در حال حاضر، همه توجهها به اختلال در صادرات و استخراج نفت خام ایران معطوف است. اما یک بحران داخلی واقعی دیگر وجود دارد: بنزین. پیش از جنگ، مصرف روزانه سوخت در ایران به ۱۲۶ میلیون لیتر میرسید، در حالی که تولید داخلی حدود ۱۱۰ میلیون لیتر بود. این شکاف روزانه ۱۵ تا ۲۰ میلیون لیتری از طریق واردات جبران میشد که سالانه حدود ۶ میلیارد دلار هزینه داشت.
در ۷ مارس، انبارهای ذخیره نفت در تهران و استان البرز هدف حمله قرار گرفت. فقط در جنوب تهران حدود ۳۰ مخزن هدف قرار گرفت. پیامد فوری این بود که سقف سوختگیری در تهران یکشبه از ۳۰ لیتر به ۲۰ لیتر کاهش پیدا کرد. گزارشها از پایان موجودی سوخت جایگاهها حکایت داشت. شهروندان آن را «سهمیهبندی خاموش» خواندند.
موضوعی که بسیاری از افراد متوجه نشدند این است: بزرگترین تولیدکننده بنزین ایران پالایشگاه ستاره خلیج فارس در بندرعباس است که حدود ۴۰ میلیون لیتر در روز، یعنی حدود ۳۵ درصد تولید ملی، ظرفیت دارد. این پالایشگاه با میعانات گازی میدان پارس جنوبی کار میکند، نه نفت خام. زمانی که اسرائیل در ماه مارس به میدان پارس جنوبی حمله کرد، فقط صادرات گاز را هدف نگرفت، بلکه خوراک اصلی پالایشگاهی را قطع کرد که ایران برای تولید بنزین بیشترین وابستگی را به آن دارد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
سپس لاوان مطرح است. در ۷ آوریل چند ساعت پس از اعلام آتشبس، پالایشگاه جزیره لاوان، با ظرفیت فرآوری روزانه ۵۵ هزار بشکه میعانات، هدف قرار گرفت. رئیس شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ایران از این جزیره بازدید کرد و گفت میتوانند ظرف «یک تا دو ماه» ۷۰ تا ۸۰ درصد ظرفیت را احیا کنند. این ادعا در حالی است که لاوان، پارس جنوبی، انبار ری، سیستم پالایش ایران آسیب مقطعی ندیده بلکه ضربات متعدد چندوجهی خورده است.
در حالت عادی، ایران کسری تولید داخلی بنزین را با واردات تامین میکند که از طریق مسیرهای تحریمی، ناوگان سایه و واسطههای مالی انجام میشود. اما جمهوری اسلامی تنگه هرمز را بست، که بلافاصله شریان وارداتی ایران را نیز قطع کرد.
بعد جمهوری اسلامی اوضاع را وخیمتر کرد. فجیره، قطب نفتی اصلی امارات متحده عربی و بندری که تهران بخش زیادی از تجارت پنهان میعانات و فرآوردههای پالایشی را از طریق آن انجام میداد، در اواسط ماه مارس هدف حملات پهپادی جمهوری اسلامی قرار گرفت. جمهوری اسلامی همچنین میدان گازی «شاه» امارات متحده عربی را هدف گرفت و عملیات در مجتمع پالایشگاهی الرویس متوقف شد. امارات متحده عربی، که دههها بهعنوان واسطهای حیاتی برای ایران عمل میکرد و میعانات از میادین ایران به پالایشگاههای شرکت ملی نفت امارات (ENOC) منتقل میشد و بهصورت سوخت بازمیگشت، به هدف جنگی تبدیل شد. جمهوری اسلامی فقط تنگه هرمز را از دست نداد، مسیر دور زدن محدودیتها را هم نابود کرد.
تنها دلیلی که بحران بنزین تاکنون آشکار نشده افت تقاضا در زمان جنگ است. مردم در خانه ماندند. رسانههای ایرانی از رکورد صرفهجویی در مصرف سوخت در دوره «جنگ ۴۰ روزه» خبر دادند. مقامهای شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ایران آن را «کاهش قابلتوجه» توصیف کردند. اما این کاهش تقاضا غیرعمدی و موقتی بود. با تداوم آتشبس و ازسرگیری رفتوآمد، مصرف دوباره افزایش پیدا میکند، در حالی که سیستم تامین آسیب دیده و با محدودیت واردات مواجه است.
هیچیک از این موارد تعجبآور نیست. در مه ۲۰۲۵، تحلیلگران ایرانی هشدار داده بودند که بدون افزایش تولید یا بهبود بهرهوری، ایران تا سال ۲۰۴۱ به سالانه ۵ میلیارد دلار بنزین وارداتی نیاز خواهد داشت. مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری، نیز علنی گفت: «ما سوخت را به قیمت بازار آزاد میخریم و به قیمت ۵۰۰۰ تومان میفروشیم؛ این وضعیت پایدار نیست.» کمیسیون بودجه مجلس حتی تلاش کرد واردات بنزین در سال ۱۴۰۴ را کامل ممنوع کند. این بحران ساختاری پیش از جنگ وجود داشت؛ جنگ فقط آن را تسریع کرد.
در حال حاضر، لاوان و پارس جنوبی تا حدی از مدار خارجاند و در بهترین حالت، یک تا دو ماه با احیای کامل فاصله دارند. سهمیه ماهانه خودروهای شخصی پیش از شروع جنگ از ۱۰۰ به ۷۰ لیتر کاهش پیدا کرده بود. سقف سوختگیری در جریان حملات باز هم کمتر شد. کانالهای وارداتی تحت بیشترین فشار تحریمی قرار دارند. و تقاضا در آستانه افزایش مجدد است. وضعیت بنزین ایران پس از این جنگ از نظر ساختاری ضعیفتر از قبل است، و مقامهای جمهوری اسلامی از این موضوع آگاهند.

