسی و نمایش احساسات می‌تواند بخشی از الزامات یک نظام اقتدارگرا تلقی شود، با چشمانی اشکبار در این مراسم حضور یافتند. این دوگانگی را می‌شد در رفتار و حالات چهره شماری از مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی ایران نیز مشاهده کرد. از جمله در واکنش عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، هنگام گریه محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، کنار تابوت علی خامنه‌ای.

با توجه به حساسیت خلأ رهبری و پیامدهای بالقوه آن برای آینده ساختار قدرت، رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران در نخستین ساعات پس از کشته شدن علی خامنه‌ای، با برجسته‌سازی روایت‌هایی مبنی بر اینکه او پیش از مرگ، پسرش مجتبی خامنه‌ای را به‌عنوان جانشین برگزید، تلاش کردند از شکل‌گیری تصور بحران جانشینی و خلأ قدرت جلوگیری کنند.

طرح این روایت، در کنار تلاش برای تقویت روحیه حامیان نظام با هدف القای تداوم ثبات و کنترل در ساختار سیاسی صورت گرفت؛ ساختاری که با حذف رأس هرم رهبری، وارد مرحله‌ای حساس و همراه با ابهام درباره آینده موازنه قدرت شده بود.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

نظام ولایت فقیه در آستانه فروپاشی

رهبر جمهوری اسلامی ایران که در چارچوب قانون اساسی با عنوان «ولی فقیه» شناخته می‌شود، بالاترین مرجع تصمیم‌گیری در ساختار سیاسی این کشور است و جایگاه او به‌عنوان رهبر انقلاب اسلامی، در حوزه‌های مختلف از جمله امور نظامی، امنیتی و سیاسی اختیارات گسترده‌ای به او می‌دهد. به‌گونه‌ای که در مسائل راهبردی و کلان کشور، نقش تعیین‌کننده و نهایی را ایفا می‌کند.

بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بخشی از اختیارات رهبر به شرح زیر است:

  • اختیار انتصاب و عزل فرماندهان نظامی ارشد را در دست دارد، درباره جنگ و صلح تصمیم نهایی را اتخاذ می‌کند و ریاست شورای عالی امنیت ملی را بر عهده دارد
  • سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی را ترسیم می‌کندو بر اجرای آن‌ها نظارت دارد. رئیس قوه قضاییه، رئیس سازمان صداوسیما و نیمی از اعضای شورای نگهبان را منصوب می‌کند و در تصمیم‌های راهبردی، حرف آخر را می‌زند
  • در صورت لزوم، اختیار عزل رئیس‌جمهوری را دارد
  • به‌عنوان عالی‌ترین مرجع دینی در چارچوب نظریه ولایت فقیه، اختیار صدور فتوا و احکام شرعی را دارد
  • کنترل کامل سیاست خارجی و امنیت ملی را در اختیار دارد، جهت‌گیری‌های دیپلماسی و روابط خارجی ایران را تعیین و دیپلمات‌های ارشد کشور را منصوب می‌کند

این اختیارات گسترده که زمانی برای تثبیت جایگاه خمینی طراحی شد و پس از او به خامنه‌ای، به‌عنوان جانشین و همفکر او، انتقال یافت، اکنون در اختیار رهبری قرار دارد که وضعیت سلامتی و میزان حضور و نقش‌آفرینی واقعی او در ساختار قدرت با ابهام‌های بسیاری روبه‌رو است و حتی از او به‌عنوان «رهبر نمادین» یاد می‌شود. از همین رو، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که آیا تحولات اخیر به تغییر در ساختار قدرت و الگوی حکمرانی جمهوری اسلامی ایران انجامید؟

مجتبی، رهبر نمایشی

مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران، از زمان کشته شدن علی خامنه‌ای تاکنون، در انظار عمومی دیده نشده است. هرچند گفته می‌شود این غیبت دلایل امنیتی دارد، ممکن است ناشی از جراحات شدید او در همان حمله‌ای باشد که به کشته شدن پدرش انجامید.

بر اساس گزارش‌های اطلاعاتی غربی و همچنین منابع وابسته به جریان‌های مخالف جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران نقش اصلی را در اداره عملی کشور بر عهده دارد و از جایگاه مذهبی مجتبی خامنه‌ای به‌عنوان پوششی برای حفظ مشروعیت و تداوم نظام بهره می‌برد. بر پایه این گزارش‌ها، تصمیم‌های سرنوشت‌سازی همچون جنگ و مذاکره را هم عمدتا فرماندهان ارشد سپاه پاسداران اتخاذ می‌کنند.

به باور برخی ناظران، موافقت اولیه مجتبی خامنه‌ای با مذاکره با «شیطان بزرگ» و حرکت به‌ سوی تفاهم با ایالات متحده نه از سر تغییر رویکرد، بلکه در نتیجه فشارهای اقتصادی فزاینده ناشی از جنگ و همچنین فشار مستقیم مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران، و فرماندهان ارشد سپاه پاسداران برای جلوگیری از فروپاشی کامل نظام صورت گرفت.

در همین چارچوب، پیامی هم به نام مجتبی خامنه‌ای منتشر شد. هرچند تاکنون به‌طور مستقل تایید نشده است که متن این پیام را سپاه پاسداران تدوین کرده باشد، آنچه از پشت پرده این تحولات روایت می‌شود، شامل نکات زیر است:

اول: سپاه پاسداران این پیام را نشانه‌ای از موافقت با ادامه روند مذاکرات با ایالات متحده دانست، اما تاکید کرد که این گفتگوها صرفا در چارچوب شروط، ملاحظات و خط‌قرمزهای تعیین‌شده از سوی تهران ادامه خواهد یافت.

دوم: مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران، بر پایبندی کامل دولت به دیدگاه‌ها و مواضع رهبر جدید تاکید کرد. به باور برخی ناظران، این اقدام نوعی برجسته‌سازی جایگاه و نقش رهبر کنونی نظام است تا خلأ قدرت و وضعیت نامشخص حاکم بر ساختار سیاسی آشکار نشود.

بر این اساس، به نظر می‌رسد سپاه پاسداران در تلاش است جایگاه رهبر را به‌عنوان یک چارچوب نمادین و منبع مشروعیت برای تداوم نظام حفظ کند. در حالی که مدیریت و کنترل واقعی ساختار قدرت عملا در اختیار سپاه است.

به باور تحلیلگران، با کشته شدن خامنه‌ای، فصل «انقلاب اسلامی» به پایان رسید و جمهوری اسلامی ایران در نخستین روز پس از مرگ او، با بحران جانشینی و خلأ قدرت در بالاترین سطح حاکمیت مواجه شد.

پایان نظام ولایت فقیه

با کشته شدن علی خامنه‌ای، یکی از مهم‌ترین دوره‌های سیاسی در تاریخ معاصر ایران به پایان رسید؛ دوره‌ای که در آن جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر ایدئولوژی انقلابی، شبکه‌ای از گروه‌های نیابتی منطقه‌ای و راهبرد تقابل با رقبا، تلاش کرد جایگاه و نقش خود را در معادلات خاورمیانه تثیبت کند.

خامنه‌ای مسیر خود را از حوزه‌های علمیه عراق آغاز کرد، اما در قم بود که فصل تازه‌ای از زندگی‌اش رقم خورد؛ دیدار و ارتباط با خمینی، رهبر آینده انقلاب، او را وارد مسیری کرد که در نهایت به یکی از مهم‌ترین چهره‌های سیاسی جمهوری اسلامی تبدیل شد.

خامنه‌ای نزدیک به ۴۰ سال از عمرش را در دوران سلطنت شاه گذراند و در سال‌های اقامت خمینی در پاریس، در تبلیغ و گسترش افکار او نقشی فعال ایفا کرد؛ افکاری که بعدها مسیر سیاسی ایران را دگرگون کرد.

با پیروزی انقلاب و بازگشت خمینی به ایران، خامنه‌ای به یکی از پایه‌های اصلی نظام تازه‌تاسیس جمهوری اسلامی تبدیل شد و در سال ۱۳۶۰ به ریاست‌جمهوری رسید. سال ۱۳۶۸ نقطه عطفی سرنوشت‌ساز در مسیر سیاسی او بود. پس از درگذشت خمینی، مجلس خبرگان رهبری، خامنه‌ای را به‌عنوان جانشین او در جایگاه «ولی فقیه» و رهبر جمهوری اسلامی ایران برگزید.

دوران رهبری او با گسترش نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران از طریق «محور مقاومت» و نیز مناقشه هسته‌ای در عرصه بین‌المللی شناخته می‌شود؛ مسیری که به توافق هسته‌ای برجام انجامید، اما با بازگشت تحریم‌های اقتصادی سنگین در سال ۲۰۱۸ (۱۳۹۷)، ایران بار دیگر تحت فشار قرار گرفت.

در نهایت، کشته شدن علی خامنه‌ای ضربه‌ای سنگین به نظام جمهوری اسلامی ایران وارد کرد؛ نظامی که مشروعیت و ساختار خود را، در عمل و نه صرفا در شعار، بر اصل «ولایت فقیه» بنا کرده بود. علاوه بر آن، با غیبت مجتبی خامنه‌ای از صحنه، به نظر می‌رسد پرونده نظام ولایت فقیه بسته و فصل تازه‌ای گشوده شده که در آن سپاه پاسداران، به‌عنوان بازیگر مسلط، زمام اداره کشور را در دست گرفته است.

با این حال، یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش رو می‌تواند تشدید رقابت میان جناح‌های تندرو و اصلاح‌طلب باشدکه علی خامنه‌ای در طول سال‌ها با مهارت خاصی آن را کنترل و مدیریت می‌کرد. در نتیجه، می‌توان گفت اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر اینکه با کشته شدن علی خامنه‌ای، رژیم جمهوری اسلامی نیز سقوط کرد، چندان دور از واقعیت به‌نظر نمی‌رسد.

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه