در حالی که جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، از مذاکرات با جمهوری اسلامی ایران در سوییس تصویری امیدوارکننده ارائه میکرد، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، با مجموعهای از اظهارات، درباره موضع واشنگتن در قبال تهران، تلآویو و خاورمیانه پیامهایی متناقض ارسال کرد.
ترامپ در مصاحبهای با فاکسنیوز و همچنین در پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال، تهدید کرد که کنترل تنگه هرمز را در دست خواهد گرفت، درباره ادامه غنیسازی اورانیوم هشدار داد و اعلام کرد که پس از پایان مهلت ۶۰ روزه تعیینشده در تفاهمنامه، «میتواند هر کاری که بخواهد، انجام دهد».
ترامپ عملا نقش «پلیس بد» را بازی میکند. همان زمان که او بهصراحت تهدید میکرد اگر ایران نتواند حزبالله لبنان را مهار کند، ایالات متحده ضربهای «شدیدتر از گذشته» به آن وارد خواهد کرد، ونس در سوییس پشت میز مذاکره با نمایندگان تهران نشسته بود و میکوشید مسیر دیپلماتیک را پیش ببرد. به این ترتیب در حالی که ونس بر مصالحه، گفتگو و ادامه مذاکرات تاکید دارد، ترامپ با اولتیماتوم، تهدید و ادبیات مبتنی بر زور سخن میگوید.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
به نظر میرسد این راهبرد آمریکا حسابشده باشد: ونس «هویج» را در دست دارد و ترامپ «چماق» را. البته سیاست داخلی نیز در این میان نقش دارد. ترامپ در روزهای اخیر، هم در اسرائیل و هم در آمریکا به دلیل امضای یادداشت تفاهم با جمهوری اسلامی ایران، با انتقادهای تندی روبرو شده است. منتقدان میگویند او بدون پرداختن به مسائل اصلی از جمله برنامه موشکهای بالیستیک، ادامه حمایت از سازمانهای تروریستی و نیروهای نیابتی و تلاش تهران برای ایجاد «حلقه آتش» منطقهای پیرامون اسرائیل، که سالها است دغدغه اسرائیل و کشورهای منطقه است، به تهران امتیازهایی قابلتوجه داده است.
از این رو، اظهارات اخیر ترامپ را میتوان تلاشی برای ترمیم وجهه خود دانست. او کوشید روشن کند که این توافق یک راهحل نهایی نیست، بلکه صرفا تمدیدی موقت برای آتشبس به شمار میرود و گزینه نظامی همچنان روی میز است و اگر تهران توافقها را نقض کند، ممکن است بهای سنگینی بپردازد.
آنچه به تغییر موضع ترامپ انجامید، ترکیبی از چند عامل بود. از جمله گفتگوی طولانی او با لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه، و نیز پیامهای سفیر اسرائیل در واشنگتن که به کاخ سفید اطلاع داد ایرانیها حزبالله را به نقض آتشبس و انجام دادن حملات تشویق میکنند، زیرا میدانند اسرائیل واکنش نشان خواهد داد. از نظر سفیر اسرائیل، تهران با این اقدام هم تلاش میکند آمریکاییها را علیه اسرائیل تحریک کند، زیرا مدعی است اسرائیل «در حال خرابکاری در توافق» است و همزمان میکوشد امتیازهای بیشتری از واشنگتن بگیرد.
گراهام نیز اعلام کرد که هفته گذشته چهار ساعت و نیم با ترامپ گفتگو کرده و معتقد است توافق با ایران در نهایت شکست خواهد خورد.
با این حال به نظر میرسد ترامپ در تلاش برای اصلاح وضعیت، مشکل تازهای ایجاد کرده است. بخشی از سخنان او که بهویژه مقامهای اسرائیلی را شوکه کرد، اظهاراتش درباره لبنان بود. ترامپ گفت از اینکه اسرائیل بتواند حزبالله را از بین ببرد ناامید شده است و حتی مدعی شد که احمد الشرع، رئیسجمهوری سوریه، میتوانست این کار را بهتر و دقیقتر انجام دهد.
از نگاه تلآویو، این اظهارات غیرمعمول و حتی توهینآمیز بود. با این حال فراتر از ناراحتی اسرائیل، این اظهارات نگرانی واقعی واشنگتن را نیز آشکار میکند؛ ترس از اینکه توافق در حال شکلگیری به دلیل تشدید تنشها در لبنان فرو بپاشد.
ترامپ در واقع پیام مستقیمی به تهران فرستاده است: اگر میخواهید توافقهای میان ما پابرجا بماند، مطمئن شوید که حزبالله آرام بگیرد. از نگاه او، لبنان به آزمونی برای سنجش جدیت تهران تبدیل شده است. اگر نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی ایران به تشدید تنش ادامه دهند، کل روند دیپلماتیک در معرض خطر قرار خواهد گرفت، اما درست همینجا، مهمترین ضعف رویکرد ترامپ آشکار میشود.
او همچنان خاورمیانه را از دریچه معامله، اهرم فشار و تهدید شخصی میبیند. تصور میکند کافی است صدایش را بالا ببرد، تهدیدهای شدید مطرح کند و طرف مقابل را قانع کند که هزینه اقدامهایش بسیار سنگین خواهد بود. در حالی که واقعیت منطقه بسیار پیچیدهتر از این است. حزبالله نیرویی نیست که تهران بتواند هر زمان که بخواهد، مانند زدن یک کلید، آن را فعال یا غیرفعال کند. همه بحرانهای خاورمیانه هم با توییت، تهدید یا ضربالاجلهای ۶۰ روزه حل نمیشوند.در خاورمیانه، کلمات همیشه جایگزین اقدام عملی نیستند.
بنابراین، اگر هدف ترامپ این بود که منتقدان را آرام کند و نشان دهد همچنان در برابر جمهوری اسلامی ایران موضعی سختگیرانه دارد، تا حدی در نمایش قدرت موفق بود، اما در عین حال، به اسرائیل آسیب رساند، درباره سیاست آمریکا در لبنان ابهام ایجاد کرد و این برداشت را که او هنوز در درک پیچیدگیهای واقعی صحنه خاورمیانه با مشکل مواجه است، تقویت کرد.
به بیان دیگر، ترامپ با «چماق» به صحنه رسانه آمد و تلاش کرد تاثیر منفی بهجامانده از توافق با تهران را اصلاح کند، اما بهجای آنکه تصویر را شفافتر کند، آن را بیشازپیش مبهم و مخدوش کرد.
برگرفته از واینت

