دانش معماری و مهندسی ایرانی در طول هزاران سال، راهکارهایی خلاقانه برای سازگاری با شرایط اقلیمی این سرزمین پدید آورده است. برخی از این شاهکارهای فنی حتی همین امروز نیز الهامبخش معماران و پژوهشگران حوزه معماریاند؛ از سامانههای پیچیده مدیریت و انتقال آب همچون کاریزها و مجموعه سازههای آبی شوشتر گرفته تا شیوههای هوشمندانه بهرهگیری از انرژیهای طبیعی در معماری. همه اینها نشان میدهد که ایرانیان توانستهاند در سختترین شرایط اقلیمی، امکان زیست بهتر و آبادانی را فراهم کنند.
در میان تمام دستاوردهای فنی، مهندسی و معماری ایران، بادگیرها، سازههایی که قرنها پیش از اختراع سامانههای تهویه مکانیکی، با بهرهگیری از جریان طبیعی هوا، خانهها، آبانبارها و بناهای عمومی شهرهای گرم و خشک ایران را خنک و قابل سکونت میکردند، جایگاهی ویژه دارند. این برجهای خاموش امروز علاوه بر آنکه بهعنوان نمادی از نبوغ معماری ایرانی شناخته میشوند، به یکی از مهمترین جاذبههای گردشگری و شاخصههای هویتی شهرهای کویری و خشک ایران تبدیل شدهاند.
بادگیر، برج تهویه در معماری سنتی ایران
بادگیر در سادهترین تعریف، برجی عمودی و مشبک است که بر فراز بام خانهها، آبانبارها و بناهای عمومی ساخته میشد تا جریان هوای بیرون را به درون بنا هدایت کند و هوای گرم و آلوده را از فضای داخلی بیرون براند. در واقع این سازه بدون نیاز به انرژی مکانیکی یا سوخت، تنها با شناخت دقیق جهت باد، اختلاف دما، فشار هوا، رطوبت و ویژگیهای اقلیمی هر منطقه کار میکرد.
ساختار اصلی بادگیر معمولا از یک تنوره یا برج چهارگوش چندوجهی یا یکطرفه تشکیل میشد که از سطح بام بالاتر میرفت و در بخش فوقانی آن دهانههایی برای ورود و خروج هوا تعبیه میشد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
معماران محلی، بسته به جهت باد مطلوب و بادهای نامطلوب، تعداد و جهت این دهانهها را تعیین میکردند. در مناطق کویری که بادهای همراه با گردوغبار میوزید، بادگیرها کوتاهتر و یکطرفه ساخته میشدند تا فقط نسیم مناسب را دریافت کنند، اما در شهرهایی مانند یزد که امکان بهرهگیری از بادهای گوناگون بیشتر بود، بادگیرها اغلب بلند، چهارطرفه یا هشتطرفه ساخته میشدند.
مصالح بادگیر نیز با اقلیم و معماری بومی هماهنگ بود. در بیشتر مناطق مرکزی ایران، خشت، گل، آجر، گچ و چوب اصلیترین مصالح ساخت آن به شمار میرفتند. بدنه بادگیر را با خشت یا آجر بالا میآوردند و درون آن، تیغهها و پرههایی از خشت، آجر، چوب یا گچ قرار میدادند تا فضای داخلی برج به چند کانال جداگانه تقسیم شود.
این تیغهها در هدایت، تقسیم و کنترل جریان هوا نقش مهمی داشتند. چوببستهایی نیز در دهانه یا بدنه بادگیر کار گذاشته میشد تا استحکام سازه در برابر فشار باد، حفظ شود و هنگام مرمت، امکان بستن داربست روی آن فراهم باشد.
بادگیرها چنانچه گفته شد، کارکردی چندگانه داشتند. به این صورت که از یک سو، دهانه رو به باد هوای خنکتر بیرون را به درون کانال میکشید و به اتاقهای تابستاننشین، سرداب، حوضخانه یا آبانبار میرساند و از سوی دیگر، دهانههای پشت به باد با ایجاد مکش، هوای گرم و مانده داخل بنا را بیرون میکشیدند. به همین دلیل، بادگیرها هم وسیله ورود هوای تازه بودند و هم ابزار تخلیه هوای گرم و آلوده.
در برخی بناها، کارآیی بادگیر با آب نیز پیوند میخورد. جریان هوا پس از ورود به بادگیر از روی حوض، جوی آب، فواره یا سطح مرطوب عبور میکرد و در اثر تبخیر، خنکتر و مطبوعتر میشد. در خانههایی که سرداب یا حوضخانه داشتند، امتداد کانال بادگیر تا نزدیکی آب ادامه مییافت و هوای گرم و خشک پس از تماس با رطوبت، به هوایی خنکتر تبدیل میشد. به همین سبب، فضای زیر بادگیر در بسیاری از خانههای کویری محل استراحت تابستانی، نگهداری مواد غذایی و پناه بردن از گرمای روز بود.
پیشینه بادگیرهای تاریخی ایران
تعیین زمان دقیق پیدایش بادگیرها در ایران کار آسانی نیست، زیرا بخش زیادی از معماری خشتی و گلی ایران در طول سدهها بر اثر عوامل طبیعی، جنگها و دگرگونیهای شهری از میان رفته است. با این حال، بسیاری از پژوهشگران معماری سنتی بر این باورند که بادگیرها ریشهای بسیار کهن در فلات ایران دارند و شکلگیری آنها با تلاش ساکنان مناطق گرم و خشک برای سازگاری با شرایط سخت اقلیمی پیوند خورده است. برخی پژوهشها رد این سازه را تا چند هزار سال پیش و دوران ایران باستان دنبال کردهاند و شماری از پژوهشگران نیز ایران را خاستگاه اصلی توسعه و تکامل بادگیرها در جهان میدانند.
هرچند درباره محل دقیق ابداع بادگیر میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد و برخی مطالعات به نمونههایی در مصر باستان نیز اشاره کردهاند، شواهد تاریخی نشان میدهد که این فناوری در ایران به مرحلهای از تکامل رسید که به یکی از شاخصترین عناصر معماری بومی سرزمینهای ایرانی تبدیل شد.
در هر صورت اگرچه برخی منابع استفاده از سامانههای اولیه بادگیر را در معماری دوره هخامنشی محتمل میدانند، بیشتر نمونههای بهجامانده کنونی متعلق به دورههای اسلامی، بهویژه از سده هشتم هجری قمری به بعدند.
بر مبنای اسناد تاریخی، در دورههای ایلخانی، تیموری، صفوی و قاجار، همزمان با گسترش شهرهای کویری، ساخت بادگیرها نیز رونق گرفت و این سازه به بخش جداییناپذیر خانهها، آبانبارها، یخچالها، کاروانسراها و بناهای عمومی تبدیل شد.
اوج شکوفایی معماری بادگیر را میتوان در شهرهای کویری ایران، بهویژه یزد، کرمان، کاشان، نایین، میبد، بم و سیرجان مشاهده کرد. در این مناطق، معماران ایرانی به لطف قرنها تجربه، گونههای متنوعی از بادگیرهای یکطرفه، دوطرفه، چهارطرفه و هشتطرفه را ابداع و آنها را با دیگر فناوریهای بومی همچون قنات، حوضخانه، سرداب و آبانبار تلفیق کردند. حاصل این فرایند شکلگیری یکی از پیشرفتهترین نظامهای تهویه طبیعی در جهان پیشاصنعتی بود که بدون مصرف سوخت و انرژی فسیلی، آسایش حرارتی ساکنان را در گرمترین ماههای سال فراهم میکرد.
مهمترین کانونهای بادگیر در ایران
بیتردید استان یزد مهمترین کانون بادگیرهای ایران به شمار میرود. شهر یزد که به «شهر بادگیرها» شهرت یافته، بیشترین تعداد و متنوعترین گونههای بادگیر را در خود جای داده است. قرار گرفتن این شهر میان دو رشته کوه و برخورداری از اقلیم گرم و خشک، موجب شده تا بادگیرهای مرتفع چهارطرفه و هشتطرفه در معماری آن ساخته شود. بلندترین بادگیر جهان نیز در باغ دولتآباد یزد قرار دارد.
پس از یزد، استان کرمان از مهمترین مراکز گسترش بادگیرها محسوب میشود. در شهرهای کرمان، بم و سیرجان، بادگیرها با اشکال متنوعی ساخته شدهاند. بادگیر اعظم بازار کرمان، بادگیر خانههای تاریخی بم و بهویژه بادگیر چپقی سیرجان که نمونهای منحصربهفرد در معماری ایران است، از مشهورترین بادگیرهای این استان به شمار میروند.
علاوه بر مناطق کویری، بادگیرها در استانهای جنوبی ایران نیز حضوری پررنگ دارند. در استان هرمزگان، بهویژه در بندرعباس، بندرلنگه و بندر تاریخی لافت در جزیره قشم، گونهای متفاوت از بادگیرها شکل گرفته است. نمونههایی از بادگیر را هم میتوان در استانهای خراسان رضوی، بهویژه نیشابور، استان فارس در شیراز، استان خراسان جنوبی در بشرویه و طبس و نیز در منطقه سیستان مشاهده کرد.
استان اصفهان نیز به دلیل وجود شهر تاریخی ابرکوه، میزبان یکی از برجستهترین نمونههای بادگیر ایران است. بادگیر دوطبقه و چهارطرفه خانه آقازاده ابرکوه با ۱۹ دریچه تنظیم جریان هوا، از شاهکارهای مهندسی سنتی ایران محسوب میشود و از شناختهشدهترین بناهای تاریخی ایران است.
در شهر کاشان نیز بادگیرها در خانههای اعیانی و بناهای تاریخی ساخته شدهاند. بادگیر خانه بروجردیها و دیگر خانههای تاریخی کاشان از آن نمونهاند.
باید این نکته را نیز افزود که ساخت بادگیر بهخصوص در خانههای شهری و روستایی، به نوعی نشانه جایگاه اجتماعی، ثروت و اعتبار صاحبان خانه نیز به شمار میرفت، زیرا همه ساکنان شهرهای کویری امکان و ثروت موردنیاز برای ساخت چنین سازههایی را نداشتند.
برای همین است که در شهرهای کویری ایران، بهویژه یزد، کاشان و کرمان، خانههای متعلق به بازرگانان بزرگ، مالکان، حکام محلی، روحانیان بلندپایه و دیگر طبقات مرفه جامعه معمولا به بادگیرهای بلند و باشکوه مجهز بودند. در مقابل، خانه اقشار کمدرآمد یا فاقد بادگیر بودند یا از نمونههای ساده و کوتاهتر استفاده میکردند. به همین دلیل، ارتفاع، تعداد وجوه، تعداد دهانهها و میزان تزیینات بادگیرها اغلب بیانگر موقعیت اقتصادی و اجتماعی صاحبان بنا بود.
بلندترین بادگیر خشتی جهان
در میان صدها بادگیر تاریخی ایران، بادگیر باغ دولتآباد یزد جایگاهی استثنایی دارد؛ سازهای که شاهکار معماری اقلیمی ایران است و با ارتفاع بیش از ۳۳ متر، بلندترین بادگیر خشتی شناختهشده جهان محسوب میشود. این بادگیر در مجموعه تاریخی باغ دولتآباد، یکی از مشهورترین باغهای ایرانی، قرار دارد که در میانه سده هجدهم میلادی و در اواخر دوره افشاریه به دستور محمدتقیخان بافقی، حاکم وقت یزد، احداث شد.
بادگیر دولتآباد بر فراز عمارت موسوم به «هشتی» یا تالار تابستانی باغ ساخته شده است. این سازه از بیرون به شکل برجی بلند و هشتضلعی دیده میشود و هشت وجه آن امکان بهرهگیری از بادهای مختلف را فراهم میکند. ارتفاع زیاد بادگیر باعث میشود که حتی در روزهای گرم و کمباد تابستان، جریان هوا را در ارتفاعات بالاتر دریافت و به درون ساختمان هدایت کند.
ساختار درونی بادگیر از مجموعهای از تیغهها و کانالهای عمودی تشکیل شده است که جریان هوا را هدایت و تقسیم میکنند. هنگامی که باد وارد دهانههای فوقانی میشود، از طریق این کانالها به سمت پایین حرکت میکند و پس از عبور از روی حوض سنگی و فوارهای که در مرکز تالار قرار دارد، خنکتر و مرطوبتر میشود. سپس هوای مطبوع در فضای داخلی عمارت جریان مییابد و از طریق درها و بازشوهای متعدد در سراسر بنا توزیع میشود.
در واقع، معماران ایرانی در این مجموعه با تلفیق هوشمندانه باد، آب و سایه، سامانهای طبیعی برای تهویه و خنکسازی ایجاد کردند که بدون مصرف هیچگونه انرژی فسیلی عمل میکرد. باغ دولتآباد به عنوان یکی از «باغهای ایرانی» در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.
در دنیای امروز که بحران انرژی و گرمایش جهانی تشدید شده است، پژوهشگران زیادی بر این باورند که بازگشت به بادگیرها بهعنوان نمونهای برجسته از معماری سازگار با محیط زیست، میتواند بخشی از پاسخ به بحران موجود باشد.
توجه دوباره به نحوه عملکرد بادگیرها و بهروزرسانی آن با مصالح، فناوریها و نیازهای امروز، میتواند جهان را به سمت الگوهای کممصرفتر، بومیتر و سازگارتر با اقلیم هدایت کند.

