ایران و تنگه هرمز؛ آخرین برگ برنده تهران چقدر دوام می‌آورد؟

بستن تنگه هرمز در طول جنگ، اهرم فشار موثری برای جمهوری اسلامی بود اما استفاده چندباره از یک برگ برنده، خطرناک است

جمهوری اسلامی ایران از جنگ با ایالات متحده و اسرائیل دست‌کم با یک پیروزی روشن خارج شد؛ اینکه توانست ارزش کنترل خود بر تنگه هرمز را به نمایش بگذارد.

توانایی تهران برای بستن این آبراهه و در نتیجه متوقف کردن بخش‌هایی از اقتصاد جهان، اصلی‌ترین اهرم فشار این کشور در طول جنگ اخیر بود. حتی بسیاری از تحلیلگران معتقدند دلیل اصلی آنکه ترامپ تا این حد بر پایان دادن به درگیری اصرار داشت و توافق آتش‌بس را با شرایطی که بسیاری آن را به نفع جمهوری اسلامی ایران می‌دانستند، پذیرفت، همین موضوع بود.

در هفته‌های پس از امضای آن توافق، تهران نشان داد که همچنان قصد دارد از تنگه هرمز استفاده کند؛ هم به‌عنوان اهرمی در مذاکرات صلح جاری‌ــ به‌طوری که ماه گذشته حملات جدیدی علیه کشتی‌های عبوری از تنگه انجام دادــ و هم به‌عنوان منبع درآمد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

هفته گذشته، گزارش شد که جمهوری اسلامی ایران و عمان در حال تدوین طرحی برای دریافت هزینه از کشتی‌هایی‌اند که از این آبراهه عبور می‌کنند. این نشان می‌دهد که تهران همچنان قصد دارد از همان یک برگ برنده استفاده ‌کند.

اهمیت تنگه هرمز از جایگاه آن به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های راهبردی جهان ناشی می‌شود. کالاهای بسیار مهمی مانند نفت، گاز و کودهای شیمیایی از این مسیر عبور می‌کنند و جهان که طی چند دهه گذشته به باز بودن این آبراهه‌ و عبور بدون محدودیت از آن عادت کرده است، در حال حاضر گزینه‌های جایگزین اندکی برای آن دارد.

با این حال اگر ایران برای مدت طولانی همچنان در این تنگه مشکل ایجاد کند، این وضعیت ممکن است تغییر کند.

اکنون سوال این است که آیا جمهوری اسلامی ایران می‌تواند ارزش راهبردی تنگه را حفظ کند، یا آن را به یک دارایی رو‌به‌افول که به‌تدریج ارزش و اهمیتش را از دست می‌دهد، تبدیل خواهد کرد؟

جمهوری اسلامی ایران برای حفظ ارزش تنگه هرمز، باید تعادلی بسیار ظریف برقرار کند که تقریبا شبیه یک تناقض حل‌نشدنی است. به باور برخی کارشناسان، تنگه هرمز تنها زمانی می‌تواند هم منبع قدرت و هم اهرم فشار باشد که تهران نشان دهد در صورت تهدید منافعش، هم توانایی و هم آمادگی بستن دوباره آن را دارد، اما هرچه کشورهای دیگر بیشتر به این نتیجه برسند که هیچ بعید نیست جمهوری اسلامی ایران در آینده دوباره تنگه را ببندد، برای یافتن گزینه‌های جایگزین بیشتر سرمایه‌گذاری خواهند کرد و این گزینه‌ها باعث می‌شوند اهمیت این آبراهه کاهش پیدا کند و در نتیجه ارزش راهبردی آن کم شود.

آیا جمهوری اسلامی ایران می‌تواند به کشورهای دیگر اطمینان کافی بدهد که تنگه همچنان باز خواهد ماند تا آن‌ها دوباره به آن وابسته شوند، یا اینکه آن‌ها این دوره را هشداری تلقی خواهند کرد و حتی با وجود هزینه‌ها و دشواری‌های کوتاه‌مدت، به دنبال گزینه‌های جایگزین خواهند رفت تا در بلندمدت، تهدیدها را کاهش دهند؟

ناظران می‌گویند نشانه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد سناریو دوم احتمالا از هم‌اکنون آغاز شده است. به باور آن‌ها، انتظار می‌رود کشورها برای کاهش میزان ریسک و افزایش ذخایرشان، بیشتر به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر و تامین منابع نفتی خارج از خاورمیانه حرکت کنند.

پیش از جنگ، چین با ذخیره‌سازی حجم زیادی نفت، یک حاشیه امنیت قابل‌توجه در برابر اختلالات احتمالی ناشی از جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرد. احتمالا کشورهای دیگر نیز از این الگو پیروی خواهند کرد.

امارات متحده عربی هم که پیش از این یک خط لوله برای دور زدن تنگه هرمز داشت، به‌سرعت در حال ساخت خط لوله جدیدی است که تا سال ۲۰۲۷ ظرفیت انتقال نفت این کشور را دو برابر خواهد کرد.

اتحادیه اروپا نیز در حال بررسی گزینه‌های جدید برای کشیدن خط لوله است. عراق و کشورهای خلیج فارس نیز انتقال نفت و کالاهای دیگر از مسیر زمینی را شروع کرده‌اند تا آن‌ها را از طریق بندرهای سوریه صادر کنند.

البته جایگزینی برخی محصولات صنعتی دشوارتر است، زیرا تولید محصولاتی چون نفتا (یک فراورده نفتی)، گاز هلیوم و کودهای شیمیایی به تجهیزات صنعتی سنگین و مقدار زیادی انرژی نیاز دارد و کاهش وابستگی به خاورمیانه در این حوزه‌ها نیازمند سرمایه‌گذاری‌های قابل‌توجه در تاسیسات تولیدی جدید است؛ تغییری که از افزایش استفاده از منابع انرژی دیگربسیار دشوارتر و پرهزینه‌تر خواهد بود.

این موضوع به ایران زمان بیشتری می‌دهد، اما اصل ماجرا همچنان پابرجا است: نقاط گلوگاهی که به سلاح تبدیل شوند، برای مدت طولانی نقطه گلوگاهی باقی نمی‌مانند و کشورهایی که یک‌ بار از آ‌ن‌ها باج‌گیری شده است، تمام تلاش خود را می‌کنند تا اجازه ندهند دوباره چنین اتفاقی رخ دهد.

پس از چند دهه جهانی‌ شدن که روند کلی آن به سمت باز بودن بازارها و کاهش موانع حرکت می‌کرد، کشورها اکنون خطرات وابستگی به یک نظام به‌هم‌پیوسته را که می‌تواند علیه خود آن‌ها استفاده شود، درک کرده‌اند و اکنون می‌دانند که کاهش وابستگی متقابل هزینه دارد: قیمت بالاتر بنزین و هزینه بیشتر حمل‌ونقل دریایی.

پیش از جنگ، بسیاری از تحلیلگران باور نمی‌کردند که جمهوری اسلامی ایران واقعا تنگه هرمز را ببندد، زیرا این اقدام به خود ایران نیز آسیب زیادی وارد می‌کرد و در جهانی با اصطکاک و محدودیت‌های بیشتر، همه طرف‌ها هزینه پرداخت می‌کنند، با این حال این اتفاق رخ داد و حالا آن‌ها باید بدانند که در آینده چه واکنشی داشته باشند.

برگرفته از نیویورک‌تایمز

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه