کسب تنها سه امتیاز از سه مسابقه و حذف از جام جهانی ۴۸ تیمی، خلاصه عملکرد تیم جمهوری اسلامی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ است. تیمی که در گروهی با حضور مصر، بلژیک و نیوزیلند، سادهترین مسیر ممکن برای صعود را پیش رو داشت، حتی نتوانست در جمع هشت تیم سوم برتر قرار بگیرد و برای اولین بار در جام جهانیهای اخیر، از حضور در جمع ۳۲ تیم برتر جهان محروم ماند.
سرنوشت تیم ایران بامداد یکشنبه و پس از تساوی ۳ــ۳ اتریش و الجزایر قطعی شد؛ نتیجهای که باعث شد شاگردان امیر قلعهنویی با سه امتیاز در رتبه نهم جدول تیمهای سوم، یعنی درست یک پله پایینتر از منطقه صعود، قرار بگیرند.
اگرچه پس از حذف، برخی رسانههای داخلی و نزدیک به فدراسیون فوتبال تلاش کردند با اشاره به پنالتی از دسترفته مهدی طارمی، گل مردود شجاع خلیلزاده یا تساوی دیرهنگام اتریش و الجزایر، ناکامی ایران را به «بدشانسی» نسبت دهند، واقعیت این است که احتمال حذف تیم ایران حتی از این گروه آسان، نیز از ماهها قبل و بسیار پیش از دقیقه ۹۶ دیدار اتریش و الجزایر، قابل پیشبینی بود.
مهمترین امتیاز ازدسترفته
تیم ایران مهمترین ضربه را در همان مسابقه نخست دریافت کرد که برابر نیوزیلند، ضعیفترین تیم حاضر در جام از نظر ردهبندی فیفا، ۲ــ۲ مساوی کرد و برخلاف مصر و بلژیک، موفق نشد سه امتیاز آسان این مسابقه را دشت کند. ایران نهتنها از نیوزیلند دو گل خورد که در بخشهایی از مسابقه کاملا متزلزل نشان داد و همان دو امتیاز از دست رفته در نهایت تفاوت میان صعود و حذف را رقم زد. اگر ایران آن مسابقه را میبرد، امروز بدون توجه به نتایج سایر گروهها، راهی مرحله حذفی شده بود.
تیم ایران در دیدار مقابل بلژیک نیز با وجود اخراج ناتان انگوی در دقیقه ۶۶، نتوانست از برتری عددی استفاده کند. حتی در نیم ساعت پایانی، این بلژیکیها بودند که موقعیتهای خطرناکتری خلق کردند.
شاگردان قلعهنویی در بازی با مصر هم که بنا بر تصمیم سرمربی این تیم، به چهار مهره ثابت و کلیدی آن استراحت داده شده بود، از فرصتهای پیشآمده مانند یک ضربه پنالتی یا چند موقعیت تکبهتک بهره نبردند.
پیرترین تیم جام
یکی از مهمترین دلایل این ناکامی ترکیب سالخورده تیم ایران بود. ایران در دیدارهایش برابر نیوزیلند، بلژیک و مصر با میانگین سنی ۳۱.۵ تا ۳۲.۵ مسنترین ترکیبهای آغازین جام جهانی از زمان ثبت آمار در سال ۱۹۶۶ را به میدان فرستاد.
این فقط یک رکورد آماری نبود. در هر سه مسابقه، افت بدنی محسوس تیم ایران در نیمه دوم دیده شد. تیم در انتقال از دفاع به حمله کند بود، بازگشت بازیکنان به عقب با تاخیر انجام میشد و فاصله خطوط، بهویژه پس از دقیقه ۶۰، بهوضوح افزایش پیدا میکرد.
در فوتبال مدرن، جایی که سرعت، پرس از جلو و جابهجاییهای مداوم اهمیت حیاتی دارد، اتکا به بازیکنانی که بسیاری از آنان از اوج دوران حرفهای خود فاصله گرفتهاند، هزینه سنگینی برای ایران داشت.
حلقه بسته قلعهنویی
اما سن بالا تنها مشکل تیم نبود. از زمان بازگشت امیر قلعهنویی به نیمکت تیم ایران، یکی از مهمترین انتقادها به او شیوهاش در انتخاب بازیکن بود.
در سالهای اخیر بارها این انتقاد مطرح شد که دعوت به اردوها بیش از آنکه بر اساس عملکرد فنی باشد، تحت تاثیر روابط شخصی و مالی، اعتماد قدیمی سرمربی به برخی بازیکنان و حلقه محدود نزدیکان او قرار میگیرد. نتیجه چنین رویکردی حذف یا نادیده گرفتن شماری از بازیکنان آماده و جوان فوتبال ایران بود.
در حالی که بسیاری از کارشناسان بر دعوت از چهرههایی مانند محمدجواد حسیننژاد، احمد نوراللهی، سردار آزمون یا اللهیار صیادمنش تاکید داشتند، کادر فنی ترجیح داد بار دیگر به همان بازیکنان قدیمی اعتماد کند. تصمیمی که در نهایت، تیمی کمتحرک، سالخورده و فاقد رقابت جدی برای حضور در ترکیب اصلی، را شکل داد.
ترس از آزمونهای بزرگ
یکی دیگر از پرسشهایی که پس از حذف دوباره مطرح شد، به برنامه بازیهای دوستانه ایران در دو سال گذشته مربوط میشود.
در شرایطی که بسیاری از تیمهای آسیایی و آفریقایی پیش از جام جهانی با قدرتهای فوتبال جهان دیدارهای تدارکاتی برگزار کردند، ایران عمدا از رویارویی با تیمهای بزرگ فاصله گرفت. منتقدان معتقدند دلیل این موضوع نگرانی از شکستهای سنگین و آشکار شدن فاصله واقعی تیم با فوتبال روز جهان بود.
نتیجه این سیاست آن شد که ایران بدون محک جدی وارد جام جهانی شد و ضعفهای تاکتیکیاش تازه در جریان مسابقات رسمی آشکار شد. یعنی زمانی که دیگر فرصتی برای اصلاح وجود نداشت.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
زیرساختهایی که سالها فراموش شدند
ناکامی ایران را نمیتوان تنها به عملکرد قلعهنویی محدود کرد. بخش مهمی از مسئولیت متوجه مدیریت فدراسیون فوتبال است.
در سالهای ریاست مهدی تاج، از فرماندهان سابق سپاه پاسداران بر فوتبال ایران، کارشناسان بارها درباره وضعیت نامناسب فوتبال پایه، نبود برنامه بلندمدت برای استعدادیابی، ضعف امکانات تمرینی، نبود ورزشگاههای استاندارد و عقبماندن فوتبال ایران از رقبای آسیایی هشدار دادند.
در حالی که کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، ازبکستان و برخی کشورهای عربی روی آکادمیها، فوتبال پایه و زیرساختها سرمایهگذاری گستردهای کردهاند و حتی عربستان سعودی و قطر موفق شدند میزبانی جام جهانی را کسب کنند، فوتبال ایران همچنان بر نتیجهگرایی کوتاهمدت و نسل قدیمی متکی مانده است.
حذف از جام جهانی ۴۸ تیمی را میتوان محصول طبیعی همین سالها بیتوجهی دانست.
نبود حمایت جامعه ایران
با تما اینها شاید مهمترین تفاوت این نسل با بسیاری از نسلهای قبلی فوتبال ایران، رابطه آن با افکار عمومی باشد.
پس از اعتراضهای سراسری و ملی سالیان اخیر و سکوت برخی از بازیکنان، میان این تیم و بخشی از جامعه ایران شکاف عمیقی ایجاد شد. این فاصله در سالهای بعد نهتنها ترمیم نشد، بلکه با برخی اظهارنظرها و حضور بازیکنان در برنامهها و مراسم حکومتی بیشتر نیز شد.
بهطور مثال، تنها دو ماه پس از بزرگترین سرکوب اعتراضات در تاریخ معاصر ایران به دست نیروهای جمهوری اسلامی ایران، بازیکنان تیم فوتبال ایران در تجمع همان نیروها در میدان انقلاب تهران حاضر شدند.
نتیجه واکنشهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی و رسانهها طی روزهای گذشته هم نشان داد که برخلاف دورههای گذشته، بخشی از افکار عمومی ایران حذف تیم ملی را نتیجه طبیعی انتخابهای سالهای اخیر میداند.
محمد خاکپور، کاپیتان پیشین تیم ملی ایران، در واکنش به این فضا نوشت که تیم فوتبال زمانی نماد یک ملت است که مردم آن را بازتاب احساسات و خواستههای خود بدانند، اما وقتی این پیوند از بین برود، دیگر نتیجه مسابقه تنها با معیارهای فوتبالی قضاوت نمیشود.
در میان پیامهای منتشرشده، نام رامین رضاییان بیش از سایر بازیکنان تکرار شد. بسیاری از کاربران اشکهای او پس از حذف را با مواضع سیاسی سالهای اخیرش مقایسه کردند و نوشتند که فاصله گرفتن این نسل از بخش بزرگی از جامعه موجب از دست رفتن همان سرمایهای شد که در گذشته از آن با عنوان «دعای خیر مردم» یا حمایت عمومی یاد میشد.
پایان یک نسل
جام جهانی ۲۰۲۶ نقطه پایان طبیعی نسلی بود که سالها ستون اصلی تیم فوتبال ایران را تشکیل داد، اما نه از نظر فنی توانست به وعدههای بزرگش عمل کند و نه موفق شد رابطه از دسترفتهاش با بخش بزرگی از افکار عمومی را ترمیم کند.
این تیم در حالی از جام جهانی کنار رفت که در شکل جدید مسابقات، بهترین فرصت تاریخ خود را برای صعود در اختیار داشت، اما با وجود افزایش تعداد تیمهای صعودکننده به ۳۲ تیم، حتی نتوانست در جمع هشت تیم سوم برتر قرار بگیرد.
اگر تیم ملی فوتبال ایران بخواهد بار دیگر گذشته پرافتخارش را تکرار کند و اعتماد افکار عمومی را به دست آورد، صرف تغییر در ترکیب بازیکنان یا کادر فنی کافی نخواهد بود. این فوتبال به بازنگری و انقلابی عمیق در شیوه مدیریت، استعدادیابی، انتخاب سرمربی، برنامهریزی، توجه به ردههای پایه و مهمتر از همه، بازسازی رابطه از دسترفتهاش با جامعه نیاز خواهد داشت.

