اظهارات جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، درباره مشروط شدن آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده جمهوری اسلامی ایران به خرید غلات از آمریکا، در میان بسیاری از ایرانیان موجی از واکنشهای خشمگینانه را برانگیخته است. آنچه بیش از همه باعث اعتراض آنان شده، نه بحث بر سر سازوکار هزینهکرد این منابع، بلکه توصیف ملت ایران بهعنوان مردمی «گرسنه» است؛ توصیفی که بسیاری آن را تحقیرکننده و نادیده گرفتن کرامت و هویت مردمی میدانند که در ماههای گذشته برای آزادی، جانشان را به خطر انداختند و دهها هزار نفر از آنان به دست همان حکومتی کشته شدند که دولت ترامپ اکنون در پی مذاکره و توافق با آن است.
دهها تن از ساکنان از شهرهای مختلف ایران در پیامهایی به ایندیپندنت فارسی، ضمن انتقاد از سیاستهای جمهوری اسلامی ایران که بخش بزرگی از جامعه را به فقر کشانده است، تاکید کردند که میان «فقیر شدن» و «از دست دادن عزتنفس» تفاوت بزرگی وجود دارد. آنان میگویند جمهوری اسلامی ایران سفره مردم را کوچک کرد، اما نتوانست غرور ملی و روحیه آزادیخواهی آنان را از بین ببرد.
بسیاری از این پیامها یکی از نمادینترین صحنههای اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ را یادآوری میکنند؛ زمانی که در آبدانان، مردم کیسههای برنج توزیعشده از سوی نهادهای حکومتی را به هوا پرتاب کردند و یخچال حاوی گوشت و مرغ فروشگاه سپاه را هم آتش زدند. صحنههایی که بعدها به نمادی از اعتراض علیه تحقیر اقتصادی و خریدن سکوت مردم تبدیل شد.
همزمان، تصاویر مشابهی نیز از مشهد برای ایندیپندنت فارسی ارسال شد که در آنها، معترضان پس از تصرف یکی از پایگاههای بسیج در بلوار وکیلآباد مشهد، بستههای میوه و غذا، برنج و ساندویچهای آماده را که برای نیروهای حکومتی تهیه شده بود، روی زمین رها کردند.
مطالبه اصلی جامعه ایران هرگز صرفا نان نبوده، بلکه آزادی، کرامت و پایان حکومتی است که آنان را به این وضعیت رسانده است. یکی از مخاطبان از تهران در پیامی به ایندیپندنت فارسی نوشت: «ما شاید فقیر شده باشیم، اما گرسنهای نیستیم که کسی بخواهد با چند کیسه گندم شخصیت ما را بخرد. اگر گرسنه بودیم، همان شبهای ۱۸ و ۱۹ دی که تهران و بسیاری از شهرهای دیگر دست ما بود، به فروشگاهها هجوم میبردیم و آنها را خالی میکردیم، اما مردم دائما درحال هزینه کردن از جیب خودشان برای مداوای مجروحان و زخمیها بودند.»
فردی از مشهد نیز نوشت: «آقای ونس! مردم ایران برای ساندویچ و برنج به خیابان نیامدند. اگر هدف ما شکم بود، همان غذاهای پایگاه بسیج را برمیداشتیم و میبردیم خانه. ما آزادی میخواستیم، نه صدقه. این شمایید که به ما دروغ گفتید و پشتمان را خالی کردید و الان در حال توافق با قاتلان خواهران و برادران مایید.»
یکی دیگر از مخاطبان از کرج نوشت: «جمهوری اسلامی ما را فقیر کرده است، اما هنوز آنقدر عزت داریم که اجازه ندهیم کسی از بیرون دنیا ما را با واژه گرسنه معرفی کند. مشکل ما کمبود غذا نیست، مشکل ما حکومتی است که درآمد نفت، گاز و ثروت کشور را خرج بقای خود و تروریستهای خارجی کرده است.»
فردی از اصفهان نیز تاکید کرد: «در فروشگاهها همه چیز پیدا میشود؛ گوشت، برنج، روغن و میوه هم هست، اما مردم توان خرید ندارند. این تفاوت بزرگی است. اینکه بگویند ملت ایران گرسنه است، صورتمسئله را عوض میکند.»
یکی از پیامهای ارسالی از شیراز نیز چنین بود: «اگر قرار باشد پولهای بلوکهشده آزاد شود، هیچ تضمینی وجود ندارد که جمهوری اسلامی ایران حتی یک دلار آن را صرف مردم کند. تجربه سالهای گذشته نشان داده هر پولی وارد حکومت شده، سر از پروژههای نظامی و منطقهای درآورده است. پس مسئله فقط نوع کالا نیست.»
بسیاری نیز به منابع طبیعی عظیم ایران اشاره کردهاند. به باور آنان، کشوری که دارنده یکی از بزرگترین ذخایر نفتی و گازی جهان است، اصولا نباید با چنین سطحی از فقر روبرو باشد. آنان ریشه بحران را نه در کمبود منابع، بلکه در فساد، سوءمدیریت، هزینههای نظامی و سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی ایران میدانند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
فردی از اهواز مینویسد: «ایران کشوری فقیر نیست، حکومتش مردم کشور را فقیر کرده است. اگر ثروت ایران صرف مردم میشد، امروز هیچکس درباره ارسال گندم و ذرت برای ایرانیها حرف نمیزد. اگر انقلاب اسلامی با حمایت غرب به پیروزی نمیرسید، ایالات متحده مجبور بود برای جذب سرمایهگذاری در زیرساختهایش از ما خواهش و تمنا کند.»
در بسیاری از پیامها، ایرانیان تاکید کردهاند که آمریکا نیز نباید در تحلیل وضعیت ایران، تنها به مشکلات اقتصادی توجه کند. به گفته آنان، اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ پیش از هر چیز جنبشی برای آزادی، کرامت انسانی و تغییر ساختار سیاسی بود و تقلیل آن به مسئله معیشت، تصویری فریبدهنده از خواستههای جامعه ایران ارائه میدهد.
یکی از ساکنان بابلسر نوشت: «مردم ایران جان دادند تا آزاد باشند و پهلوی به ایران بازگردد، نه اینکه فقط شکمشان سیر شود. اگر مسئله فقط غذا بود، هیچکس حاضر نمیشد مقابل گلوله بایستد.»
فرد دیگری از رشت نیز نوشت: «آنچه مردم ایران را عصبانی کرده، فقط یک کلمه نیست. احساس میکنیم سالها مبارزه ما برای آزادی، به اشتباه فقط با فقر اقتصادی تعریف شده است. در حالی که ما برای بازپس گرفتن حق انتخاب، کرامت و آینده کشورمان مبارزه کردهایم.»
همزمان برخی دیگر نیز هشدار دادند که حتی اگر کمکهای بشردوستانه یا کالاهای اساسی وارد ایران شود، تضمینی برای رسیدن آن به مردم وجود ندارد. آنان با اشاره به تجربههای گذشته، خاطرنشان میکنند که جمهوری اسلامی ایران در گذشته بارها منابع مالی و کالاهای وارداتی را در مسیرهایی غیر از منافع عمومی هزینه کرده است.
در کنار این انتقادها، بسیاری نیز همچنان تاکید دارند که فشار اقتصادی در ایران واقعی است و میلیونها خانواده در تامین هزینههای ابتدایی زندگی با مشکل مواجهاند، اما به گفته آنان، پذیرش این واقعیت به معنای پذیرفتن تصویری نیست که ایرانیان را صرفا ملتی «گرسنه» معرفی کند.
واکنشهای مردمی گسترده نشان میدهد که برای بخش قابلتوجهی از جامعه ایران، مسئله تنها اقتصاد نیست، بلکه حفظ شان ملی و احترام به مردمی است که در سالهای اخیر برای اعتراض، آزادیخواهی و مقاومت در برابر جمهوری اسلامی ایران هزینههای سنگینی پرداختهاند. از نگاه آنان، سفرهها ممکن است کوچک شده باشد، اما عزتنفسی که در خیابانهای آبدانان، مشهد، تهران، اصفهان، کرمانشاه، همدان و دهها شهر دیگر به نمایش گذاشته شد، همچنان پابرجا است و نه با فقر از بین میرود و نه با چند کشتی گندم خریدنی است.

