مذاکرهکنندگان آمریکایی بیش از هر زمان دیگری اطمینان دارند به توافق مقدماتی با جمهوری اسلامی نزدیک شدهاند. مهمترین مزیت توافق این است که وعده میدهد تنگه هرمز دوباره باز شود. اما نگرانی به جزئیات پنهان مربوط به برنامه هستهای ایران برمیگردد، موضوعی که حلوفصل آن به ۶۰ روز مذاکره بعدی موکول خواهد شد.
اکسیوس پنجشنبه گزارش داد که مذاکرهکنندگان آمریکایی و ایرانی به توافق رسیدهاند اما هنوز به تایید نهایی ترامپ نرسیده است. هرچند توافق نزدیک است و طرف ایرانی متن را تایید اولیه کرده، متن هنوز کاملا نهایی نشده است. و در حالی که ترامپ ممکن است تصمیم نهاییاش را هنوز اعلام نکرده باشد، توپ اکنون در زمین رژیم ایران و بر سر دو نکته مربوط به عبارتپردازی نهایی است. یادداشت توافق از این قرار است:
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
ایران متعهد خواهد شد ظرف ۳۰ روز تنگه را مینروبی کند تا تردد کشتیها بدون محدودیت و بدون پرداخت عوارض انجام شود، و آمریکا انتظار دارد بلافاصله شمار بیشتری از کشتیهای تجاری از مسیر جنوبی تنگه عبور کنند. در این بخش، شفافیت متن اهمیت ویژهای دارد، زیرا جمهوری اسلامی تاکنون دو بار از بازگشایی تنگه عقبنشینی کرده است. خطر این است که جمهوری اسلامی تلاش کند «هزینه» دریافت کند و مجوز عبور بخواهد؛ اما مذاکرهکنندگان آمریکایی انتظار دارند تنگه بهطور کامل به روال پیش از جنگ بازگردد. یک توافق خوب باید اطمینان دهد که این بازگشت به روال به شیوه عبور کشتیها نیز مربوط میشود، نه فقط به تعداد شناورهایی که از تنگه عبور میکنند.
دو طرف همچنین بهصورت مکتوب توافق خواهند کرد که تکلیف اورانیوم غنیشده ایران در مذاکرات بعدی مشخص شود، هرچند بهتر است جزئیات چه، چه موقع و چگونه از قبل روشن شود تا رژیم نتواند از زیر آن شانه خالی کند. خبر خوب این است که توافق مطرحشده فقط از «اورانیوم با غلظت بالا» سخن نمیگوید. مذاکرهکنندگان آمریکایی میدانند که حتی اورانیوم غنیشده تا سطح ۳.۶۷ درصد نیز ۷۰ درصد مسیر رسیدن به سطح تسلیحاتی را طی کرده است. آنها میخواهند ذخایر اورانیوم غنیشده ایران به هر شکل ممکن تعیینتکلیف و از بین برده شود.
رژیم ایران در مسیر کاهش تحریمها قرار خواهد گرفت، اما نه از همان ابتدا. این کاهش تحریمها در ازای پیشرفت مذاکرات و سپس، اجرای توافق انجام خواهد شد. اندکی پس از امضای یادداشت توافق نیز میتوانند در مورد کمکهای بشردوستانه، شاید از طریق وجوه محدودشدهای که در قطر یا عمان نگهداری میشود، مذاکره کنند. سیاست درست همان شعار دولت است: «تا غباری [اورانیوم] نباشد، دلاری هم در کار نیست.»
ساختار دومرحلهای توافق بزرگترین خطر است. با رفع محاصره دریایی ایران در جریان مذاکرات هستهای، امتیازگیری یا تضمین اجرای آن امتیازها حتی دشوارتر خواهد شد. جمهوری اسلامی مذاکرات با باراک اوباما را دو سال کش داد. اکنون نیز دوست دارد مهلت ۶۰ روزه ترامپ را تا بینهایت تمدید کند.
خوشمان بیاید یا نه، هرچه مذاکرات بیشتر طول بکشد، تهدید نظامی آمریکا اعتبار کمتری پیدا میکند. با وجود عقبنشینی جمهوری اسلامی از تعهدات مربوط به تنگه هرمز و حملات مکرر به نیروهای آمریکایی و متحدان واشنگتن در خلیج فارس، مدت آتشبس تاکنون طولانیتر از جنگ بوده است. رژیم ممکن است به این نتیجه برسد که ترامپ به جنگ باز نخواهد گشت، بهویژه حالا که انتخابات میاندورهای ۶۰ روز نزدیکتر شده است.
پایان دادن به محاصرههای متقابل در مرحله نخست توافق به اقتصاد جهانی، و بهویژه اقتصاد ایران، کمک خواهد کرد. اما تنگه پیش از جنگ باز بود. صرفا معاوضه محاصره با محاصره راهی برای خروج رئیسجمهوری از جنگ فراهم میکند، اما پیروزی محسوب نمیشود.
یک توافق خوب باید آنچه از برنامه هستهای ایران باقی مانده است از میان بردارد. این بهمعنای همه اورانیوم غنیشده و تاسیسات زیرزمینی، همراه بازرسیهای سختگیرانه و ممنوعیت غنیسازی است. شکافهای عمدهای درباره مسائل مربوط به مرحله دوم همچنان باقی است، و فقط یک دلیل دارد: رژیم ایران هنوز قصد دارد به دنبال بمب هستهای برود. با همین نیت هم مذاکره میکند.
ترجمه از والاستریت ژورنال

