از آغاز جنگ میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی و کشته شدن علی خامنهای دو ماه میگذرد؛ جنگی که اندکی پس از دیماه خونین ۱۴۰۴ و در شرایطی آغاز شد که خشم عمومی به اوج رسیده بود. در این مدت، دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی با هدف جلوگیری از شعلهور شدن دوباره آتش اعتراضهای مردمی، مجموعهای از اقدامها را اجرا کرد. از گسیل کردن افرادی با «سیمکارت سفید» به شبکههای اجتماعی برای ایفای نقش در «جنگ نرم» گرفته تا برپایی تجمعات شبانه و استقرار ایستبازرسی در نقاط مختلف شهرها.
در حالی که ماموریت اصلی دو گروه نخست، یعنی دارندگان سیمکارت سفید و شرکتکنندگان در تجمعات شبانه، به نوعی مشروعیتبخشی به حاکمیت و پرطرفدار نشان دادن آن است، ماموریت ایستبازرسیها، اعمال سرکوب از طریق خشونت، تحقیر و تجسس است.
به قول یکی از ساکنان تهران، وقتی دست یک نوجوان ۱۷ ساله اسلحه میدهند تا گوشی و خودرو فردی ۶۰ ساله را آن هم با قلدری، بازرسی کند، هدف صرفا خاموش کردن هرگونه اعتراض در نطفه نیست، بلکه تحقیر است، زیرا از حس انزجار عمومی به خود آگاهاند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
این فرد ساکن یکی از مناطق شمال غربی تهران، با تاکید بر اینکه تجمع شبانه حامیان حکومت با حضور شبهنظامیان خارجی و ایستبازرسی سر هر خیابان و میدان، اعصاب و روان مردم را بهشدت به هم ریخته و تابآوری اجتماعی را کاهش دادهاند، میافزاید: «این نگرانی وجود دارد که ادامه این وضعیت امنیت عمومی را بیشازپیش به خطر بیندازد.»
او در ادامه میگوید خانوادههایی را میشناسد که مدام به دختران و پسران جوانشان توصیه میکنند از هر گونه بحث و جدل با نیروهای مستقر در ایستبازرسی خودداری کنند، چون شنیده میشود برخی در همین ایستبازرسیها با دلایل واهی و با خشونت زیاد، دستگیر شدند.
برخی کاربران در شبکه اجتماعی ایکس نیز از شلیک نیروهای ایستبازرسی به مردم و خودروها خبر دادهاند. پیشتر احمدرضا رادان، فرمانده انتظامی تهران بزرگ، نیز در مصاحبهای بهصراحت گفته بود که نیروهای انتظامی حق شلیک دارند.
برخی کاربران بهتازگی از تیراندازی در ایستبازرسی ملارد و اعزام تعدادی مجروح به بیمارستان در آن منطقه خبر دادند، اما خبرگزاریهای داخلی بهسرعت این خبر را به نقل از مقامهای انتظامی ملارد، تکذیب کردند. در صورتی که کاربر به کانال تلگرامی مملکته خبر داده بود که با چشم خود، مجروحان این حادثه را در بیمارستان دیده است.
فردی میانسال ساکن یکی از مناطق مرکزی تهران هم که در هفتههای گذشته، بهطور مشخص الگوی رفتاری چندین ایستبازرسی را زیر نظر گرفته است، میگوید که همه آنها تقریبا طبق یک الگوی واحد با مردم برخورد میکنند. به این ترتیب که جوانهای ورزشکار، خوشلباس و با سر و وضع آراسته را بیشتر هدف قرار میدهند، با آنها تحقیرآمیز صحبت میکنند، گوشیهایشان را تجسس میکنند و هرگونه اعتراضی را هم بیدرنگ با خشونت پاسخ میدهند.
از نظر او، سرکوبگران جمهوری اسلامی در کشتار دیماه نیز منطبق با همین الگو رفتار کردند و به همین دلیل است که بیشتر جاویدنامان ورزشکاران و افراد بسیار جوان بودند.
او که خود دو دختر جوان دارد، میگوید بارها به دخترانش توصیه کرده است که از هر گونه بحث و جدل با نیروهای ایستبازرسی خودداری کنند و میگوید در اطراف خود نیز خانوادههایی را میشناسد که همین توصیه را به فرزندانشان کردهاند. با این حال، تردید ندارد که مردم تا مدت زیادی این میزان تحقیر و توهین را تاب نمیآورند و اگر تاکنون نیز صبوری کردهاند، به این دلیل بوده است که منتظر نتیجه جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی بودند.
جوانی که از رفتار تحقیرآمیز ماموران در یکی از ایستبازرسیها در منطقهای از اصفهان، بهشدت خشمگین است، روایتش را اینگونه بیان میکند: «ما دو نفر در خودرو بودیم و یکی از آهنگهای شاهین نجفی پخش میشد که جلو ما را گرفتند. آنها گوشیهایمان را بهطور کامل بازرسی کردند. از گالری تصاویر گرفته تا پیامهای خصوصی. صندوق عقب و زیر صندلیها را هم گشتند. وقتی با لحن اعتراضی پرسیدم دنبال چه میگردید، مرا هل دادند و ناسزا گفتند. وقتی دوستم هم اعتراض کرد، با او نیز با خشونت برخورد کردند.»
او در ادامه میافزاید: «در آن لحظه میدانستم ادامه بحث و بالا گرفتن جدال میتواند به جاهای خطرناکی ختم شود، بنابراین سکوت کردیم تا ماجرا تمام شود. اما حالا یک هفته گذشته و من هنوز از شدت خشم و عصبانیت نمیتوانم بخوابم. حتی یک لحظه هم آن صحنه را فراموش نمیکنم. مدام خودم را سرزنش میکنم که چرا چیزی نگفتم و در ذهنم تکرار میکنم که دفعه بعد، هرچه پیش بیاید، پاسخشان را خواهم داد.»
روایت این جوان، در کنار گزارشهای مشابه از شهرهای مختلف، نشان میدهد آنچه در ایستبازرسیها رخ میدهد، بخشی از یک الگوی سازمانیافته در مواجهه با مردم است؛ الگویی که در آن کنترل، تحقیر و ایجاد رعب به ابزارهای اصلی کنترل فضای عمومی تبدیل شدهاند. در چارچوب این الگو، افرادی بیشتر هدف قرار میگیرند که بالقوه امکان عاملیت و نقشآفرینی بیشتری در اعتراضهای احتمالی دارند.
روایت مشابه دیگری را جوانی در تهران تعریف میکند که ورزشکار بدنساز است. او میگوید در یکی از ایستبازرسیها، ماموری با او رفتار بهشدت اهانتآمیزی داشت: «هر چه فکر میکنم که چرا اینطور رفتار کرد، به نتیجهای نمیرسم. جز اینکه احتمالا هیکل ورزشکاری من آزارش داد.»
مقامهای جمهوری اسلامی مدعیاند این اقدامها با هدف برقراری امنیت انجام میشود، با این حال در عمل میتوان آنها را نشانهای از هراس ساختاری حاکمیت از جامعهای دانست که اکنون در نقطهای بهمراتب ملتهبتر از دیماه قرار دارد.
گرانیها و تورم سرسامآور، بحران دارو و خدمات درمانی، بیکاری، نابودی کسبوکارها و قطعی اینترنت، روان جامعه را به سمت فرسودگی سوق داده است. در چنین شرایطی، دور از انتظار نیست که انباشت این فشارها به واکنشهایی گسترده منجر شود؛ دقیقا همان چیزی که حاکمیت از آن هراس دارد. به قول یکی از کاربران شبکه ایکس، جمهوری اسلامی از مردم معترض و خشمگین ایران خیلی بیشتر از بمبها و موشکهای آمریکا و اسرائیل میترسد.

