کسانی که میکوشند ناسازگاری با جمهوری اسلامی را صرفا مذهبی جلوه دهند و ریشه این تقابل را به نزاع شیعه و سنی فروبکاهند، در واقع بیشترین خدمت را به این رژیم میکنند. این افراد ناآگاهانه در تلهای گرفتار میشوند که رژیم جمهوری اسلامی با دقت برای آنها گسترده است: گسستن پیوندهای اجتماعی، تشدید شکافها، و کشاندن یک منازعه سیاسی به عرصهای هویتی که مهار و کنترل آن بهشدت دشوار و پیچیده است.
وقتی یک درگیری در قالب اختلافات فرقهای محصور میشود، دیگر حلشدنی نیست، چراکه به معادلهای با حاصل صفر بدل میشود: پیروزی یک فرقه و شکست فرقهای دیگر، یعنی همان جنگ مذهبی. جنگهای مذهبی، که از کینههای دیرینه و لایههای ژرف غرایز انسانی نیرو میگیرند، پایانی نمیشناسند و در آنها هیچ برندهای وجود ندارد.
این همان راهبردی است که گروههای افراطی سنی مانند القاعده و داعش بر آن تکیه کردهاند: تبدیل دین و شکافهای فرقهای به ابزاری برای تخریب و خشونت. در سوی دیگر، همین الگو در رفتار حزبالله و گروههای مسلح وابسته به جمهوری اسلامی نیز دیده میشود. در واقع، بهرغم تفاوت در نامها و عناوین، منطق و گفتمان حاکم بر آنها یکی است.
در نتیجه، میتوان گفت اختلاف با رژیم جمهوری اسلامی ماهیتی مذهبی یا دینی ندارد، بلکه در بنیاد خود اختلافی سیاسی است؛ امری که شواهد و دلایل متعددی نیز آن را تایید میکنند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
نخست آنکه، بخش عمده مخالفان جمهوری اسلامی را شهروندان ایران تشکیل میدهند که اکثریت آنان شیعهاند. این افراد به دلیل سنی بودن یا درگیری فرقهای به خیابانها نیامدهاند، بلکه از آن رو اعتراض میکنند که با یک نظام سیاسی مواجهاند که به زندگیشان آسیب زده، آنها را فقیر کرده و در چرخهای از بحرانها و انزوا گرفتار کرده است. نظامی که خود را حامی شیعیان معرفی میکند، در واقع همان نظامی است که بیشترین آسیب را به شیعیان وارد کرده است.
دوم آنکه، در خارج از کشور نیز در صف مقدم مخالفان جمهوری اسلامی، ایرانیان شیعهای قرار دارند که این نظام را نه نماینده خود، بلکه پروژهای ویرانگر برای کشورشان میدانند. به همین دلیل، میلیونها ایرانی نیز ناگزیر کشور خود را ترک کردهاند.
در سطح جهان عرب نیز، در میان جسورترین مخالفان نفوذ جمهوری اسلامی، شیعیانی دیده میشوند که برخی از آنان حتی جانشان را در این مسیر دادهاند. آنچه این دسته از افراد را به میدان میکشاند، نه انگیزههای فرقهای، بلکه تعلق خاطر به وطن و هویت شهروندی است. مخالفان سیاستهای جمهوری اسلامی، که هر روز بر شمار آنان افزوده میشود، طیفی از مراجع دینی، سیاستمداران، نویسندگان و روشنفکران را دربر میگیرد. البته شمار این افراد بسیار است، اما در اینجا میتوان به چند نمونه اشاره کرد: علامه سید علی الامین، مرجع شیعه لبنانی؛ لقمان سلیم، ناشر و کنشگر سیاسی و اجتماعی اهل لبنان؛ فائق الشیخ علی، سیاستمدار برجسته و نماینده مجلس عراق. این افراد فرقهگرا نیستند، بلکه با نگاهی ملی و مسئولانه به وطن خود مینگرند. همانگونه که ایرانیان میهندوست از کشورشان دفاع میکنند، آنان نیز از سرزمینهای خود پاسداری و با هرگونه اشغال، مصادره هویت مذهبی و بهرهبرداری ابزاری از آن در چارچوب پروژه فراملی مخالفت میکنند.
سوم آنکه، رژیم جمهوری اسلامی در رویکرد نظامی و سیاسی خود هرگز میان سنی و شیعه تفاوتی قائل نشده است. موشکهایی که کشورهای حوزه خلیج فارس را هدف قرار دادند میان هیچیک از طوایف تمایزی نگذاشتند؛ همانطور که مداخلات این رژیم در کشورهای عربی که در آنها نفوذ کردهاند، به فقر و ویرانی همگان، بدون استثنا، انجامیده است. حتی در برخی موارد، آسیب متوجه شیعیان بیش از دیگران بوده است، چنانکه در جنوب لبنان رخ داد و هزاران نفر را به آوارگی و ترک خانه و روستایشان واداشت. درست است که برخی احزاب و گروههای شبهنظامی به جمهوری اسلامی وفادارند، اما این افراد نماینده مردم نیستند و از جانب ملت سخن نمیگویند، بلکه بهمنزله ابزاریاند که برای پیشبرد یک پروژه سیاسی به کار گرفته میشوند. وفاداری برخی مسیحیان به جمهوری اسلامی نیز میتواند مصداقی بر این واقعیت باشد.
جمهوری اسلامی مدعی است که از شیعیان دفاع میکند، در حالیکه شیعیان داخل ایران را سرکوب و شیعیان خارج را به واسطه گروههای نیابتیاش آزار و اذیت میکند. بر این اساس، «دفاع از شیعیان» بیش از آنکه یک واقعیت عینی باشد، پوششی برای کسب مشروعیت و ابزاری برای گسترش نفوذ در منطقه و فراتر از منطقه است. در نهایت، هدف اصلی، حفظ قدرت در داخل به هر بهایی و گسترش نفوذ در خارج با هر ابزار ممکن است.
بنابراین، اختلاف با رژیم ایران نه فرقهای است و نه اعتقادی، بلکه اختلافی بر سر ماهیت دولت و نظم منطقهای مورد نظر جمهوری اسلامی است. این نزاع در واقع تقابل میان الگوی دولتـملت است که جهان معاصر بر پایه آن شکل گرفته، و پروژهای که میکوشد از این الگو فراتر رود و با بهرهگیری از نیروهای نیابتی، گروههای شبهنظامی و نیز مداخله مستقیم و غیرمستقیم در امور سایر کشورها، نفوذش را گسترش دهد. هدف از مناقشه امروز با رژیم ایران، وادار کردن آن به گذار از یک ساختار ایدئولوژیک به یک دولت عادی است؛ از نهادی که منابع خود را صرف حمایت مالی از شبهنظامیان و هستههای مخفی میکند، به دولتی که سرمایههایش را در مسیر آموزش، دانشگاهها و توسعه علمی به کار میگیرد.
بهصراحت میتوان گفت که مخالفت با رویکرد جمهوری اسلامی به یک گروه و فرقه خاص محدود نمیشود، بلکه شامل تمامی افرادی میشود که به ایده دولتـملت باور دارند. به همین دلیل، در خط مقدم مخالفان جمهوری اسلامی، شهروندانی دیده میشوند که با تبلیغات نادرست رژیم مخالفتاند و با مصادره هویت مذهبی خود و تبدیل آن به ابزاری برای منازعه سیاسی، که بازتابدهنده اندیشه آنان نیست، مقابله میکنند. کسانی که روایت فرقهای را ترویج میدهند، در واقع در دامی گرفتار میشوند که جمهوری اسلامی برای آنان گسترده است.
برگرفته از الشرقالاوسط

