در حالی که مقامهای جمهوری اسلامی ایران از احتمال پیشرفت مذاکرات سوییس، آزادسازی بخشی از منابع مالی بلوکهشده و ورود اقتصاد ایران به دوره «پساجنگ» سخن میگویند، مجموعهای از گزارشهای رسمی و اظهارات مقامهای حکومتی تصویری کاملا متفاوت از زندگی روزمره میلیونها ایرانی ارائه میدهد؛ تصویری که در آن فقر غذایی، کاهش قدرت خرید، اخراج کارگران، بحران صندوقهای بازنشستگی و ناامیدی عمومی از آینده اقتصادی بیش از هر زمان دیگری به چشم میخورد.
از مهمترین نشانههای این وضعیت، هشدار کمسابقه مقامهای حوزه سلامت درباره گسترش پدیدهای است که آن را «ارزانخواری» نامیدهاند. لیلا آزادبخت، عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران، در نشست تخصصی «آسیبهای پساجنگ و امنیت غذایی» که با حضور نمایندگان چند وزارتخانه و نهاد حکومتی برگزار شد، هشدار داد که فشارهای اقتصادی خانوارها را به سمت مصرف غذاهای ارزان، اما کمارزش از نظر تغذیهای سوق داده است و این روند میتواند در سالهای آینده به افزایش سوءتغذیه، بیماریهای مزمن و بحران سلامت عمومی منجر شود.
اهمیت این هشدار در آن است که حتی جمعبندی رسمی این نشست نیز تایید میکند مشکل اصلی ایران کمبود مواد غذایی نیست، بلکه ناتوانی بخش بزرگی از جامعه در خرید غذای سالم و مغذی است. به بیان دیگر، مواد غذایی در بازار وجود دارد، اما دهها میلیون نفر توان خرید آن را ندارند. کارشناسان حاضر در این نشست کودکان را آسیبپذیرترین قربانیان فقر غذایی در ایران معرفی کردند.
این موضوع در شرایطی اعلام میشود که تنها یک روز پیش از آن، مسعود پزشکیان، رئیس دولت جمهوری اسلامی، نیز به وضوح به کاهش مداوم قدرت خرید مردم اشاره کرد و ضمن تلاش برای کمرنگ جلوه دادن نقش دولت خود در وضعیت موجود، پرسید: «چرا مردم هر روز که از خواب بیدار میشوند متوجه میشوند ارزش دارایی و درآمدشان کمتر شده است؟»
او همزمان از اختصاص منابع دولتی گسترده به نیروهای نظامی در جریان جنگ اخیر خبر داد و گفت دولت ۲۰ میلیون بشکه نفت و بخش مهمی از منابع ارزی خود را در اختیار هوافضای سپاه پاسداران و دیگر نیروهای مسلح قرار داد؛ اظهاراتی که بار دیگر به بحث قدیمی اولویتهای بودجهای جمهوری اسلامی ایران را یادآور میشود.
در چهار دهه گذشته صدها میلیارد دلار درآمد نفتی کشور به توسعه برنامههای نظامی، موشکی، هستهای و حمایت از گروههای نیابتی منطقه اختصاص یافت، در حالی که میتوانست صرف توسعه زیرساختهای اقتصادی، آموزش، بهداشت و رفاه عمومی شود.
نشانههای این بحران را میتوان در گزارشهای متعدد منتشرشده از وضعیت بازنشستگان، کارگران و کارکنان بخش عمومی مشاهده کرد. تنها در ۲۴ ساعت اخیر، گروهی از بازنشستگان تامین اجتماعی به تاخیر در پرداخت حقوق خود اعتراض کردند. یکی از آنان که مستاجر است، به ایلنا گفت به دلیل واریز نشدن مستمری حتی توان خرید داروهای موردنیازش را ندارد. دیگر بازنشستگان میگویند زندگی آنان بر اساس زمانبندی پرداخت حقوق تنظیم شده و هر روز تاخیر میتواند به بحرانی جدی برای خانوادههای کمدرآمد تبدیل شود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
همزمان، رسانههای دولتی ایران نوشتند سازمان تامین اجتماعی با کسری نقدینگی حدود ۴۰ هزار میلیارد تومانی مواجه است و برای پرداخت مستمری بیش از پنج میلیون بازنشسته ناچار به دریافت تسهیلات بانکی شده است. گزارشها نشان میدهد فاصله میان درآمدهای جاری این سازمان و تعهدات ماهانه آن به سطحی رسیده است که حتی یک اختلال محدود در شبکه بانکی میتواند پرداخت حقوق میلیونها نفر را با مشکل روبرو کند.
در همین حال، علی دهقانکیا، رئیس کانون بازنشستگان تامین اجتماعی استان تهران، از توقف برخی مزایای حمایتی بازنشستگان، از جمله کمکهزینه عائلهمندی و پرداختهای جبرانی خبر داد. به گفته او، برخی بازنشستگان اکنون ماهانه حدود دو میلیون و ۸۰۰ هزار تومان کمتر از گذشته دریافت میکنند و این رقم برای خانوارهایی با درآمد ثابت، در شرایط تورمی کنونی، بسیار سنگین است.
از سوی دیگر، بحران بازار کار نیز ابعاد گستردهای پیدا کرده است. به طور مثال در ماهشهر، حدود ۱۸۰ کارگر شرکت لولهسازی و ۵۰ کارگر پتروشیمی تخت جمشید با وجود وعدههای مکرر مقامهای محلی و استانی، همچنان در انتظار بازگشت به کارند. بسیاری از این کارگران بیش از سه ماه است که درآمد خود را از دست دادهاند و آینده شغلی آنان همچنان نامشخص است.
حتی کارکنان بخش درمان نیز که در سالهای اخیر بار اصلی بحرانهای بهداشتی و جنگی را بر دوش کشیدند، از وضعیت معیشتی خود ناراضیاند. در یک نمونه کارکنان دانشگاه علوم پزشکی قزوین که برای اعتراض به تهران رفتهاند، میگویند حقوق ۲۵ میلیون تومانی و پرداختهای چند ماه معوق، دیگر پاسخگوی هزینههای زندگی نیست و انگیزهای برای ادامه خدمت باقی نگذاشته است.
مجموع این رویدادها نشان میدهد برخلاف روایت رسمی درباره ورود ایران به مرحله بازسازی پس از جنگ، بخش بزرگی از جامعه با واقعیتی متفاوت روبرو است که در آن، فقر غذایی به «ارزانخواری» تبدیل شده است، بازنشستگان برای دریافت حقوق و خرید دارو نگراناند، کارگران ماهها در انتظار بازگشت به کار ماندهاند و حتی کارکنان نظام سلامت نیز از تامین هزینههای زندگی خود ناتواناند.

