عملیات نظامی آمریکا در چارچوب عملیات «خشم حماسی» به پایان رسید، اما اکنون که دیگر بمبها فرو نمیریزند، افکار عمومی چه واکنشی خواهد داشت؟ آیا دونالد ترامپ با تلاش برای جلب رضایت منتقدان داخلی از طریق مذاکره با سران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، حامیانش را ناامید خواهد کرد؟
نتایج نظرسنجی موسسه ریگانــ که سوم ژوئن به پایان رسیدــ انتظارات آمریکاییها را آشکار کرد. البته قرار است نتایج کامل این نظرسنجی روز دوشنبه منتشر شود، اما نتایج یکی از پرسشها اکنون منتشر شده است.
از شرکتکنندگان پرسیده شد که ترجیح میدهید کدامیک از نتایج زیر در ایران حاصل شود و سه گزینه پیش روی آنان قرار داشت:
ــ تغییر رژیم به این معنی که دولت کنونی با حکومتی جایگزین شود که رویکردی مطلوبتر به آمریکا داشته باشد
ــ تضعیف رژیم، یعنی حکومت فعلی در ایران بر سر کار بماند، اما از نظر نظامی و اقتصادی بهشدت تضعیف شود
ــ توافق از طریق مذاکره؛ اینکه حکومت کنونی ایران در ازای پذیرش محدودیتهای قابلراستیآزمایی بر برنامههای هستهای و موشکی خود، همچنان سر کار بماند
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
نتایج نشان میدهد ۵۲ درصد پاسخدهندگان یا از تغییر رژیم (۳۶ درصد) یا از تضعیف رژیم (۱۶ درصد) حمایت میکنند. در مقابل، ۳۹ درصد از دستیابی به توافق از طریق مذاکره حمایت کردهاند و ۸ درصد نیز گفتهاند که نظری ندارند.
اما میان گرایشهای سیاسی تفاوت قابلتوجهی دیده میشود. به این صورت که در میان دموکراتها، ۵۲ درصد توافق از طریق مذاکره را ترجیح میدهند، در حالی که ۳۹ درصد از تغییر یا تضعیف رژیم حمایت میکنند. این نسبت در جمهوریخواهان کاملا برعکس است. یعنی تنها ۲۵ درصد از توافق مذاکرهشده حمایت میکنند، در حالی که ۶۹ درصد خواهان تغییر یا تضعیف رژیماند.
در میان جمهوریخواهان حامی جنبش «عظمت را به آمریکا بازگردانیم» (ماگا/ MAGA) نیز ارقام تقریبا مشابه است: ۲۵ درصد در برابر ۷۰ درصد.
افراد مستقل نیز با اختلاف قابلتوجه، تغییر یا تضعیف رژیم (۷۱ درصد) را به توافق مذاکرهشده (۱۷ درصد) ترجیح میدهند.
شاید برای پایگاه رای ترامپ چندان مهم نباشد که او به هدف تغییر رژیم دست نیابد و در عوض مسیر مذاکره را در پیش بگیرد، اما این موضوع میتواند از میزان هواداری آنان بکاهد. جمهوریخواهان، بهویژه حامیان جنبش ماگا، ترامپ را رهبری مقتدر میدانند و اگر او سر میز مذاکره از دشمن قسمخورده آمریکا شکست بخورد، این تصویر بیتردید خدشهدار خواهد شد.
تیم ترامپ بهویژه به این دلیل در موضعی آسیبپذیر قرار دارد که از همان ابتدا امتیازهای بزرگی داده است. دولت او تحریمها را کاهش داد و اجازه داد فروش نفت ایران بلافاصله از سر گرفته شود،. سپس اعلام کرد که موضوع بازرسی از تاسیسات هستهای، خارج کردن مواد هستهای با غنای بالا و تعیین تکلیف وضعیت تنگه هرمز تا اواسط ماه اوت (اواخر مرداد) حلوفصل خواهد شد که درست پیش از آغاز فصل انتخابات میاندورهای آمریکا در پاییز است.
ایرانیها احمق نیستند. آنها خوب میدانند که ترامپ نگران انتخابات میاندورهای کنگره است و از این موضوع بهرهبرداری خواهند کرد. از طرفی مطمئن است که آمریکا صرفا به دلیل موضوع بازرسیها، حمله نظامی را از سر نخواهد گرفت.
ترامپ حتی در اظهارنظرهای بداهه خود نیز امتیازهایی داده است. او داشتن موشکهای بالستیک را برای جمهوری اسلامی ایران قابلقبول دانسته و گفته «اینکه آنها هیچ موشک بالیستیکی نداشته باشند، کمی بیانصافی است.» اظهارنظری شگفتآور در شرایط که حکومت ایران به دنبال ساخت موشکهای بالیستیک قارهپیمایی است که توان هدف قرار دادن خاک آمریکا را دارند.
ترامپ از موضوع حمایت جمهوری اسلامی ایران از گروههای تروریستی، بهویژه در لبنان، هم چشمپوشی کرده، در حالی که ژوزف عون، رئیسجمهوری لبنان، مشخصا خواستار خلع سلاح و انحلال حزبالله است؛ گروهی که تهران آن را مسلح میکند تا مرزهای شمالی اسرائیل را تهدید کند. در همین حال، جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا هم اسرائیل را به دلیل تلاش برای رفع این تهدید، سرزنش کرده است.
دو موضوع دیگر نیز باید مشاوران مسئول حفظ وجهه سیاسی ترامپ را نگران کند. نخست، صندوق پیشنهادی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران که عملا به معنای جبران خساراتی است که بمبارانها و تحریمهای آمریکا به جمهوری اسلامی ایران وارد کردند و دوم، پیشنهاد کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه که این تصور را ایجاد میکند که ایالات متحده در حال عقبنشینی و فرار از صحنه است.
مجموع این موارد، باعث میشود توافق اخیر حتی از توافق سال ۲۰۱۵ باراک اوباما با جمهوری اسلامی ایران (برجام) نیز ضعیفتر به نظر میرسد.
این همه تحرکات پرشتاب، چه تصویری از دولت ترامپ ارائه میدهد؟ بر اساس نظرسنجی سیبیسینیوز که ۱۹ ژوئن منتشر شد، ۶۶ درصد آمریکاییها معتقدند که «دولت ترامپ عمدتا به این دلیل با جمهوری اسلامی ایران به توافق رسید که میخواست جنگ را تمام کند.» در مقابل، تنها ۳۴ درصد گفتند دلیل این توافق آن بود که «آمریکا به تمامی اهدافش دست یافت».
این دیدگاه را ۷۲ درصد دموکراتها، ۷۱ درصد مستقلها و ۵۳ درصد جمهوریخواهان تایید کردهاند. در حالی که تنها ۴۷ درصد جمهوریخواهان معتقدند اهداف آمریکا محقق شده است.
این در حالی است که اصولا هیچ رئیسجمهوری نباید صرفا به این دلیل که نتایج نظرسنجیها درباره او روبهافول است، جنگی را آغاز کند یا به پایان برساند. اگر چنین بود، محبوبیت آبراهام لینکلن پس از شکستهای ارتش اتحادیه در سال ۱۸۶۲ چه وضعی پیدا میکرد؟ یا محبوبیت وینستون چرچیل پس از سقوط فرانسه در سال ۱۹۴۰ یا عقبنشینیهای متفقین در شمال آفریقا پیش از نبرد العلمین در سال ۱۹۴۲ چگونه میبود؟
ترامپ در سال ۲۰۲۰ گفته بود «جمهوری اسلامی ایران هرگز جنگی را نبرده، اما هیچ مذاکرهای را هم نباخته است». آیا او واقعا میخواهد به تهران کمک کند تا یک پیروزی دیگر نیز به این کارنامه بیفزاید؟ آن هم در حالی که با این کار این خطر را به جان میخرد که حامیانش را ناامید کند، بیآنکه بتواند منتقدانش را با خود همراه کند؛ نتیجهای فاجعهبار هم از نظر سیاسی داخلی و هم از منظر سیاست خارجی که میشد از آن جلوگیری کرد.
*کارل روو، مشاور ارشد پیشین کاخ سفید و معاون جورج دبلیو بوش و همچنین نویسنده کتاب «پیروزی ویلیام مککینلی» است و این یادداشت در والاستریت ژورنال منتشر شده است.

