خبر اخطار تخلیه هتل به شماری از خانوادههای آسیبدیده جنگ، بار دیگر پرسشهایی را درباره نحوه مدیریت اسکان موقت و بازسازی واحدهای آسیبدیده در تهران مطرح کرده است. اعتماد آنلاین در گزارشی وضعیت خانوادههایی را روایت میکند که پساز چند ماه اقامت در هتل، اکنون با اخطار خروج مواجه شدهاند، در حالی که به گفته آنان هنوز امکان بازگشت به خانه یا تامین مسکن جایگزین برایشان فراهم نشده است.
این موضوع در شرایطی مطرح میشود که شهرداری تهران طی ماههای گذشته بارها از اسکان کامل آسیبدیدگان، پرداخت کمکهای مالی و پیشرفت گسترده بازسازی سخن گفته است. با این حال، بررسی آمارهای رسمی و گزارشهای میدانی منتشرشده در ماههای اخیر نشان میدهد فاصله معناداری میان وضعیت اعلامشده و تجربه شماری از خانوادههای آسیبدیده وجود دارد.
به گفته این خانوادهها، در آخرین هفته خرداد، مسئولان هتلها به آنها گفتهاند که طبق دستور شهرداری، مدت اقامتشان به پایان رسیده و باید ظرف ۱۲ تا ۲۴ ساعت اتاقها را تخلیه کنند. نکته تاملبرانگیز این گزارش فشار روانی مستمری است که از هفتهها پیش بر این خانوادهها وارد شده تا آنها را به انصراف خودخواسته از اقامت در هتل وادار کند. اقداماتی نظیر قطع سهمیه ناهار و شام و غیرفعال کردن کارت ورود به اتاق، وضعیتی را رقم زد که با ادعای مسئولان مبنیبر «حمایت کامل از این خانوادهها تا زمان پایان بازسازی خانهها» در تعارض آشکار است. این خانوادهها میگویند برخی از آنها که دیگر امکان ورود به اتاقهایشان را نداشتند ناچار شدهاند روزها و شبها را یا در حیاط هتلها یا در خیابانها سپری کنند.
از وعده اسکان کامل تا اخطار تخلیه
پس از حملات و تخریب گسترده واحدهای مسکونی در تهران، شهرداری مسئولیت اسکان اضطراری بخش بزرگی از خانوادههای آسیبدیده را برعهده گرفت. در ماههای نخست، مسئولان شهری از استقرار هزاران نفر در هتلها و مراکز اقامتی خبر دادند. بر اساس آماری که شهرداری تهران در فروردین امسال اعلام کرده است، خانوادههای آسیبدیده در ۴۱ هتل سطح شهر تهران اسکان داده شدند. از این تعداد، حدود دو هزار و ۱۰۰ خانوار در هتلها ساکن و حدود ۳۰۰ خانوار نیز تا فروردینماه از هتل ترخیص شدند.
اوایل خردادماه، سخنگوی شهرداری تهران در آماری جدید اعلام کرد هنوز یکهزار و ۶۲۹ خانواده شامل بیش از پنج هزار و ۲۰۰ نفر در ۴۶ هتل و مجموعه اقامتی ساکناند و تعداد خانوادههای مستقر در هتلها در اوج خود به دو هزار و ۳۰۰ خانوار رسیده است. همزمان شهرداری مدعی شد که هیچ خانواده تاییدشدهای نبوده که درخواست اسکان داده باشد و از پذیرش در هتل محروم مانده باشد، ادعایی که در تناقض با گزارشهای میدانی و روایت خانوادهها است و نشان میدهد برخی از خانوارها نه بهدلیل مهیا شدن مکان اسکان، که از سر اجبار ناچار به ترک هتل شدهاند.
این جدای از آمار خانوادههایی است که از ابتدا بهدلیل نبود حمایت دولتی راهی خانه خویشاوندان و نزدیکانشان شدهاند و در آمار رسمی اسکان دادهشدگان جای نمیگیرند.
بازسازی ناتمام؛ چرا خانوادهها باید هتل را ترک کنند؟
مسئله اصلی در این ماجرا به تناقض میان آمار بازسازی و سیاست خروج خانوادهها از هتلها بازمیگردد. شهرداری تهران در گزارشهای رسمی اعلام کرده است که از میان دهها هزار واحد آسیبدیده، بخش زیادی از تعمیرات جزئی انجام شده، اما هنوز صدها ساختمان نیازمند مقاومسازی و صدها واحد نیز نیازمند تخریب و نوسازی کامل است که سیر انجام آن بسیار طولانی خواهد بود.
براساس آمار شهرداری، درمجموع ۳۸ هزار و ۴۵۶ واحد مسکونی آسیبدیده وجود دارد که از این تعداد ۳۳ هزار و ۱۵۳ واحد آسیب جزئی دیدهاند؛ یعنی آسیبهایی مانند شکستن شیشهها و آسیب به در و پنجرهها. به چهار هزار و ۹۶۷ واحد نیز به میزان متوسطی خسارت وارد شده و تنها دیوارها و بخشهایی از خانه آسیب دیدهاند و با تعمیرات برطرف میشوند، اما ۹۸۸ خانه نیازمند بازسازی و مقاومسازی است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
این آمار با در نظر گرفتن ادعای رسمی خود شهرداری تهران مبنی بر زمان دوساله برای بازسازی کامل واحدها پرسش مهمی را مطرح میکند؛ اینکه چرا خانوارهای آواره را پیش از بازسازی کامل منازلشان از هتلها بیرون میکنند.
وعده شهردار تهران مبنیبر پرداخت مبالغی برای ودیعه اجاره مسکن و تامین هزینه اجاره مکان جدید با اینکه هنوز بهشکل کامل عملیاتی نشده است، اما از همان ابتدا با این نقد جدی مواجه بود که خانوادههای آسیبدیده جدای از سرپناه، تمامی وسایل خانهشان را هم از دست دادهاند و به همین دلیل، صرف تهیه مکانی تازه بهمعنای رفع مشکل اسکان آنان نخواهد بود.
شهرداری در پاسخ به این انتقادها میگوید اسکان در هتل از ابتدا راهکاری اضطراری و کوتاهمدت بوده و قرار نبوده است به اقامت دائمی بدل شود. مسئولان شهری تاکید میکنند خانوادههایی که امکان بازگشت به خانهشان را ندارند باید با استفاده از ودیعههای پرداختی به واحدهای استیجاری منتقل شوند. با این حال خانوادههای معترض میگویند مبالغ پرداختی در بسیاری از مناطق تهران با واقعیت بازار اجاره فاصله دارد و یافتن خانه مناسب با این منابع مالی بسیار دشوار است.
یکی دیگر از مشکلاتی که خانوادهها با آن مواجهاند، اختلاف نظر میان دستگاههای اجرایی است. شهرداری تهران که در ظاهر مسئولیت اسکان و بازسازی را برعهده دارد، مدعی است تامین خسارت وسایل تخریبشده از ابتدا برعهده او نبوده است، موضوعی که این ابهام را ایجاد کرده است که خانوادهها نمیدانند برای دریافت خسارت ناشیاز جنگ به کجا باید مراجعه کنند و اگر شهرداری مسئول این موضوع نیست چرا زاکانی بارها از پرداخت مبالغی برای جبران خسارت وسایل آسیبدیده خانوارها سخن گفته است.
تکرار تجربه جنگ ۱۲روزه؛ اسکان موقت بهمنزله رنج مضاعف
مسئله اسکان خانوادههای آسیبدیده موضوع تازهای نیست. در جریان جنگ ۱۲روزه نیز اسکان موقت به یکی از چالشهای اصلی خانوادههایی تبدیل شد که خانههایشان را از دست داده بودند.
شهرداری تهران آن زمان اعلام کرد بیش از دو هزار خانوار در ۴۱ هتل اسکان داده شدهاند و برای واحدهای کاملا تخریبشده تسهیلات رهن و اجاره در نظر گرفته شده است. با این حال، گزارشهای میدانی منتشرشده در رسانهها نشان میداد بسیاری از خانوادهها علاوه بر شوک ناشی از تخریب خانه و از دست دادن وسایل زندگی، در فرایند دریافت خدمات، رفتوآمد میان نهادهای مختلف و نگرانی از آینده محل سکونت خود سردرگم بودند. حتی ماهها پس از پایان جنگ ۱۲روزه نیز صدها خانواده همچنان در هتلها اقامت داشتند و روند انتقال آنان به خانههای اجارهای همچنان ادامه داشت.
چنین شرایطی با در نظر گرفتن تجربه جنگ ۱۲روزه بار دیگر موضوع فشار روانی و رنج مضاعف تحمیلشده بر خانوادهها را به میان میآورد؛ این خانوادهها جدای از شوک از دست دادن خانه و شکستهشدن روال عادی زندگیشان حالا باید با وضعیت تحقیرآمیز ناشیاز آوارگی، اخراج از هتل و بیتوجهی مسئولان مواجه باشند، که این دوره بلاتکلیفی را برای بسیاری از آنان بهمراتب دشوارتر از دوران جنگ میکند.
یونس قیصیزاده، از کارشناسان حوزه روانشناسی، یادآور شده است که افراد و خانوادههای بسیاری در این مدت تحت فشارهای جسمی و روانی فراوان قرار گرفتهاند که درصورت بیتوجهی ممکن است عوارض ناگواری برای آنان و بهخصوص کودکان که از لحاظ روانی آسیبپذیرترند، داشته باشد.
به گفته قیصی زاده، احساس ناتوانی و بیپناهی دربرابر خطرهای ناشی از جنگ و احساس نبود حمایت روانیـ اجتماعی یا بیتوجهی جامعه و نبود فرصت برای سخن گفتن از تجربههای ناگوار، هرکدام چالشی جدی برای روان جامعه درگیر جنگ است که بیتوجهی به آن تبعات جبرانناپذیری خواهد داشت.
خانوادههایی که در کمتر از یک سال تجربه تلخ دو جنگ را ازسر گذراندهاند و همچنان سایه تکرار آن را بر سر خود احساس میکنند، بیش از آنکه از نبود سرپناه آسیب ببینند، از رفتار غیرمسئولانه مدیرانی رنج میبرند که برخلاف ادعاهایشان پاسخ کارآمدی به نیازها و حقوق قانونی شهروندان آسیبدیده نمیدهند.

