گزارش روزهای اخیر درباره شکلگیری یک توافق احتمالی میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران، از سوی بسیاری بهعنوان یک زنگ خطر در نظر گرفته میشود.
درست است که هنوز هیچ توافقی امضا نشده و پیامهای واشنگتن و تهران نیز سرشار از تناقضاند، اما جهتگیری روشن است: آمریکا به دنبال ثبات است، جمهوری اسلامی به دنبال رهایی از فشارها است و غرب بار دیگر وسوسه شده باور کند میتواند از رژیمی که طی چندین دهه یک امپراتوری منطقهای مبتنی بر ترور بنا کرده است، آرامشی موقت خریداری کند.
توافق احتمالی بیش از هرچیز نگرانیهایی را برای اسرائيل به همراه دارد که ناشی از احتمال در امنیت قرار گرفتن حزبالله لبنان است. اسرائیل مایل نیست دوباره به همان سیاست قدیمی مهار منفعلانه و آرامش ظاهری برگردد. حزبالله تهدیدی بسیار جدی برای ساکنان شمال اسرائیل و مهمترین بازوی نظامی جمهوری اسلامی در خاورمیانه است و هر توافقی که به حذف واقعی تهدید حزبالله از جنوب لبنان منجر نشود، عملا زمینهساز جنگ بعدی خواهد بود.
اسرائیل نمیتواند بپذیرد جمهوری اسلامی از گشایش اقتصادی و فضای تنفس دیپلماتیک برخوردار شود که به حزبالله اجازه دهد همچنان زرادخانه موشکی، پهپادی و تواناییهای تروریستی خود را در مرز شمالی اسرائیل حفظ کند. پس از هفتم اکتبر، اسرائیل دیگر نمیتوان با توهم امنیت زندگی کند. تهدیدی که بهموقع از میان برداشته نشود، در نهایت به بحرانی خطرناک علیه خود اسرائیل تبدیل خواهد شد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
موضوع دوم جایگاه کلی غرب و بهویژه ایالات متحده در برابر «محور شرارت» است. جهان اکنون به واشنگتن نگاه میکند و یک پرسش ساده میپرسد: آیا آمریکا هنوز قادر است رهبری مبارزه با شر جهانی را برعهده بگیرد، یا فقط به دنبال راهی آرام برای خروج است؟
چین، روسیه، حماس، حزبالله و حوثیها هر نشانهای از ضعف غرب را با دقت زیرنظر دارند. وقتی غرب خستگی و تمایل به مهار تهدیدها را نشان میدهد، محور شرارت فورا آن را احساس میکند. بنابراین پیامدهای آن تنها به خاورمیانه محدود نمیشود، بلکه در مسکو و پکن نیز بازتاب پیدا میکند.
با این حال، در کنار همه نگرانیها، صبر و خویشتنداری هم لازم است، زیرا ممکن است حرکتی پیچیدهتر از آنچه اکنون به چشم میآید، در جریان باشد. دونالد ترامپ پیشتر نشان داده که میداند چگونه مذاکرات را بهصورت غیرقابل پیشبینی پیش ببرد و از اظهارات علنی برای سردرگم کردن دشمنانش استفاده کند. بنابراین هنوز خیلی زود است که مشخص شود آیا این یک عقبنشینی و امتیازدهی راهبردی خطرناک است یا حرکتی برای اعمال فشار بیشتر بر تهران.
با اینکه ممکن است برنامههایی پشت پرده در جریان باشد، باید تاکید شود که لازم است احتیاط لازم انجام بگیرد. تاریخ هم ما را به احتیاط فرامیخواند. جهان پیشتر دیده که رهبران غربی چگونه تلاش کردند از طریق توافق و وعده، از رژیمهای افراطی آرامش بخرند. توافق مونیخ سال ۱۹۳۸ که در آن، بریتانیا و فرانسه منطقه سودتنلند چکسلواکی را به آلمان نازی واگذار کردند، بهعنوان دستاوردی دیپلماتیک معرفی شد که قرار بود مانع جنگ جهانی شود، اما در عمل، به نماد ضعف در برابر نازیها تبدیل شد و نتیجه آن نیز کاملا روشن است.
من میخواهم باور کنم که ترامپ این درس را درک کرده است. اگر او میخواهد در تاریخ بهعنوان رهبری قدرتمند شناخته شود، نه کسی که اجازه داد محور شرارت در زمان او قویتر شود، باید اطمینان حاصل کند که این بار تاریخ تکرار نمیشود.
ما در خاورمیانه متاسفانه بهتجربه آموختهایم که ضعف، صلح به همراه نمیآورد، بلکه به کشتار و جنگ بعدی منجر میشود.
برگرفته از واینت

