محاصره دریایی جمهوری اسلامی مساوی با مرگ اقتصادی این رژیم است

جمهوری اسلامی تصور می‌کرد جهان را در مشت خود دارد، اما ترامپ با هوشمندی‌، ورق را برگرداند

پس از بن‌بست در مذاکرات اسلام‌آباد، از روز یکشنبه با اعلام دونالد ترامپ مبنی بر اینکه نیروی دریایی آمریکا به همراه متحدانش از طریق محاصره دریایی، جلو ورود و خروج کشتی‌ها به تنگه هرمز را می‌گیرد، مرحله‌ای جدید از «ماجراجویی شش‌هفته‌ای» آمریکا در ایران آغاز شد.

این یک حرکت غافلگیرکننده بود که ورق را ناگهان به ضرر حریف برگرداند. جمهوری اسلامی ایران تصور می‌کرد جهان را در مشت خود دارد (از نظر نفتی)، اما در واقع حکم مرگ اقتصادش را امضا کرد.

این محاصره تاکتیکی حساب‌شده است که به پیشنهاد اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، و مایک والتز، عضو سابق نیروهای ویژه ارتش آمریکا و سفیر ایالات متحده در سازمان ملل، به‌عنوان گام بعدی مطرح شد؛ آن هم پس از آنکه چین و روسیه هفته گذشته، قطعنامه شورای امنیت را که کشورهای خلیج فارس برای همکاری بین‌المللی در بازگشایی تنگه هرمز ارائه کرده بودند، وتو کردند. 

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

با استقرار نیمی از ناوگان نیروی دریایی آمریکا در خارج از این تنگه، همه‌چیز برای متوقف کردن کشتی‌هایی که تهران برای تامین انرژی بزرگ‌ترین مشتری خود، یعنی چین‌ــ که حدود ۹۰ درصد نفت ایران را خریداری می‌کند‌ــ به آن‌ها متکی است، مهیا است.

این محاصره تنها آغاز اعمال حداکثر فشار اقتصادی است که ترامپ و مشاورانش برای تحمیل به جمهوری اسلامی در نظر گرفته‌اند؛ آنچه می‌توان آن را «عملیات خشم اقتصادی حداکثری» نامید.

ترامپ که صبح یکشنبه در صحبت شبکه فاکس‌نیوز با لحنی پرشور سخن می‌گفت، درباره این محاصره دریایی گفت: «این یعنی ورود کامل، همه‌چیز را به میدان آوردن. نمی‌گذاریم تهران از فروش نفت به هر کسی که می‌خواهد، درآمد کسب کند. یا همه یا هیچ کس. پیش‌بینی من این است که در نهایت برمی‌گردند و هرچه را ما می‌خواهیم، می‌پذیرند.»

حرکت هوشمندانه دیگر ترامپ، اعزام جی‌دی ونس به مذاکرات بود که در دولت به‌عنوان چهره‌ای متمایل به دیپلماسی شناخته می‌شود. هدف این بود که هم ونس از نزدیک ببیند ایرانی‌ها تا چه اندازه در ارزیابی قدرت چانه‌زنی خود خطا دارند و هم ایرانی‌ها دریابند که در عزم دولت آمریکا برای مقابله با زیاده‌خواهی‌های این رژیم خطرناک، هیچ شکافی وجود ندارد.

جی‌دی‌ ونس،‌ معاون ترامپ، پس از ۲۱ ساعت مذاکره با هیئت ایرانی اعلام کرد که برای پایان جنگ، توافقی حاصل نشد، اما همانطور که اشاره کرد، این موضوع بیشتر از آنکه خبر بدی برای ایالات متحده باشد، خبری بسیار ناگوار برای جمهوری اسلامی خواهد بود.

ترامپ که به گفته ونس در طول مذاکرات بارها با او تماس داشت، چند ساعت بعد، گفت نمایندگان رژیم حاکم بر ایران «با این تصور آمدند که دست بالا را دارند، اما نداشتند». او افزود: «اواخر مذاکرات، فضا خیلی دوستانه شد و تقریبا در همه موارد به توافق رسیدیم جز اینکه آن‌ها حاضر نشدند از جاه‌طلبی‌های هسته‌ای خود دست بکشند و صادقانه بگویم، برای من، این مهم‌ترین مسئله بود. آن‌ها قرار نیست سلاح هسته‌ای داشته باشند. من ۳۰ سال است این را می‌گویم.»

ترامپ همچنین گفت که دو ناوشکن نیروی دریایی آمریکا روز شنبه از تنگه هرمز عبور کردند و عملیات پاکسازی مین انجام دادند. به این ترتیب، آمریکا بدون شلیک حتی یک گلوله در حال تثبیت برتری خود بر چیزی است که جمهوری اسلامی ایران آن را «برگ برنده» خود می‌دانست.

در حالی که بسیاری از رسانه‌ها بار دیگر به‌ دلیل پیام‌های جنجالی ترامپ در شبکه‌های اجتماعی و سبک غیرمتعارفش، او را دست‌کم گرفتند، واقعیت این است که اقدام علیه ایران در امتداد یکی از مولفه‌های محوری سبک حکمرانی‌ او قابل‌فهم است: ترامپ در نقش «حامی امنیت».

او بارها تاکید کرده که این «رژیم تروریستی» دهه‌ها است ایالات متحده را تهدید می‌کند و هدف حمله قرار می‌دهد و خود را نخستین رئیس‌جمهوری می‌داند که در برابر آن، رویکردی بدون‌هراس اتخاذ کرده است.

 ایران طبق گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل، در حال غنی‌سازی اورانیوم و افزایش توان تولید مواد لازم برای ساخت سلاح هسته‌ای است و این در حالی است که رویکرد روسای‌جمهوری مانند باراک اوباما و جو بایدن نه‌تنها در مهار این رژيم بی‌تاثیر بود، بلکه به دادن پول و امتیاز به این حکومت منجر شد.

مشاوران نزدیک ترامپ می‌گویند او در برابر ریسک، تحمل بالایی دارد؛ چیزی که برای دیگران تجربه‌ای پرتنش ایجاد می‌کند، اما در این ظاهر بی‌قاعده، نوعی روش نهفته است یا به تعبیر مایکل اسمرکونیش، این بی‌قاعدگی، روش او است.

گزارش‌های درزکرده از اتاق جنگ پیش از حمله به ایران نشان می‌دهد که ترامپ، در عین مشورت‌پذیری و جدیت، به توصیه‌های حقوقی گوش داد، نظر همه مشاورانش را بررسی کرد، درباره پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه اسرائیل درباره تغییر رژیم هوشیار بود، و در نهایت تصمیم دشوار آغاز عملیات «خشم حماسی» را گرفت.

در اقدام‌های ترامپ نوعی هدف‌گذاری راهبردی به چشم می‌خورد، همراه با غریزه‌ قوی او برای غلبه روانی بر حریف که اغلب به سودش عمل می‌کند و البته نوعی هوش اجتماعی خاص در تشخیص سریع نقطه‌ضعف طرف مقابل. او ابایی ندارد که نقشی خاص بازی کند و حتی چهره‌ای منفی از خود ارائه دهد، به شرطی که در نهایت آمریکا برنده شود.

و البته مشاورانی بسیار باهوش نیز دارد که او را در این مسیر همراهی می‌کنند.

برگرفته از نیویورک‌پست

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه