آیینها و نمادهای نوروز در گستره جغرافیایی تمدن ایرانزمین متنوعاند. چنانچه در افغانستان، نوروز با بلخ و درفشی رنگین پیوند خورده است، آیینی که در «شریعت» طالبان حرام دانسته و برگزاری آیینهای مرتبط با آن برای پنجمین سال پیاپی ممنوع اعلام شده است.
چندین قرن بود که در روز نخست سال خورشیدی و در جریان مراسم نوروز در بلخ، گروهی از روحانیون و مقامهای دولتی در حضور هزاران نفر در صحن زیارتگاهی منسوب به حضرت علی، چوب بلندی را که به آن «جهنده»، «علم مولاعلی/ شاه اولیا»، «پرچم نوروز» و «درفش کاویانی» نیز میگویند، بالا میبردند. در دهههای اخیر حتی مرسوم شده بود که هنگام برپایی این درفش، ارتش ۲۱ گلوله توپ شلیک میکرد و هلیکوپترها نیز در آسمان شهر پیامهای نوروزی روی خانههای مردم میریختند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
بیشتر ساکنان بلخ این پرچم را با نام «علم مولاعلی» و «جهنده سخی» میشناسند. البته عدهای هم آن را با نامها و تعابیر تاریخی و مذهبی متفاوت خطاب میکنند، با این حال نقطه اشتراک این روایتها این است که اگر این درفش هنگام برپایی، بهآسانی بلند شود و در جای خود بایستد، سالی نیکو در پیش است، اما اگر بلرزد، بیفتد یا به دشواری بلند شود، سال سختی در پیش خواهد بود.
درفش نوروزی بلخ آخرین بار نوروز ۱۴۰۰ برافراشته شد. این درفش ۴۰ روز برپا میماند و در شامگاه روز چهلم، با حضور تماشاگران و به نشانه پایان جشن بهار، برداشته میشود. هرچند در جشن نوروز دیگر شهرهای افغانستان، از جمله در کابل و سرپل نیز درفشی مشابه بلند میشود، روایتهایی که در مورد درفش نوروزی بلخ وجود دارد، درباره دیگر درفشها در سایر شهرها وجود ندارد.
مراسم برپایی این درفش از نظر تاریخی، مذهبی و اجتماعی اهمیت ویژهای در افغانستان دارد و تا پیش از بازگشت طالبان به قدرت، هزاران نفر از سراسر افغانستان و حتی کشورهای همسایه برای شرکت در مراسم آن به مزارشریف میآمدند.
با این حال، هیچ سند مکتوبی مبنیبر اینکه این درفش از کجا وارد جشن نوروز و فرهنگ نوروزی بلخ شد، وجود ندارد و برخی تاریخنگاران که درباره بلخ و نوروز نوشتهاند، آن را به گونههای مختلف روایت کردهاند.
صالحمحمد خلیق، شاعر، نویسنده و پژوهشگر اهل بلخ، بهار سال ۱۴۰۰ در گفتگو با ایندیپندنت فارسی، با استناد به روایتهای تاریخی گفته بود چوب درفش نوروزی را که در بلخ به اهتزاز در میآید، امیر شیرعلی خان که از سال ۱۸۶۳ تا ۱۸۷۹ میلادی بر افغانستان حکومت کرد، از شهر بخارا به بلخ آورد و از آن پس، به نشانههای نوروز در بلخ افزوده شد.
پیشینه تاریخی و مذهبی
مراسم «جهنده بالا» یا همان برافراشتن درفش نوروزی در بلخ با باورهای مذهبی درباره علی ابن ابیطالب نیز پیوند خورده است. بسیاری از مردم افغانستان معتقدند که آرامگاه او در مزارشریف قرار دارد، هرچند این موضوع از نظر تاریخی مستند نیست. با این حال بر اساس همین باور، برافراشتن «جهنده» (پرچم) در آغاز سال نو نوعی تجدید بیعت و طلب برکت از علی ابن ابیطالب تلقی میشود.
برخی پژوهشگران ریشه این مراسم را ترکیبی از آیینهای کهن نوروزی و سنتهای اسلامی و بهویژه سنتهای صوفیانه و مردمی میدانند که در طول قرنها شکل گرفتند.
این همپوشانی میان فرهنگ پیشااسلامی و باورهای اسلامی، از ویژگیهای مهم نوروز در افغانستان است. رضا محمدی، شاعر و نویسنده، هم معتقد است که برافراشتن درفش نوروزی آمیزهای از سنت فرهنگی و دینی است و به همین دلیل در بلخ به آن «علم شاه اولیا» نیز میگویند.
محمدی میافزاید که مذهب رایج تاریخی مردم افغانستان و کل خراسان بزرگ تصوف و زادگاه آن نیز خراسان بود. این مذهب با سنایی و هجویری در غزنی، عطار در نیشابور، خواجه عبدالله در هرات و مولانا در بلخ، به شیوه دینداری مردم تبدیل شد و به همین دلیل ترکیب آیینهای نوروزی و باورهای مذهبی، همچنان بهعنوان پدیدههای اصلی جشن بهار در میان مردم باقی مانده است.
به نوشته محمدی، «در تصوف، شرع اسلام با فرهنگ باستانی مهرورزی مردم خراسان یکی شد. همانگونه که در ژاپن، مذهب شینتو سنتی با دین بودا در آمیخت». به باور او، شیوه دینداری مردم خراسان که آمیختهای از صلح و مدارا بر پایه مذهب تصوف است، به پاسداری از زندگی و نشانههای آن میپرداخت و مهمترین این نشانهها جشنها، آیینها، نوروز و درفش کاویانی بودند.
در همین حال، محمدی معتقد است که جهنده بالای بلخ در هر نوروز، به لحاظ تاریخی و اسطورهشناسی، یادگار قیام کاوه آهنگر علیه بیداد ضحاک است. درباره خاستگاه درفش کاویانی در شاهنامه جاودانه فردوسی و شرح دوره حکمرانی ضحاک آمده است که در آن دوره هنر و فرهنگ بیارزش شدند و جادویی، یعنی بدی، بدکرداری و ظلم و استبداد، رایج شد و دیوها بر زندگی مردم حاکم شدند:
هنر خوار شد، جادویی ارجمند / نهان راستی، آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز/ به نیکی نرفتی سخن، جز به راز
فریدون، پس از دربند کردن ضحاک در کوه البرز (در جنوب بلخ)، درفش کاویانی را بهعنوان نماد دادخواهی در بلخ و همه شهرهای خراسان برافراشت، با همین رنگها که تا هنوز هم در بلخ دیده میشوند: فرو هشت از او سرخ و زرد و بنفش/ همی خواندش کاویانی درفش
رضا محمدی میگوید با رواج اسلام در خراسان بزرگ، مسلمانان آیین نوروزی و درفش کاویانی را همزمان گرامی داشتند و مغولان و سایر اقوام و فرهنگهای دیگر هم که به این دیار آمدند، با نوروز و این درفش و آداب مردم جز با حرمت برخورد نکردند. به باور او، طالبان نخستین گروهیاند که نوروز و نشانههای آن را ممنوع کردهاند، آن هم در حالی که نوروز و نشانههای آن «رشته وصل ما با گذشته و فرهنگ و تاریخ ما است».
برافراشتن این پرچم در بلخ در دهههای اخیر، جدا از جلوههای تاریخی و مذهبی، به نماد آغاز بهار و سال نو، یکی از بزرگترین گردهماییهای مردمی، فرصتی برای همبستگی اجتماعی و همچنین بخشی از هویت شهر مزارشریف و استان بلخ تبدیل شده بود. افزون بر این، این مراسم هر سال هزاران نفر را به بلخ میکشاند که از نظر اقتصادی نیز فرصتی کمنظیر برای مردم این شهر بود.
طالبان که تفسیری سختگیرانه و افراطی از دین اسلام دارند، با منع ورود زنان به صحن زیارت سخی، این مکان تاریخی و مذهبی را کاملا مردانه کردند. با این حال، علیرغم محدودیتهای شدید طالبان بر مناسبتها و آیینهای فرهنگی و تاریخی، مردم افغانستان همچنان نوروز و نشانههای آن را در خانههای خود و در جمعهای کوچکتر، جشن میگیرند.

