طی دههها، ژئوپلیتیک خاورمیانه حول محور تولید انرژی، اتحادهای نظامی و رقابتهای منطقهای چرخیده است. دولتها برای کسب نفوذ، از طریق نفت، ایدئولوژی و شراکتهای امنیتی با یکدیگر رقابت میکردند. با این حال، پایههای قدرت ژئوپلیتیکی بهتدریج در حال دگرگونیاند.
در قرن بیستویکم، ارتباط و پیوند منطقهای به یکی از مهمترین ابزارهای دیپلماسی و سیاستورزی بدل شده است. کشورهایی که بتوانند انرژی، کالا، سرمایه، داده و منابع انسانی را بهشکلی کارآمد میان قارهها جابهجا کنند، آینده تجارت جهانی و سیاست منطقهای را شکل خواهند داد. جغرافیا همچنان یک دارایی راهبردی محسوب میشود، اما ارزش اصلی آن دیگر صرفا در کنترل سرزمین نیست، بلکه در پیوند دادن و اتصال آن به دیگر نقاط است.
عربستان سعودی بیش از هر کشور دیگری میتواند از این تحول بهره ببرد.
این پادشاهی در نقطه تلاقی اروپا، آسیا و آفریقا قرار دارد و دریای سرخ را به خلیج فارس متصل میکند؛ موقعیتی که آن را به دروازه طبیعی خاورمیانه بزرگتر بدل میکند. تا پیش از این، به این جغرافیا عمدتا از زاویه صادرات هیدروکربنی (نفت و گاز) دیده میشد، اما امروز فرصتی فراهم شده تا عربستان سعودی از یک ابرقدرت انرژی به شاهراه ارتباطی حیاتی در منطقه تبدیل شود.
«چشمانداز ۲۰۳۰» از همین حالا بنیانهای این تحول را پیریزی کرده است. سرمایهگذاریهای عظیم در بنادر، لجستیک، راهآهن، مناطق صنعتی، هوانوردی و زیرساخت دیجیتال، در حال بازآرایی اقتصاد این پادشاهیاند. اما این پروژهها را نباید طرحهای اقتصادی مجزا از هم دانست؛ آنها در کنار هم، اجزای سازنده یک استراتژی کلانتر را تشکیل میدهند.
تاریخ درسی روشن به ما میدهد: قدرتهای بزرگ بهندرت تنها بهواسطه توان نظامی به سلطه رسیدهاند. آنها زمانی شکوفا شدهاند که به رابطهای ناگزیر بدل شدهاند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
عربنیوز مینویسد که ونیز اروپا را از طریق تجارت دریایی به آسیا پیوند زد. بریتانیا امپراتوریاش را حول مسیرهای دریایی جهانی بنا کرد. آمریکا هم نظم بینالمللی پس از جنگ را از طریق نهادها، نظامهای مالی و زیرساختهایی که متحدان و بازارها را در سراسر قارهها به هم متصل میکرد، تثبیت کرد.
ارتباطات و پیوندهای منطقهای بود که نفوذ به همراه آورد. حالا عربستان سعودی فرصت دارد همین اصل را در خاورمیانه به کار بگیرد.
منطق راهبردی این رویکرد در سالهای اخیر حتی متقنتر هم شده است. اختلالها در دریای سرخ، نگرانیها درباره تنگه هرمز و رقابت روزافزون ژئوپلیتیک، آسیبپذیری تکیه بر تعداد محدودی از گلوگاههای دریایی را آشکار کردهاند. در همین حال، کشورهای منطقه در حال اولویتبخشی به تنوع اقتصادی، زنجیرههای تأمین مقاوم و مسیرهای تجاری تازهاند.
پاسخ این چالش، جایگزین کردن مسیرهای دریایی نیست، بلکه تکمیل آنها با شبکههای یکپارچه زمینی است که افزونگی، انعطافپذیری و تابآوری فراهم کنند.
این دقیقا همان منطقی است که در پس «طرح چهار دریا» قرار دارد؛ طرحی که «موسسه نیولاینز» (New Lines Institute) بهتازگی معرفی کرده است. این طرح چارچوبی راهبردی برای ارتباطات منطقهای پیشنهاد میکند که مدیترانه، دریای سرخ، خلیج فارس و دریای خزر را از طریق شبکههای یکپارچه خطوط لوله، اتصالات برق، راهآهن، بزرگراه و زیرساخت دیجیتال به هم پیوند میزند. این طرح، بهجای آنکه این پروژهها را سرمایهگذاریهایی مجزا از هم و پراکنده فرض کند، آنها را اجزای یک ساختار منطقهای منسجم معرفی میکند که هدفش تقویت امنیت انرژی، تسهیل تجارت و پیشبرد همگرایی اقتصادی بلندمدت است.
مسأله مهم اینجاست که «طرح چهار دریا» صرفا یک دالان حملونقل دیگر نیست، بلکه شیوهای متفاوت برای اندیشیدن به استراتژی منطقهای است.
ژئوپلیتیک خاورمیانه مدتها بر پایه رقابت و حذف شکل میگرفت. اما مفهوم «چهار دریا» پیوندها و راههای ارتباطی را در کانون همکاریهای منطقهای مینشاند و ضمن ایجاد انگیزههای اقتصادی برای ثبات، تولیدکنندگان انرژی در حوزه خلیج فارس را به شکلی کارآمدتر به بازارهای اروپایی و جهانی پیوند میدهد. این طرح همچنین از فرصت ژئوپلیتیکی بینظیری بهره میبرد: بهبود دیپلماسی منطقهای و فراهم شدن فرصتهای تازه برای بازسازی و سرمایهگذاری در بخشهایی از شامات.
عربستان سعودی موقعیتی بیهمتا برای هدایت چنین طرحی دارد. توان مالی، نفوذ دیپلماتیک و اصلاحات جاهطلبانه داخلیاش، اعتباری فراهم میکند که برای گردهم آوردن دولتها، نهادهای مالی بینالمللی و سرمایهگذاران خصوصی حول توسعه زیرساختی بلندمدت لازم است. این پادشاهی پیشتر هم برای سرمایهگذاری راهبردی در سراسر منطقه تمایل نشان داده است. ارتباطات منطقهای این فرصت را فراهم میکند که این سرمایهگذاریها به یک چارچوب منطقهای پایدار بدل شوند.
منافع اقتصادی این طرح چشمگیر خواهد بود. دالانهای یکپارچه حملونقل و انرژی هزینههای مبادلاتی را کاهش میدهند، مسیرهای صادراتی را متنوع میکنند و تابآوری زنجیره تامین را بهبود میبخشند. این دالانها از صنایع نوظهوری چون هیدروژن، تولید پیشرفته، لجستیک و خدمات دیجیتال، که همگی به زیرساخت منطقهای قابلاتکا وابستهاند، پشتیبانی خواهند کرد. از نظر عربستان سعودی، اتصال منطقهای هدف «چشمانداز ۲۰۳۰» را تقویت میکند: تبدیل شدن به بستری بینالمللی برای سرمایهگذاری و لجستیک، فراتر از یک صادرکننده صرف نفت خام.
اما منافع ژئوپلیتیک این طرح شاید حتی وسیعتر باشند. زیرساخت، وابستگی متقابل میآفریند. کشورهایی که از طریق خطوط لوله، شبکههای برق، راهآهن و دالانهای تجاری به هم متصل میشوند، منافع مشترکی در حفظ ثبات خواهند داشت. ادغام اقتصادی نمیتواند کل اختلافهای سیاسی را از میان بردارد، اما میتواند هزینه درگیری را بالا ببرد و همزمان انگیزههای همکاری را افزایش دهد.
تجربه پساجنگ اروپا گویای همین اصل است. ادغام اقتصادی اختلافات سیاسی را برطرف نکرد، اما انگیزههای راهبردی پیش روی دولتها را از بنیان دگرگون کرد. خاورمیانه نه اروپاست و نه اروپای غربی پس از جنگ؛ واقعیتهای سیاسی آن متفاوت است، اما درس اساسی همچنان معتبر است: رفاه، بیشتر از راه پیوند ساخته میشود تا از راه رویارویی.
عربستان سعودی این فرصت را دارد که پرچمدار این چشمانداز باشد. این کشور، به جای آنکه رهبری منطقهای را عمدتا از طریق نفوذ نظامی یا میانجیگری دیپلماتیک تعریف کند، میتواند آن را از طریق ادغام اقتصادی تعریف کند. با این کار، خود را نه فقط در مقام بزرگترین اقتصاد جهان عرب، که در مقام رابط ناگزیر میان مناطق، بازارها و نظامهای انرژی قرار میدهد.
از همین رو، ارتباطات منطقهای را از سطح یک مسأله زیرساختی فراتر میبرد، که یک استراتژی کلان است.
این پادشاهی پیش از این هم سرمایهگذاری کلانی در زیرساختهای فیزیکی این آینده انجام داده است. چالش کنونی، ادغام این سرمایهگذاریها در قالب یک چشمانداز منطقهای منسجم است. طرحهایی مانند چارچوب «چهار دریا» نشان میدهند که چگونه میتوان نه فقط با پیوند دادن کشورها، بلکه با پیوند دادن کل مناطق از طریق منافع اقتصادی مشترک به این هدف دست یافت.
هرچه اقتصاد جهانی بیشتر بر پایه زنجیرههای تأمین مقاوم و اتصال منطقهای راهبردی شکل بگیرد، کشورهایی که مسیرهای تجارت را شکل میدهند، ژئوپلیتیک آینده را نیز شکل خواهند داد. عربستان سعودی هم جغرافیا و هم جاهطلبی لازم را دارد تا یکی از این کشورها باشد.

