نام تنگه هرمز در چند دهه اخیر عموما با موضوع نفتکشها، بازار انرژی و تهدیدهای نظامی جمهوری اسلامی گره خورده بود، اما اکنون رسانههای نزدیک به سپاه پاسداران از اهرم فشاری تازه سخن میگویند که در اعماق آبهای خلیج فارس قرار دارد: کابلهای فیبر نوری زیردریایی که بخش عمده ارتباطات اینترنتی و مالی میان آسیا، اروپا و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را برقرار میکنند.
در هفتههای اخیر، رسانههای وابسته به سپاه و برخی نمایندگان مجلس جمهوری اسلامی آشکارا پیشنهاد کردند که تهران برای عبور این کابلها از بستر تنگه هرمز «عوارض» تعیین کند و شرکتهای بزرگ فناوری مانند گوگل، مایکروسافت، متا و آمازون را وادارد برای استفاده از این زیرساختها، به ایران پول بپردازند.
این ایده اگرچه از نظر حقوقی و اجرایی با موانع فراوانی روبرو است، نشان میدهد جمهوری اسلامی در تلاش است دامنه تهدیدهایش را از نفتکشها و خطوط کشتیرانی به شریانهای حیاتی اقتصاد دیجیتال جهان گسترش دهد.
خبرگزاریهای تسنیم، مشرق و فارس که همگی وابسته به سپاه پاسداراناند، طی هفتههای اخیر مجموعه گزارشهایی منتشر کردند و در آنها مدعی شدند که حکومت ایران میتواند با اعمال «حاکمیت دیجیتال» بر تنگه هرمز، از کابلهای اینترنتی عبوری درآمدزایی کند. بر اساس این گزارشها، هرگونه طراحی مسیر، نصب، تعمیر یا بهرهبرداری از کابلهای زیردریایی در آبهای پیرامون هرمز باید با مجوز دولت جمهوری اسلامی انجام شود و مشمول پرداخت هزینه باشد.
رسانههای نزدیک به سپاه این موضوع را با ادبیاتی مطرح کردهاند که بیش از آنکه رنگوبوی اقتصادی داشته باشد، یادآور تهدیدی نظامیــسیاسی است. در یکی از این گزارشها، کابلهای زیردریایی «سلاح خاموش ایران» توصیف شدهاند که به گفته آنها، میتوانند کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و شرکتهای فناوری غربی را تحت فشار قرار دهند.
چرا کابلهای زیردریایی اینقدر مهماند؟
براوردهای بینالمللی نشان میدهد بیش از ۹۹ درصد ترافیک اینترنت بینالمللی جهان از طریق کابلهای فیبر نوری زیردریایی منتقل میشود. این کابلها نهتنها ارتباطات روزمره کاربران اینترنت، بلکه تراکنشهای بانکی، انتقالات سوییفت، فعالیت بورسها و خدمات ابری را هم امکانپذیر میکنند.
چندین سامانه مهم از جمله گلف بریج اینترنشنال (Gulf Bridge International)، فالکون (Falcon)، ئیایایــ۱ (EAA-1) و تیجیانــگلف (TGN-Gulf) از منطقه تنگه هرمز عبور و کشورهای امارات، قطر، بحرین، کویت و عربستان سعودی را به اروپا و آسیا متصل میکنند. هرگونه اختلال در این مسیرها میتواند سرعت اینترنت منطقه را کاهش دهد، خدمات بانکی را مختل کند و به تجارت الکترونیک و بازارهای مالی آسیب بزند.
امتداد سیاست هزینهسازی
شبکه خبری العربیه در گزارشی از این تهدید جدید، تاکید میکند که مجموعه تهدیدهای تهران بخشی از راهبرد جمهوری اسلامی برای افزایش هزینه هرگونه درگیری نظامی با ایران است. بر اساس این گزارش، هدف تهران این است که به جهان نشان دهد حملات مجدد ائتلاف نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران پس از به بنبست رسیدن آخرین تلاشهای دیپلماتیک، میتواند هزینهای بسیار سنگین برای اقتصاد جهانی داشته باشد.
در همین چارچوب، رسانههای نزدیک به حکومت تلاش میکنند این پیام را منتقل کنند که اگر ایران نتواند آزادانه در منطقه عمل کند، نهتنها صادرات نفت، بلکه جریان داده و ارتباطات جهانی نیز میتواند تحت تاثیر قرار گیرد.
آیا تهران واقعا میتواند چنین کاری انجام دهد؟
کارشناسان حقوق دریاها و ارتباطات معتقدند پاسخ کوتاه به این سوال، این است که «به احتمال زیاد نمیتوانند»، زیرا بخش قابلتوجهی از کابلهای زیردریایی در آبهای بینالمللی یا در محدودهای قرار دارند که تحت رژیم حقوقی پیچیدهای اداره میشوند و حتی در مواردی که کابلها از آبهای سرزمینی کشورها عبور میکنند، حق عبور و نگهداری آنها، بر اساس توافقهای بینالمللی و قراردادهای چندجانبه، تنظیم شده است.
علاوه بر این، شرکتهای بزرگ فناوری به دلیل تحریمهای آمریکا امکان پرداخت مستقیم به جمهوری اسلامی را ندارند. از این رو، بسیاری از ناظران تهدیدهای تهران را بیشتر نوعی جنگ روانی و نمایش قدرت میدانند تا سیاستی که عملی و قابل اجرا باشد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
محدودیتهای فنی و اقتصادی
شواهد موجود نشان میدهد حکومت ایران ابزار لازم برای نظارت کامل بر همه کابلهای زیردریایی و همچنین توانایی تحمیل یکجانبه مقررات بر شرکتهای بینالمللی را در اختیار ندارد.
از سوی دیگر، هرگونه اختلال عمدی در این زیرساختها میتواند واکنش بینالمللی شدید در پی داشته باشد و حتی به ضرر خود جمهوری اسلامی تمام شود، زیرا شبکه ارتباطی و مالی جمهوری اسلامی نیز به زیرساختهای منطقهای وابسته است.
برخی کارشناسان نیز تاکید میکنند که بخش عمده کابلهای اصلی عمدا در سمت عمانی تنگه هرمز کشیده شدند تا از ریسکهای ژئوپلیتیک ایران دور بمانند.
بازتاب جهانی و نگرانی شرکتهای فناوری
طرح این ایده در رسانههای نزدیک به سپاه بازتاب گستردهای در رسانههای بینالمللی داشت و بسیاری از تحلیلگران این رویکرد را بخشی از تلاش جمهوری اسلامی برای تبدیل موقعیت جغرافیایی خود به ابزار چانهزنی سیاسی و اقتصادی دانستهاند.
برای شرکتهایی مانند گوگل، مایکروسافت و آمازون، ثبات این مسیرهای ارتباطی برای عملکرد مراکز داده، خدمات ابری و میلیونها کاربر در خاورمیانه حیاتی است. با این حال، احتمال پذیرش خواستههای تهران از سوی این شرکتها بسیار اندک به نظر میرسد.
از «گلوگاه نفت» تا «گلوگاه داده»
جمهوری اسلامی سالها است از موقعیت خود در تنگه هرمز برای فشار بر بازار انرژی استفاده میکند. اکنون نیز به نظر میرسد مقامهای ارشد سپاه پاسداران در حال آزمودن ایدهای تازهاند تا این آبراهه راهبردی به ابزاری برای فشار بر اقتصاد دیجیتال جهان تبدیل کنند.
در عمل، احتمال آنکه تهران بتواند از شرکتهای فناوری جهانی عوارض دریافت کند، بسیار ناچیز است. اما نفس مطرح شدن این موضوع نشان میدهد جمهوری اسلامی میکوشد در شرایط انزوای فزاینده اقتصادی و سیاسی، از هر ابزار ممکن برای کسب درامد و افزایش قدرت بازدارندگی خود استفاده کند.
اگر نفت مهمترین کالای ژئوپلیتیکی قرن بیستم بود، داده مهمترین دارایی قرن بیستویکم است و جمهوری اسلامی میخواهد به جهان نشان دهد که در صورت لزوم، همانگونه که بارها امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز را تهدید کرده و اکنون نیز آن را کاملا مختل کرده است، میتواند شریانهای دیجیتال منطقه را هم به اهرم فشار تبدیل کند.

