جهان باید به اعتبار سیاسی و دیدگاه‌های شاهزاده رضا پهلوی توجه کند

شاهزاده رضا پهلوی باید برای نشان دادن توانایی‌هایش درباره امور سیاسی، سازماندهی نیروها و حمایت در داخل ایران، توجه و فرصت لازم را در اختیار داشته باشد

شاهزاده رضا پهلوی روز شنبه در کنفرانس اقدام سیاسی محافظه‌کاران در تگزاس، خواستار برچیده شدن کامل جمهوری اسلامی شد و از حضار خواست «خاورمیانه جدیدی را تصور کنند که در آن، ایران دوست اسرائیل باشد» و توافق‌نامه‌های ابراهیم به آنچه او «توافق‌نامه‌های کوروش» نامید، گسترش یابد.

او ایران پس از رژیم جمهوری اسلامی را به‌عنوان شریک دموکراتیک آینده ایالات متحده و اسرائیل ترسیم کرد و درباره هرگونه توافق با رژیم فعلی و پراکندگی اپوزیسیون هشدار داد.

او به روشنی و علنا اعلام کرد که جمهوری اسلامی نماینده همه مردم ایران نیست و دشمنی با اسرائیل یک سیاست و دکترین حکومتی است، نه یک واقعیت پایدار در هویت ایرانی.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

این تمایز برای اسرائیلی‌ها مهم است، زیرا جمهوری اسلامی نزدیک به نیم قرن است که با صرف پول، سلاح، آموزش و صدور ایدئولوژی، یک کارزار منطقه‌ای علیه دولت یهود به راه انداخته است. حزب‌الله، شبه‌نظامیان عراقی و حوثی‌ها همگی بخشی از این سیستم فشار بوده‌اند. اسرائیلی‌ها هم آموخته‌اند که تهران را باید کانون یک جنگ طولانی بدانند که از طریق موشک‌ها، نیروهای نیابتی و تروریسم پیش برده می‌شود.

اکنون شاهزاده رضا پهلوی از اسرائیلی‌ها می‌خواهد که ایران را از جمهوری اسلامی جدا بدانند. این یک ادعای سیاسی جدی است و بار تاریخی هم دارد. وقتی او از کوروش کبیر نام می‌برد هم، سعی دارد ایران را در یک روایت بسیار قدیمی‌تر قرار دهد. روایتی شامل مدارا در فرهنگ ایرانی، حافظه تاریخی یهودیان و دوره‌ای پیش از آنکه جمهوری اسلامی دشمنی با اسرائیل را به بخشی از هویت نظام خود تبدیل کند.

اورشلیم پست معتقد است این ادعا شایسته آن است که حتی از سوی رقبای سیاسی شاهزاده رضا پهلوی جدی گرفته شود.

البته حاکمان ایران هنوز در حال تامین مالی، تسلیح و هدایت نیروهایی‌اند که غیرنظامیان و سربازان اسرائیلی را هدف قرار می‌دهند و یک سخنرانی در تگزاس واقعیت را در میدان نبرد تغییر نمی‌دهد، حزب‌الله را خلع سلاح نمی‌کند و  قتل عام هفتم اکتبر یا سال‌ها سنگربندی جمهوری اسلامی در سراسر منطقه را هم پاک نمی‌کند، اما راهبردهایی به مرحله اجرا می‌رسند که فرصت‌ها را در زمان مناسب شناسایی کنند.

خود توافق‌نامه‌های ابراهیم سال‌ها به‌عنوان یک خیال‌پردازی دیپلماتیک تلقی می‌شد، تا اینکه رهبران تصمیم گرفتند آنچه را پیش‌تر تنها در محافل خصوصی گفته می‌شد، علنا بیان کنند. اینکه منافع مشترک قوی‌تر از فرمول‌های قدیمی است و عادی‌سازی روابط در سطح علنی، اهداف ملی واقعی را تامین می‌کند.

اکنون نیز شاهزاده رضا پهلوی در تلاش است کاری مشابه با ایران انجام دهد. او به مخاطبان غربی، کشورهای عربی، اسرائیلی‌ها، ایرانیان خارج از کشور و ایرانیان داخل کشور می‌گوید که یک هم‌راستایی متفاوت هم ممکن است و اسرائیل لزوما نباید برای همیشه دشمن محوری سیاست ایران باقی بماند.

این گفته‌ها اگرچه فعلا از قابلیت اجرایی ندارند، اما اینکه یک چهره ایرانی چیزی را که بسیاری از گفتنش پرهیز می‌کنند،  به‌صراحت بیان کند، بسیار باارزش است؛ اینکه دشمنی با اسرائیل نشانه‌ اصالت ایرانی نیست، بلکه روایت حکومت است. چنین موضعی می‌تواند برای اسرائیلی‌ها و ایرانی‌ها زبانی فراتر از منطق جنگ دائمی فراهم کند.

به همین دلیل باید از سیاست‌گذاران در اورشلیم و واشنگتن خواست که به شاهزاده رضا پهلوی برای تبدیل شعارهایش به واقعیت سیاسی با سازماندهی و حمایت در داخل ایران فرصت کافی داده شود و نباید از روی عادت او را کنار گذاشت.

یکی از ناکامی‌های تکرارشونده غرب در قبال ایران، محدود بودن افق تخیل سیاسی آن است؛ سیاست‌هایی که اغلب میان ترس از حکومت و سازش با آن در نوسان بوده‌اند، گویی این حکومت تنها شکل ممکن برای «ایران» است.

البته اسرائیل نمی‌تواند سیاست خود را تنها بر پایه امید بنا کند، اما می‌تواند تشخیص دهد چه زمانی یک صدای ایرانی چیزی را مطرح می‌کند که این منطقه به‌ندرت شنیده است؛ اینکه صلح با اسرائیل می‌تواند بخشی از یک چشم‌انداز مشروع برای آینده ایران باشد، هنوز در افقی دور قرار دارد، اما نام بردن از آن ارزشمند است و تحقق‌پذیر به نظر می‌رسد.

برگرفته از اورشلیم‌پست

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه