رسانه اسرائیل هیوم در مطلبی تحلیلی در مورد وضعیت کنونی رژیم جمهوری اسلامی و رهبر آن منتشر کرده و نوشته که گزینههای بقای رژیم به شدت محدود شده است. در این مطلب آمده است که رژیم حاکم بر ایران سرکوب اعتراضات اخیر را به وحشیانهترین شکل در تاریخ معاصر این کشور به پایان رسانده و دهها هزار نفر از شهروندان خودش را کشته و زندانی کرده است. جمهوری اسلامی اکنون خودش را با تمرکز بیسابقه قدرت نظامی آمریکا در منطقه و هشدارهای دونالد ترامپ مواجه میبیند که آشکارا بقای رژیم را تهدید میکند. با این حال، برخلاف بشار اسد، رهبر جمهوری اسلامی و فرماندهان سپاه، هیچ طرح جایگزینی ندارند و تبعیدگاه امنی در خارج از ایران پیشرویشان نیست.
این موضوع حتی برای کسانی که دههها تاریخ و شرایط ایران را مطالعه کردهاند، یک چالش فکری ایجاد میکند، نه تنها به دلیل پیچیدگی وضعیت جمهوری اسلامی، بلکه به دلیل پیامدهای بالقوه ادامه یا سقوط آن برای خاورمیانه و احتمالا کل نظام بینالمللی.
همچنین این که مقامات جمهوری اسلامی از گزینههای مختلفی برخوردار نیستند، به توضیح خشونت شدید این رژیم و سرکوب معترضان در عین حال تلاش برای پراکندن نیروهای مخالف کمک میکند. رژیم حاکم بر ایران نشان داده که حاضر به مصالحه، عقبنشینی یا مذاکره حتی به قیمت نابودی خودش نیست و در این شرایط، لحظه فعلی را به عنوان یک مبارزه وجودی برای بقای انقلاب اسلامی میبیند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در طول جنگ ۱۲ روزه، جمهوری اسلامی مراقب بود که پاسخهای خودش به اسرائيل را به عنوان یک «عملیات محدود» ارائه دهد. این بار، پیامها متفاوتاند و تحولات نشان میدهد که رژیم حاکم بر ایران با طرز فکر متفاوتی به رویارویی احتمالی با اسرائيل نزدیک میشود.
مقامات جمهوری اسلامی اکنون یک تهدید واقعی برای بقای خودشان میبینند و اعتراضاتی را که حکومت آنها را به لرزه درآورد، مستقیم به دخالت آمریکا مرتبط میکنند. از دیدگاه آنها، ورود ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و افزایش نیروهای آمریکایی، ادامه مستقیم همان تلاش برای سرنگونی رژیم است.
این برداشت میتواند طیف واکنشهای جمهوری اسلامی را به طور قابل توجهی گسترش دهد. در طول جنگ ۱۲ روزه، تهران تمام قابلیتهای موجود خود، به ویژه داراییهای دریاییاش را به کار نگرفت. این به معنای برابری با قدرت آمریکا نیست، اما بر توانایی ایران در تحمیل هزینهای معنادار برای دشمنانش تاکید میکند.
از این رو، قرار گرفتن در معرض خطر وجودی و ارزیابی مبنی بر اینکه دونالد ترامپ خواهان یک جنگ طولانیمدت نیست، احتمال اقدامات شدیدتر و غیرقابل پیشبینیتر جمهوری اسلامی را نسبت به بحرانهای قبلی، با هدف بازدارندگی افزایش میدهد.
در عمل، این میتواند به شکل بستن تنگه هرمز یا وارد کردن خسارات شدید و غیرقابل پیشبینیتر به پایگاههای آمریکایی در خلیج فارس باشد. چنین اقداماتی بدون شک رژیم را به خطر میاندازد، اما آگاهانه یا ناآگاهانه، ممکن است این گزینه را انتخاب کند زیرا میداند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.
در طرف دیگر، رئیس جمهوری آمریکا ایستاده است که برخلاف بسیاری از روسای جمهوری قبلی ایالات متحده ، موضع روشنی در قبال رژیم حاکم بر ایران اتخاذ کرده و تمایلش را به استفاده از زور برای مجازات آن نشان داده است. در عین حال، دونالد ترامپ نسبت به جنگهای طولانی و پرهزینه بدبین است و به شدت به پیروزیهای سریع و قاطع تمایل دارد.
فرض گروهی از افراد در واشنگتن این است که حتی یک حمله نظامی محدود، از جمله هدف قرار دادن علی خامنهای، برای سرنگونی رژیم یا تغییر اساسی رفتار جمهوری اسلامی کافی نخواهد بود. به عبارت دیگر، حتی اگر ترامپ مجوز اقدام نظامی را صادر کند، هیچ تضمینی وجود ندارد که این حمله تغییر استراتژیک مورد نظر را ایجاد کند یا اعتراضات گسترده را که قادر به به چالش کشیدن سیستم هستند، دوباره شعلهور کند. این موضوع توضیح میدهد که چرا برخی از افراد در دولت آمریکا استدلال میکنند که هدف اصلی باید جاهطلبیهای هستهای ایران با تهدید فوری و استفاده از زور باشد.
به باور این گروه، نکته اصلی این است که هیچ مسیر تضمینشدهای برای موفقیت وجود ندارد و خطر تشدید درگیریهای منطقهای، بیش از هر زمان دیگری در دهههای اخیر است. میتوان به راهکاری امیدوار بود که باعث فروپاشی جمهوری اسلامی شود و آن را در مسیر دموکراسی و آشتی با غرب قرار دهد؛ اما در عین حال این مسیر به آسانی حاصل نخواهد شد.
با این حال، خامنهای در مخمصه بزرگی گرفتار شده است. او ممکن است معتقد باشد که هنوز میتواند به لجاجت بر سر مواضعش ادامه دهد و هم بر کشور حکومت کرده و هم تحریمهای غرب را نادیده بگیرد، اما واقعیت این است که او هیچ گزینهای برای حفظ وضع موجود ندارد. اگر تسلیم نشود، رژیم از نظر اقتصادی فرو میپاشد و اگر تسلیم شود تا بخواهد اوضاع اقتصادی را تقویت کند، از نظر ایدئولوژیکی فرو میریزد. پایان این ماجرا از قبل مشخص است و تنها سوالی که باقی میماند این است که جمهوری اسلامی چه زمانی و چگونه به آنجا میرسد.
برگرفته از اسرائيل هیوم

