پس از نمایش تشییع آیت‌الله خامنه‌ای، آزمون سخت جمهوری اسلامی تازه آغاز می‌شود

غیبت مجتبی خامنه‌ای، فشارهای منطقه‌ای و وخامت اوضاع اقتصادی نشان می‌دهد که آزمون بسیار دشواری پیش‌ روی رژیم حاکم بر ایران است

اگرچه رژیم حاکم بر ایران از مراسم تشییع علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران، برای نمایش تاب‌آوری، پیروزی و قدرت خود پس از رویارویی با اسرائیل و آمریکا بهره برد، غیبت مجتبی خامنه‌ای، حضور نداشتن روسای‌جمهوری پیشین، فشارهای منطقه‌ای و وخامت اوضاع اقتصادی از آزمونی بسیار دشوارتر برای این نظام در آینده حکایت دارند.

رهبران جمهوری اسلامی ایران در عرصه داخلی، می‌کوشند مراسم تشییع را به یک نمایش قدرت بدل کنند که نشان‌دهنده تاب‌آوری حکومتی است که همچنان پابرجا است، از انسجام داخلی آن حفظ شده و توانسته است احساس همبستگی و میهن‌دوستی را در دل مردم زنده کند.

با وجود آنکه مخالفان حکومت با کم‌اهمیت جلوه دادن گستردگی مشارکت مردم در این مراسم و معرفی شرکت‌کنندگان به‌عنوان «جمعیتی ناگزیر از حضور» که یا به اجبار آمده‌اند یا با مشوق‌های مختلف ترغیب شده‌اند، تلاش کردند روایت رسمی را به چالش بکشند، نمی‌توان حضور گسترده هواداران نظام را در مراسم تشییع در نقاط مختلف ایران نادیده گرفت.

این حضور شاید بتواند نشان دهد که حکومت حتی اکنون نیز قادر است حمایت چند میلیون نفر از مردمی را که یا به دلایل ایدئولوژیک به آن وفادارند یا معیشتشان به آن وابسته است، داشته باشد، با این حال حتی این مشارکت گسترده نیز نمی‌تواند چند معضل اساسی را که توانایی حکومت را برای بهره‌برداری سیاسی از این مراسم تحت‌الشعاع قرار می‌دهند، پنهان کند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

نخستین مورد غیبت مجتبی خامنه‌ای در مراسم تشییع است. هرچند این غیبت را می‌توان با ملاحظات امنیتی توضیح داد، دور ماندن مستمر جانشین رهبر از انظار عمومی از هم‌اکنون پرسش‌هایی را برانگیخته و در بلندمدت ممکن است درباره توانایی او برای اعمال اقتدار و حفظ روندی منظم در تصمیم‌گیری‌ها تردید ایجاد کند.

دومین مسئله غیبت محمد خاتمی، حسن روحانی و محمود احمدی‌نژاد، روسای‌جمهوری پیشین ایران، در مراسم اصلی تهران بود که پرسش‌ها و حتی انتقادهایی را برانگیخت، در حالی که بسیاری معتقد بودند چنین مراسمی اقتضا می‌کرد همه شخصیت‌های برجسته نظام در آن حضور داشته باشند.

در تحلیلی هم که در یکی از پایگاه‌های خبری ایران منتشر شد، نویسنده یادآور می‌شود جای یک عکس رسمی در این مراسم خالی بود؛ عکسی که به اعتقاد او می‌باید سه رئیس‌جمهوری زنده پیشین ایران و همچنین نمایندگان دو رئیس‌جمهوری درگذشته، مثلا پسر هاشمی رفسنجانی و همسر ابراهیم رئیسی، در آن حضور می‌داشتند.

نکته قابل‌توجه این بود که در حاشیه مراسم تشییع نیز مجموعه‌ای از دیدارها میان مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی، به‌ویژه محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، با اعضای هیأت‌های اعزامی گروه‌های عضو «محور مقاومت» برگزار شد و مقام‌های جمهوری اسلامی ایران در دیدار با نمایندگان گروه‌های فلسطینی، به‌ویژه حماس و نیز نمایندگان حزب‌الله لبنان، امل و حوثی‌ها، بر ادامه حمایت تهران از نیروهای همسو در منطقه، دستاوردهای جنگ و وحدت «محور مقاومت» تاکید کردند.

آن‌ها همچنین اعلام کردند که تهران در مرحله دوم گفتگوها با واشنگتن، هم بر پیوند زدن مذاکرات با ایالات متحده به ادامه آتش‌بس در لبنان و همچنین طرح تحولات نوار غزه پایبند است؛ اظهاراتی که نشان‌دهنده افزایش اعتمادبه‌نفس رهبران جمهوری اسلامی ایران به توانایی خود برای تبدیل دستاوردهای این رویارویی به نظمی منطقه‌ای است که جایگاه ایران را به رسمیت بشناسد، آن هم با این تصور که ایران توانسته است به همسایگان خود و اقتصاد جهانی  خسارت‌های قابل‌توجهی وارد کند.

با این حال، باید توجه داشت که حتی پس از عملیات «غرش شیران» هم ایران همچنان با مجموعه‌ای از چالش‌های منطقه‌ای روبه‌رو است، از جمله ادامه حضور نظامی اسرائیل در جنوب لبنان، تفاهم‌ اسرائیل و دولت لبنان و افزایش فشارها در لبنان و عراق برای خلع سلاح گروه‌های شبه‌نظامی شیعه.

بنابراین آزمون واقعی رهبران جدید ایران هنوز در پیش است.

هرچند حکومت توانست جمعیت زیادی را برای شرکت در مراسم تشییع خامنه‌ای بسیج کند، این موفقیت به‌تنهایی پاسخگوی چالش‌های داخلی و خارجی مهم  جمهوری اسلامی ایران پس از پایان این رویارویی، نیست.

این موضوع به‌ویژه با توجه به تشدید بحران اقتصادی و افزایش گزارش‌ها درباره اختلاف‌نظر میان مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی ایران بر سر مسیر آینده نظام در دوران پس از جنگ، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و مشخص نیست حکومت ایران چگونه می‌خواهد از پس این چالش‌ها بربیاید.

برگرفته از وای‌نت

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه