پل سرخ کابل در دو دهه نظام جمهوریت تنها یک چهارراه یا منطقه پررفتوآمد نبود، بلکه به یکی از شناختهشدهترین مراکز فرهنگی، اجتماعی و دانشجویی افغانستان تبدیل شده بود، اما با بازگشت طالبان به قدرت، فضای این منطقه نیز مانند بسیاری از بخشهای دیگر زندگی شهری کابل، دستخوش تغییر شد.
نزدیکی پل سرخ به دانشگاه کابل، آموزشگاههای خصوصی، کتابفروشیها، کافهها و مراکز فرهنگی این منطقه را به پاتوق صدها دانشجو، نویسنده، خبرنگار، شاعر، هنرمند و جوان تحصیلکرده تبدیل کرده بود. بسیاری از نشستهای نقد کتاب، رونمایی آثار، جلسات شعرخوانی، نمایش فیلم، اجراهای کوچک موسیقی و گفتگوهای فرهنگی نیز در همین محدوده برگزار میشد.
در روزهای تعطیل و همچنین عصرها، پل سرخ یکی از شلوغترین نقاط شهر کابل بود و کافههای این منطقه مملو از دختران و پسرانی میشد که فارغ از محدودیتهای سنتی، اوقات فراغتشان را در کافهها و رستورانهای آنجا سپری میکردند.
اما پس از آنکه طالبان دوباره بر افغانستان حاکم شدند، حالوهوای این منطقه از شهر کابل هم تغییر کرد. بخشی از کافهها، کتابفروشیها و مکانهای فرهنگی تعطیل یا بسته شدند و محدودیتهای تازه فضای این منطقه را دگرگون کرد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
طالبان در طی پنج سال گذشته با اجرای قانون امر به معروف و نهی از منکر، محدودیتهای گستردهای بر موسیقی، سینما، گردهماییهای فرهنگی و حضور مشترک دختران و پسران در مکانهای عمومی اعمال کردند. اکنون محتسبان امر به معروف طالبان در پل سرخ هم به تعداد زیاد حضور دارند و بسیاری از جوانان میگویند همین حضور آنان جو این منطقه را نسبت به گذشته به طور کامل تغییر داده است.
محمد که ۲۷ ساله و ساکن دشت برچی کابل است، حالوهوای پل سرخ در دوران جمهوریت را به یاد دارد. او به ایندیپندنت فارسی میگوید که پل سرخ اکنون بیروح شده است، کافهها خلوتاند و دختران و پسران از ترس طالبان جرئت نمیکنند در کافهها و مکانهای فرهنگی این منطقه گرد هم آیند. او میافزاید: «محتسبان امر به معروف طالبان هر گوشه از پل سرخ هستند و به همین دلیل ما نمیتوانیم آزدانه کافه برویم و از اوقات فراغت خود استفاده کنیم. من خاطرات خوبی از پل سرخ دارم. کنسرتهای کوچک در کافهها برگزار میشد و دختران و پسران بدون ترس از کسی به صحبت و گفتگو میپرداختند. حالا که طالبان آمدند، با این موارد مخالفاند و دیگر از موسیقی و همچنین حضور دختران و پسران خبری نیست.»
در دوران نظام جمهوریت، کافهها و رستورانهای پل سرخ تنها محل صرف غذا و نوشیدنی نبودند، بلکه به پاتوق جوانان، دانشجویان، نویسندگان و اهل فرهنگ تبدیل شده بودند. افزون بر کافهها، کتابفروشیها، آموزشگاههای زبان، مدارس خصوصی و فروشگاههای محصولات فرهنگی نیز بخشی از هویت این منطقه را شکل میدادند.
بسیاری از نشستهای فرهنگی از جمله سخنرانی، نقد کتاب، نمایش فیلم و اجرای موسیقی در همین کافهها، بهویژه در پل سرخ، برگزار میشد و حکومت پیشین افغانستان نیز هیچ محدودیتی بر چنین فعالیتهایی وضع نکرده بود، اما طالبان با فیلم، سینما و موسیقی مخالفاند و این فعالیتها با ذهنیت آنان سازگار نیست. در نتیجه ممنوعیتها و محدودیتهایی اعمال کردهاند که پل سرخ را به مکانی بیروح و خالی از جنبوجوش فرهنگیان، اهالی موسیقی و هنرمندان افغانستان تبدیل کرده است.
پس از سقوط نظام جمهوریت، بخشی از اهالی فرهنگ، هنر و رسانه که در پل سرخ یا مجاورت آن زندگی میکردند، افغانستان را ترک کردند. این موضوع نیز به کاهش فعالیتهای فرهنگی، هنری در پل سرخ انجامید. همزمان، شمار زیادی از خبرنگاران، نویسندگان، اهالی موسیقی، هنرمندان، سینماگران و فعالان فرهنگی افغانستان نیز ناچار به مهاجرت شدند و خروج این قشر، در کنار محدودیتهای طالبان بر فعالیتهای فرهنگی و هنری، باعث شد بسیاری از محافل فرهنگی و هنری پل سرخ بهتدریج از رونق بیفتد.
بخشی از اهالی فرهنگ و هنر که همچنان در افغانستان حضور دارند هم با محدود شدن فضای فعالیتهای فرهنگی و هنری از سوی طالبان مواجهاند. رویدادهای فرهنگی و هنری نیز با محدودیت برگزار میشود و برگزارکنندگان باید برنامههایشان را بر اساس قوانین و دستورالعملهای طالبان تنظیم کنند.
اکنون میز کافههای پل سرخ در بسیاری از ساعات روز خالیاند و دیگر صدای موسیقی از کافهها شنیده نمیشود. از نشستهای فرهنگی، بحثهای دانشجویی و گفتگوهای طولانی جوانان که زمانی بخشی از فضای روزمره این منطقه بود هم خبری نیست. در مقابل، حضور محتسبان امر به معروف طالبان در این منطقه بیش از هر زمان دیگری به چشم میخورد و بسیاری از جوانان میگویند همین حضور، احساس آزادی گذشته را از آنان گرفته است.
فرهاد ۳۰ سال دارد و ساکن ایالت ویرجینیای آمریکا است. او که در دوران نظام جمهوریت، بیشتر روزهای هفته را در منطقه پل سرخ شهر کابل سپری میکرد، به ایندیپندنت فارسی میگوید: «سه سال آخر نظام جمهوریت بهترین روزهای زندگیام بود. آن زمان عاشق دختری بودم و بیشتر وقتها در کافهها و رستورانهای پل سرخ سپری می کردم. من از دختری که دوست داشتم جدا شدم، اما خاطرات پل سرخ که بهترین لحظات عمر من بودند، هیچ وقت از من جدا نمیشود.»
با این حال حتی تجربهای که فرهاد در پل سرخ کابل از سر گذرانده است، هم اکنون برای نسل جوان افغانستان دستنیافتنی یا دستکم بسیار دشوار به نظر میرسد. طالبان هر نوع ملاقات دختران و پسران در کافهها و رستورانهای پل سرخ را ممنوع کردهاند و همین موضوع باعث شده است که بسیاری از دختران و پسران جوان جرئت رفتن به معدود کافههای باقیمانده این منطقه را نیز نداشته باشند.
در پنج سال حاکمیت مجدد طالبان، در بخش ساختمانسازی منطقه پل سرخ سرمایهگذاریهایی انجام شد و آپارتمانهایی در این منطقه ساخته شدند، اما نتوانستند جای خالی شوروشوق جوانان و پاتوقهای اهل فرهنگ، هنر و موسیقی را پر کنند.
امروز پل سرخ همچنان یکی از مناطق پررفتوآمد کابل است و خودروها و رهگذران در آن رفتوآمد میکنند، اما آنچه این منطقه را در میان نسل جوان افغانستان متمایز میکرد، اینک زیر سایه محدودیتهای طالبان رنگ باخته است. هنوز هم شماری از جوانان برای نوشیدن قهوه، گفتگو، مطالعه یا دیدار دوستان به کافههای این منطقه میروند، اما دیگر از نشستهای فرهنگی، اجراهای موسیقی، حضور گسترده دختران و پسران و حالوهوای پرنشاط سالهای نظام جمهوریت خبری نیست. پل سرخ هنوز شلوغ است، اما شور و نشاطی که زمانی آن را به قلب فرهنگی کابل تبدیل کرده بود، دیگر بهسختی دیده میشود.

