تنگه هرمز؛ میدان آزمون نظم نوین امنیتی در خلیج فارس

روایت‌های متفاوت واشنگتن و تهران از توافق، آینده امنیت انرژی در خلیج فارس را در وضعیت مبهمی قرار داده است

یک یدک‌کش دریایی در نزدیکی یک کشتی لنگر انداخته در تنگه هرمز‌ــ Photo: Amirhossein KHORGOOEI/ISNA/AFP/NTB

تنگه هرمز گشوده شده و جمهوری اسلامی ایران اکنون چنان رفتار می‌کند که گویی نقش «پلیس» این گذرگاه راهبردی را بر عهده گرفته است که بر تردد کشتی‌ها نظارت می‌کند و از دریافت عوارض عبور سخن می‌گوید. در مقابل، کاخ سفید این ادعا را رد و تاکید کرده که هیچ‌گونه عوارضی برای عبور از تنگه هرمز وضع نخواهد شد و تهران نیز به این موضوع متعهد شده است. هم‌زمان هشدار می‌دهد که ناوهای جنگی آمریکا که در نزدیکی خلیج فارس مستقرند، در صورت لزوم، بار دیگر به صحنه بازخواهند گشت.

به نظر می‌رسد یا یکی از دو طرف حقیقت را نمی‌گوید، یا آنکه ابهام‌های موجود در توافق زمینه‌ساز تفسیرهای متفاوت از مفاد آن شده است.

حتی اگر جمهوری اسلامی ایران یک دلار هم از محل این عوارض دریافت نکند، صرف کنترل آن بر تنگه به این کشور اختیارات سیاسی بسیار خطرناکی می‌دهد. هدف نهایی تهران تسلط بر خلیج فارس از طریق تثبیت جایگاهش به‌عنوان مرجع تصمیم‌گیر نهایی درباره دادن اجازه یا ممانعت از عبور نفتکش‌ها است. این وضعیت در مراحل بعدی، به این معنا خواهد بود که همه کشورهای منطقه و همچنین کشورهای واردکننده انرژی در سراسر جهان، ناچار خواهند شد برای عبور یا ممانعت گزینشی از عبور، تابع تصمیم نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران باشند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

ابعاد این موضوع زمانی آشکار خواهد شد که جمهوری اسلامی ایران با یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس اختلاف پیدا کند. در آن صورت خواهد کوشید با توسل به بهانه‌های مختلف، مانع صادرات آن کشور شود. از طرفی می‌تواند با محدود کردن محموله‌هایی که از تنگه عبور می‌کنند، کشورهای اروپایی یا آسیایی واردکننده را نیز تحت فشار قرار دهد. تهران همچنین از تنگه هرمز برای تحمیل سیاست‌هایش بر کشورهای خلیج فارس استفاده خواهد کرد و هر زمان که بخواهد، آن‌ها را زیر فشار می‌گذارد.

افزون بر این، بدون اعلام رسمی، از کشتی‌های عبوری باج یا عوارض غیررسمی دریافت خواهد کرد. یعنی همان الگوی رفتاری که طی دهه‌ها به آن شناخته شده است: افراد تبعه کشورهایی را که با آن‌ها اختلاف دارد، از خیابان می‌رباید و با طرح اتهام‌های ساختگی، آنان را به ابزاری برای اعمال فشار بر دولت‌هایشان و وادار کردن آن‌ها به امتیازدهی تبدیل می‌کند. همین شیوه را از طریق نیروهای نیابتی‌اش در عراق و لبنان هم به کار می‌گیرد.

بنابراین، وقتی جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، و مارکو روبیو، وزیر خارجه این کشور، تاکید می‌کنند که جمهوری اسلامی ایران متعهد شده هیچ‌گونه عوارضی بر تنگه هرمز اعمال نکند، این ادعا ممکن است درست باشد، اما بدان معنا نیست که تهران قصد ندارد کنترل کامل تنگه را در دست بگیرد، حتی اگر برای عبور کشتی‌ها رسما عوارض تعیین نکند یا در ازای پرداخت پول، «بلیت عبور» صادر نکند.

سلطه سیاسی از باج‌گیری مالی خطرناک‌تر است. در همین چارچوب، اعلام سلطان‌نشین عمان درباره ایجاد یک گذرگاه موازی، آزمونی برای سنجش میزان نفوذ و واکنش جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود، اما این گذرگاه، اگر از پشتوانه یک نیروی بازدارنده نظامی برخوردار نباشد، به احتمال زیاد دوام نخواهد آورد.

نزاع بر سر وضعیت تنگه هرمز، آینده خلیج فارس را رقم خواهد زد. اکنون این پرسش مطرح است که آیا کشورهای عرب خلیج فارس و سایر کشورهای آسیب‌پذیر، برای بسیج افکار عمومی بین‌المللی توانایی و اراده کافی را دارند تا از تشدید بحران و حرکت به سوی یک وضعیت ژئوپلیتیکی پرتنش که می‌تواند امنیت خاورمیانه و صادرات نفت را در بلندمدت تهدید کند، جلوگیری کنند؟

آنچه دونالد ترامپ را به پای میز مذاکره و امضای شتاب‌زده یادداشت تفاهم در ژنو کشاند، نه حملات موشکی و پهپادی تهران، بلکه بسته شدن تنگه هرمز بود. همان‌طور که ترامپ گفت، ایران در جنگ نظامی شکست خورد، اما توان آن را داشت که زیان‌ها را تحمل کند و در انتظار لحظه مناسب برای مذاکره بماند.

انگیزه‌های واقعی پشت امتیازدهی‌های ژنو چه بود؟ خود ترامپ حقیقت را گفت و نگرانی‌اش را از پیامدهای اقتصادی از جمله تورم و افزایش قیمت بنزین، پنهان نکرد. ذخایر راهبردی نفت آمریکا که حدود ۴۱۵ میلیون بشکه بود و مهم‌ترین پشتوانه امنیت انرژی آن به شمار می‌رفت، به کمتر از ۲۰ درصد سقوط کرد که پایین‌ترین سطح آن از سال ۱۹۸۳ بود. رئیس‌جمهوری آمریکا باید تصمیم می‌گرفت: یا با آنچه از دوران ریاست‌جمهوری‌ خود و آینده انتخاباتی حزبش در ماه نوامبر آینده باقی مانده بود، قمار کند و جنگ را ادامه دهد، یا هرچه سریع‌تر با قالیباف، فرستاده رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران، معامله‌ کند.

تهران شتاب واشنگتن را برای نهایی‌ کردن توافق را به‌روشنی دریافت و در واکنش، شروط متعددی را مطرح کرد که یکی از آن‌ها واگذاری اداره تنگه هرمز به این کشور بود. در مقابل، تیم ترامپ پرونده هسته‌ای را در اولویت اصلی قرار داد و برای تحقق آن، حاضر شد در سایر موضوع‌ها امتیاز بدهد.

باید یادآور شد که طرح آمریکا برای محاصره دریایی، در واکنش به بستن تنگه، موثر بود و در وادار کردن تهران به نشستن پای میز مذاکره نقش داشت. همین بود که مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران، که برای قدردانی از میانجی‌گری پاکستان به این کشور سفر کرده بود، گفت که اگر مذاکرات انجام نمی‌شد، کشورش در آستانه فاجعه قرار داشت.

تیم مذاکره‌کننده واشنگتن در اسلام‌آباد، با طرح مطالباتی چون توقف برنامه هسته‌ای، تحویل اورانیوم غنی‌شده، بازگشایی تنگه هرمز و پایان دادن به فعالیت شبه‌نظامیان وابسته به جمهوری اسلامی ایران وارد گفتگو شد، اما ژنو را با امضای یادداشت‌تفاهمی ترک کرد که در آن، متعهد شد از هرگونه حمله به ایران و متحدش، حزب‌الله، جلوگیری کند، دسترسی تهران را به دارایی‌های مسدودشده‌اش فراهم کند و یک صندوق امدادی نیز ایجاد کند.

این در حالی است که حکومت ایران تا اوایل ماه گذشته زیر آوار بحران‌ها قرار داشت. پس چه اتفاقی رخ داد؟ ونس درباره این امتیازها، می‌گوید که هدف از آن‌ها «اعتمادسازی» بود و توافق نهایی با امتیازدهی‌های متوازن و معقول از سوی ایران، آمریکا و کشورهای منطقه، متعادل خواهد بود.

با این حال از زمان توافق ژنو، طرف ایرانی با اعتمادبه‌نفسی چشمگیر رفتار کرده است که برای برخی نگران‌کننده تلقی می‌شود. تهران نه‌تنها به فشارها و تهدیدهایش ادامه داده، بلکه در مقابل امتیازهای آمریکا، هیچ امتیاز ملموسی نداده است. حتی بازگشایی تنگه هرمز را نیز به این مشروط کرده که کشتی‌ها حق ایران را برای بازرسی و بازخواست آن‌ها، دریافت اطلاعاتشان و انتظار برای کسب موافقت این کشور، به رسمیت بشناسند. امری که در واقع نه یک امتیازدهی، بلکه  بلکه تلاشی برای نهادینه‌ کردن قواعد یک نظام جدید کنترلی بر این گذرگاه حیاتی است.

برگرفته از الشرق‌الاوسط

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه