آیینهای سوگواری ماه محرم که دستکم از روزگار حکومت آلبویه به این سو بهصورت سنتی در رثای امام سوم شیعیان و یارانش در ایران برگزار میشود، در تاسوعا و عاشورای ۱۴۰۵ جلوهای متفاوت پیدا کرد و به شکلی معنادار از قرائت رسمی حکومت فاصله گرفت و به کهنالگوهای سوگواری در ایران باستان نزدیک شد.
در روزهای تاسوعا و عاشورای امسال، همچون سالهای گذشته، تکایا و هیاتهای مذهبی برپا شدند، دستههای عزاداری در خیابانها به راه افتادند، نوحهخوانی و مقتلخوانی جریان داشت و در کوچهها و محلههای شهرهای مختلف، مردم سینهزنان و زنجیرزنان سوگواری کردند. با این حال، آنچه محرم ۱۴۰۵ را از سالهای گذشته متمایز کرد، پیوند خوردن یاد و نام جاویدنامان انقلاب ملی ایران با این آیینهای سوگواری بود. در بسیاری از محلهها، تصاویر جاویدنامان بر سردر هیاتها و تکایا نصب شد، هممحلیها به خانوادههای جانباختگان ادای احترام کردند و در نوحههای عزاداری از آنان نام بردند.
میتوان گفت در ماه محرم امسال، نشانههای محکمی از دگردیسی در هدف سوگواری رخ داد و پس از دههها که جمهوری اسلامی برگزاری مراسم محرم و صفر را به یکی از مهمترین پایههای مشروعیت و بازتولید ایدئولوژی خود تبدیل کرده بود، جامعه ایران سوگ را از روایت رسمی حکومت جدا کرد و آن را به اندوه و حافظه جمعی خود پیوند زد.
این دگردیسی را میتوان در پرتو کهنالگوهای سوگ در فرهنگ ایران تحلیل کرد که برجستهترین نمونه آن آیین سوگ سیاوش است. قهرمان بیگناه و مظلومی که خونش بیگناه بر زمین جاری شد و به قول شاهرخ مسکوب در «سوگ سیاوش» در زمین فرو نرفت و روی آن پخش شد.
بر منبر دین حکم گلوله همه دادند
در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه، سوم و چهارم تیرماه، مصادف با تاسوعا و عاشورای ۱۴۰۵، شبکههای اجتماعی فارسیزبان نیز صحنه انتشار گسترده ویدیوها و تصاویری بود که دستههای عزاداری را در حال سوگواری برای جاویدنامان انقلاب ملی نشان میداد.
برخی خانوادههای دادخواه نیز با در دست داشتن تصاویر فرزندان خود در آیینهای سوگواری حضور یافتند. همزمان، پس از سالها، مرثیهها و نوحههایی تازه در هیئتهای عزاداری شنیده شد که محور اصلی آنها یاد و نام جاویدنامان انقلاب ملی بود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
مجموعه این تصاویر و روایتها نشان میداد که از آمل تا بوشهر و از اصفهان تا تهران، در بخشهای مختلف ایران، آیینهای عزاداری محرم به بستری برای سوگواری جمعی برای جانباختگان انقلاب ملی تبدیل شده است.
نکته قابل توجه و تامل اینکه نوحهخوانان و مداحان زیادی نیز که علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی آنان را«افسران جنگ نرم» خوانده بود، از روایت رسمی حکومت فاصله گرفتند و به جای مرثیهسراییهای مذهبی، ترجیح دادند یاد جاویدنامان انقلاب ملی را زنده کنند؛ مانند نوحهای با مطلع «از جان تازه جوان / جاویدان ملک گران» که در شبکههای اجتماعی بازتاب زیادی داشت:
گلباران نعش جوان / بر دوش حقطلبان
مرد و زن نالهکنان / خونخواه جان به کفان
همچنین بسیاری از هیئتهای عزاداری نیز تصنیف مشهور «از خون جوانان وطن لاله دمیده» سروده عارف قزوینی را اجرا کردند که در سوگ کشتهشدگان دوران مشروطه سروده شده و حالا نماد سوگواری ملی ایرانیان است.
به همین ترتیب در برخی هیئتها نیز بر ضرباهنگ نوحههای شناختهشده و پرتکرار سالهای اخیر، اشعاری با یاد جاویدنامان انقلاب ملی خوانده شد:
ای اهل وطن، پاره تنم باز نیامد
با پای خودش رفت و دگر باز نیامد
بر منبر دین حکم گلوله همه دادند
پیکر به گرو رفت و به خانه نیامد
در میان دهها تصویر و ویدیوی منتشرشده در این روزها، مقتلخوانی مادر جاویدنام نهایت رحیمی دشتی نیز بازتاب گستردهای یافت. او در سخنان خود گفت: «محرم آمد، گفتند امام حسین شهید شد. چه کسی او را شهید کرد؟ یزید زمان. امروز یزید کیست؟ همانهایی که هزاران نفر را جاویدنام کردند. از این پس عاشورا و تاسوعای ما، ۱۸ و ۱۹ دی است. اینجا صحرای کربلاست.»
«عاشورا و تاسوعای ما روزهای هجدهم و نوزدهم دیماه بود» تنها از زبان مادر جاویدنام نهایت رحیمی بیرون نیامد، در شبکههای اجتماعی ایرانیان نیز به تناوب تکرار شد و بسیاری این موضوع را تحلیل و بررسی هم کردند که اگر در حافظه مذهبی شیعیان، عاشورا با کشته شدن امام سوم شیعیان و ۷۲ تن از یارانش به نماد مظلومیت و دادخواهی تبدیل شده است، جامعه ایران نیز امروز در سوگ جمعی هزاران جاویدنام به سر میبرد.
شاید بتوان گفت یکی از تکاندهندهترین روایتها در این زمینه، دلنوشته خواهر جاویدنام احمد خسروانی بود که در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «من همونیم که هزار تا کاور مشکی رو باز کردم تا داداشمو پیدا کنم؛ من همونیم که هر کاوری رو باز میکردم دعا میکردم اون نباشه. من همونیم که چهره هزاران جوون تیرخورده رو دیدم. من همونیم که گلوله جنگی روی پیشونی هزاران جوون دیدم. من همونیم که توی کهریزک، کنار تن بیجون برادرم، ساعتها عزاداری کردم. من همونیم که تهدیدم کردند پاهای برادرم رو میشکنن اگه بخوایم پیش بابام خاکش کنیم. عاشورا؟! با من از عاشورا نگو. من از دل عاشورا اومدم. عاشورای من ۱۸ و ۱۹ دی بود.»
این موضوع سویه دیگری هم دارد؛ اینکه جمهوری اسلامی در بیش از چهار دهه کوشید از دل آیینها و نمادهای مذهبی برای خود مشروعیت بخرد. در مقابل، بسیاری از باورمندان مذهبی که با جدا کردن حساب خود از حکومت، سالها بهصورت سنتی، محلی و مستقل مراسم محرم را برگزار کردهاند، همچنان این آیین را عرصهای برای بیان مفاهیمی چون عدالتخواهی، دادخواهی و ایستادگی در برابر ظلم میدانند. از نظر آنان عزاداری محرم امسال، فرصتی برای بازتعریف مفهوم «یزید زمان» و پیوند دادن سوگواری با کشتار دیماه بود.
بازتاب این نگاه را میشد در دهها تصویر و ویدیویی دید که در روزهای تاسوعا و عاشورا در شبکههای اجتماعی منتشر شد. در میان این تصاویر، ویدیویی از مادر جاویدنام محمدجعفرپور بازتاب گستردهای یافت. او در روز تاسوعا، با لباس و زنجیر عزاداری بر مزار فرزندش حاضر شد و خطاب به او گفت: «امسال هیئت من، عاشورا و تاسوعای من، مزار توست پسرم.»
همچنین تصاویری که خواهر جاویدنام امیرحسین جوادزاده روز چهارشنبه سوم تیرماه در اینستاگرام منتشر کرد، مادر این جوان را در میان دستههای عزاداری محرم نشان میداد که در جستوجوی فرزندش بود و نام او را در میان عزاداران صدا میزد. خواهر این جاویدنام در توضیح این ویدیو نوشت: «اونجایی جیگرم برای مامان سوخت که داشت تو دسته عزا اسمت رو بلندبلند صدا میکرد و پیدات نمیکرد داداشی.»
از سوگ سیاوش تا تعزیه
همانطور که در مقدمه این گزارش گفته شد، سوگواری جمعی در ایران پیشینهای بسیار کهنتر از ورود اسلام به این سرزمین دارد. پژوهشهای اسطورهشناسان و ایرانشناسان نشان میدهد که ایرانیان از روزگار باستان برای قهرمانان، پادشاهان و شخصیتهای اسطورهای خود آیینهای سوگواری برگزار میکردند.
در میان این آیینها نیز «سوگ سیاوش» از برجستهترین نمونهها به شمار میرود؛ آیینی که بنا بر روایتهای تاریخی و ادبی، در بخشهای وسیعی از ایران و آسیای مرکزی برگزار میشد و با نوحهخوانی، مویهگری، بازآفرینی نمادین مرگ قهرمان و سوگواری جمعی همراه بود.
با ورود اسلام به ایران، سنتهای کهن سوگواری از میان نرفتند، بلکه در بسیاری موارد با مضامین و مناسک جدید درآمیختند. از قرنهای نخست اسلامی، ایرانیان در کنار حفظ بخشی از سنتهای سوگواری پیشین، آیینهای عزاداری برای شخصیتهای مذهبی شیعه را نیز گسترش دادند.
نقطه عطف گسترش عزاداریهای شیعی در ایران به دوران حکومت آلبویه بازمیگردد. در سال ۳۵۲ هجری قمری، معزالدوله دیلمی دستور داد مراسم سوگواری عاشورا بهصورت رسمی و عمومی در بغداد برگزار شود.
بسیاری از پژوهشگران این رویداد را آغاز رسمی آیینهای عزاداری عمومی محرم در جهان تشیع میدانند. این سنت در دورههای بعد، بهویژه در عصر صفوی، با رسمی شدن مذهب تشیع در ایران، ابعاد گستردهتری یافت. در همین دوره، بسیاری از نمادها و مناسک عزاداری، از جمله دستههای سینهزنی و زنجیرزنی، روضهخوانی، نخلگردانی و سرانجام تعزیه بهعنوان گونهای از نمایش آیینی مذهبی، تثبیت و فراگیر شد.
آنچه در این میان اهمیت دارد این است که آیینهای سوگواری و تعزیهخوانی برای امام سوم شیعیان از شیوه اجرا گرفته تا عناصر روایی و ساختار از آیینهای نمایشی و سوگواری ایران پیش از اسلام تاثیر پذیرفته است. از این منظر، آیینهای محرم در ایران را میتوان حاصل درهمتنیدگی سنتهای سوگواری شیعی با لایههایی از فرهنگ و حافظه تاریخی ایرانی دانست. به همین دلیل میتوان گفت آنچه در محرم ۱۴۰۵ رخ داد، نوعی بازپسگیری مردمی زبان سوگ بود.
گویی جامعهای داغدار، با اسم رمز «تاسوعا و عاشورای ما از این پس ۱۸ و ۱۹ دی است»، آیین عزاداری را از انحصار روایت رسمی بیرون کشید و آن را به حافظه تاریخی و هویتی خود بازگرداند؛ حافظهای که از خون سیاوش تا خون جاویدنامان دیماه خونین بر محور بیگناهی و ایستادگی در برابر بیداد شکل گرفته است.

