پس از بن‌بست مذاکرات اسلام‌آباد، ترامپ چه می‌خواهد بکند؟

به باور مقام‌های آمریکایی، جمهوری اسلامی با وجود نمایش قدرت ظاهری، فرسوده است و ترامپ قصد دارد فشار اقتصادی بر این رژیم را بیشتر کند

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، پس از شکست مذاکرات اسلام‌آباد اعلام کرد که برای دستیابی به توافقی بهتر، تنگه هرمز را محاصره می‌کند. این محاصره، بی‌تردید یک ابزار فشار است، اما لزوما یک اقدام نظامی نیست.

با شکست گفتگوها میان نمایندگان تهران و واشنگتن، برخی تحلیلگران گمان کردند که ایالات متحده ممکن است در مسیر ورود به یک «جنگ بی‌پایان» دیگر قرار گرفته باشد و این مذاکرات مقدمه‌ای برای مرحله‌ای از خطرناک‌تر از درگیری باشد. با این حال گفتگو با افرادی نزدیک به مذاکرات در روز یکشنبه، نشان می‌دهد که بن‌بست اسلام‌آباد لزوما به معنای بازگشت به جنگ نیست.

ترامپ به درگیری نظامی بیشتر تمایلی ندارد. او می‌داند که دستاوردهای احتمالی محدود است و «خطرات بالایی» به همراه دارد. به همین دلیل هدف او این است که جمهوری اسلامی به‌شدت آسیب‌دیده را در یک تنگنای اقتصادی قرار دهد تا ببیند آیا رهبرانش مسیر متفاوتی را انتخاب خواهند کرد که به یک توافق جامع و بزرگ منتهی شود یا خیر.

طرف آمریکایی انتظار دارد که با وجود بن‌بست آخرهفته در اسلام‌آباد، تماس‌ها احتمالا از طریق میانجی‌های پاکستانی، ادامه یابد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

با توجه به اینکه نظام جمهوری اسلامی پس از هفته‌ها بمباران شدید، همچنان پابرجا است و هنوز کارت‌های مهمی مانند بقایای برنامه هسته‌ای و توانایی اختلال در کشتی‌رانی در تنگه هرمز را در اختیار دارد، ترامپ تصمیم گرفت چیزی را پیشنهاد دهد که از نظر او یک توافق مهم است: بسته‌ای بزرگ و درخشان از مزایای اقتصادی از جمله رفع تحریم‌ها در ازای کنار گذاشتن کامل برنامه‌های هسته‌ای و موشکی و قطع حمایت از نیروهای نیابتی.

مذاکرات اسلام‌آباد طبق انتظار با مواضع سخت آغاز شد و معاون رئیس‌جمهوری آمریکا و رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، خط قرمز‌هایشان را مطرح کردند، اما به گفته منابع آگاه، پس از ساعت‌ها گفتگو، نتیجه‌ای حاصل نشد. مقام‌ها معتقدند علاوه بر حضور قالیباف در این مذاکرات به‌عنوان یک مذاکره‌کننده جدید از طرف رژیم ایران، برخی اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در حال گشودن کانال‌های ارتباطی‌اند، زیرا می‌خواهند در آینده گفتگوها نقش داشته باشند.

قالیباف حدود دو دهه است تلاش می‌کند خود را گزینه‌ای عمل‌گرا و متفاوت از روحانیون حاکم معرفی کند. او که زمانی شهردار تهران بود، می‌خواست مشکلات شهری را حل کند و شاید کشور را از رویارویی آخرالزمانی با غرب دور کند. اکنون، پس از ۲۰ سال، احتمالا فکر می‌کند زمان آن رسیده است که خودش را نشان دهد، اما او زیاده‌ازحد خوش‌بین است.

به باور مقام‌های آمریکایی، جمهوری اسلامی امروز با وجود نمایش قدرت ظاهری، فرسوده است. پس از ۴۰ روز جنگ، اقتصاد ایران تقریبا در وضعیت تعطیلی قرار دارد. ترامپ اکنون قصد دارد این فشار اقتصادی را بیشتر هم بکند و آنقدر گردن حریفش را بفشارد تا تسلیم شود.

باید گفت که ترامپ از آغاز جنگ در روز ۲۸ فوریه در انتظار چنین تسلیم‌ شدنی بود، اما گفته می‌شود اکنون به این نتیجه رسیده که حمله زمینی یا تشدید حملات نظامی می‌تواند آمریکا را در دردسر بیندازند و گواهی بر این باور باشد که جنگ در خاورمیانه شروعش آسان، اما پایانش دشوار است.

با این حال ترامپ نشان داد که برنامه‌های خاص خود را دارد. اکنون نیز مقام‌های دولت ترامپ معتقدند یکی از این سه سناریو اتفاق خواهد افتاد:

یک‌ــ سقوط جمهوری اسلامی ایران، که به‌ نظرشان پس از توقف بمباران‌ها، محتمل‌تر است

دوــ ظهور رهبری جدید مانند قالیباف که تصمیم بگیرد با رسیدن به توافق با آمریکا، آینده‌ای متفاوت را رقم بزند

سه‌ــ اقدام تندروهای سپاه برای شکستن محاصره یا حملات بیشتر به‌ منظور گرفتن امتیاز از آمریکا.

اگر جمهوری اسلامی ایران که هنوز خود را قدرتمند می‌بیند، بخواهد از مزیت‌هایش از طریق اقدام‌های نظامی یا حملات تروریستی استفاده کند، ترامپ ممکن است ناچار شود به سراغ همان تشدید درگیری نظامی برود که می‌خواهد از آن اجتناب کند.

تیم او در اسلام‌آباد یک ریسک راهبردی را برگزید و اجازه داد این تصور ایجاد شود که آمریکا حاضر است برای رسیدن به توافق صلح، امتیاز بدهد، اما واقعیت این است که ترامپ به توافق‌های کوچک اعتقادی ندارد و فکر می‌کند نتایج کوچک حاصل معاملات کوچک‌اند. پس اکنون به نظر می‌رسد او بخواهد در حالی که هم‌زمان فشار اقتصادی بر تهران را افزایش می‌دهد تا شروط آمریکا را بپذیرد، سایر گزینه‌ها را هم روی میز داشته باشد.

 هدف این است که قالیباف و همکارانش در نهایت قانع شوند ایران از یک «حکومت انقلابی» تهدیدکننده منطقه، به یک کشور عادی تبدیل شود که بتواند مانند همسایگانش، از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی، مدرن باشد.

کیسینجر می‌گوید صلح زمانی ممکن می‌شود که دولت‌ها از «انقلاب» به «نظم» برسند. به عبارتی گذار از ایدئولوژی به منافع ملی، یعنی نظامی که خود را مامور تغییر جهان می‌داند، به نظامی تبدیل شود که درون نظم موجود بازی می‌کند. این شرط نخست ثبات در خاورمیانه است.

آیا جهان اکنون در آستانه چنین نقطه عطفی است؟ در مورد خاورمیانه، معمولا باید محتاطانه‌تر حرف زد. طی ۴۷ سال گذشته، رهبران جمهوری اسلامی ایران بارها تصمیم‌های نادرستی گرفته‌اند و باید دید این بار چه خواهند کرد.

با این حال، تصاویر این آخرهفته از اسلام‌آباد، جایی که معاون رئیس‌جمهوری آمریکا و رئیس مجلس تمام شب درباره چارچوب یک توافق احتمالی گفتگو کردند، هم‌زمان حسی از «ناممکن بودن» و «احتمال وقوع» را در خود داشت.

برگرفته از وال‌استریت ژورنال

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه