خامنه‌ای معترضان ایرانی را می‌کشد، چون جهان تاکنون واکنش کافی نشان نداده است

رهبر جمهوری اسلامی که تلاش می‌کند عوامل خارجی را دخیل بداند، خود مسئول خون‌های ریخته‌شده در ایران است

رهبر جمهوری اسلامی ایران اکنون به‌صراحت به چیزی اذعان کرده است که نظامش طی هفته‌ها کوشیده بود آن را از دید جهان پنهان نگه دارد.

علی خامنه‌ای در سخنرانی روز شنبه‌اش تصریح کرد که در تازه‌ترین موج اعتراض‌های سراسری در ایران «چندین هزار نفر» جانشان را از دست داده‌اند؛ هرچند مانند همیشه ایالات متحده و اسرائیل را مسئول این خونریزی دانست. 

او معترضان را «مجرم»، «مزدور» و «محارب» (دشمن خدا) خواند؛ اتهامی که بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، مجازات اعدام دارد.

جمهوری اسلامی بیش از چهار دهه است که برای بقا به این فرمول آشنا متوسل می‌شود: سرکوب در داخل، نسبت دادن بحران به دخالت خارجی و انتظار برای تردید و تعلل جامعه جهانی.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

وقتی ایرانیان به فساد یا تورم اعتراض می‌کنند، پاسخ رژیم استفاده از خشونت و سرکوب مرگبار است. وقتی هم تعداد کشته‌شدگان بالا می‌رود، جمهوری اسلامی مسئولیت را از خود سلب می‌کند و آن را به نیروهای بیرون از مرزها نسبت می‌دهد، با این اطمینان که خشم و محکومیت بین‌المللی هرگز به اقدام‌های پیامددار و موثر منجر نخواهد شد. این یکی از راه‌هایی است که رژیم از طریق آن محکم به قدرت چسبیده است.

قیام اخیر مردم ایران جدی‌ترین چالش برای حاکمان ایران پس از اعتراض‌های سال ۱۴۰۱ و شاید یکی از بزرگ‌ترین اعتراض‌های مردمی از زمان تاسیس جمهوری اسلامی باشد. سازمان‌های حقوق بشر تخمین می‌زنند که بیش از ۱۶ هزار نفر کشته و ده‌ها هزار نفر دستگیر شده‌ باشند؛ در عین حال دسترسی به اینترنت قطع شده است تا مقیاس سرکوب پنهان بماند و از هماهنگی میان معترضان جلوگیری شود.

مقام‌های تهران به طور علنی هشدار داده‌اند که بازداشت‌شدگان با «مجازات شدید» روبرو خواهند شد. با این حال، واکنش جامعه جهانی به این سرکوب بار دیگر همان الگوی آشنا و آشکارا ناکافی است: ابراز نگرانی و محکومیت‌های محتاطانه، بی‌آنکه اقدام عملی معناداری در پی باشد.

 هیچ‌کدام از سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی تعطیل نشده‌اند و هیچ سفیری هم فراخوانده نشده است. روابط دیپلماتیک تا حد زیادی بدون وقفه ادامه دارد، حتی با اینکه رژیم آشکارا درباره اعدام‌های گسترده تهدید می‌کند. تهران همچنان در مجامع بین‌المللی حضور دارد و نمایندگانش به‌عنوان طرف‌هایی عادی در گفتگوها پذیرفته می‌شوند، در حالی که در داخل این کشور، معترضان «تروریست» نامیده می‌شوند.

سازمان ملل متحد هم تنها به صدور بیانیه و ابراز نگرانی اکتفا کرده و هیچ اقدام قاطعی انجام نداده است؛ نه قطعنامه‌ای الزام‌آور صادر شده، نه سازوکار تحقیقاتی موثری شکل گرفته است و نه واکنش بین‌المللی هماهنگی دیده می‌شود که هزینه‌ای واقعی را به حکومت تحمیل کند؛ وضعیتی که رژیم از آن به‌خوبی بهره می‌برد.

معترضان ایرانی در هفته‌های اخیر، مستقیما از قدرت‌های خارجی، به ویژه ایالات متحده، کمک خواسته‌اند. پلاکاردهای دستنویس خطاب به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، در تظاهرات دیده می‌شوند و پیام‌های ویدیویی به صورت آنلاین پخش می‌شوند که از قدرت‌های جهانی درخواست کمک می‌کنند. دونالد ترامپ هم با اعلام اینکه از معترضان ایرانی حمایت خواهد کرد، انتظارات مردم ایران را که جانشان را به خطر می‌اندازند، افزایش داده است.

با این حال جمهوری اسلامی بار دیگر با خیال راحت، در حال از سر گذراندن این تجربه است که تهدیدها سریع‌تر از سرکوب‌ها رنگ می‌بازند.

قدرت‌های جهانی اعلام کرده‌اند که علیه جمهوری اسلامی اقدام‌هایی را در نظر دارند اما به نظر می‌رسد که زمان فعلا به نفع رژیم حاکم بر ایران می‌گذرد. زمان به نیروهای امنیتی اجازه تجدید قوا می‌دهد، زندان‌ها را دوباره پر می‌کند و امکان تداوم ایجاد رعب برای بازتحکیم قدرت را فراهم می‌کند. در واقع، هر مکث جهان خارج به منزله تمدید خط حیات جمهوری اسلامی است.

خامنه‌ای در حالی تلاش می‌کند با دخیل دانستن عوامل خارجی در اعتراض‌ها و کشتار مردم، از هرگونه مسئولیت و مجازاتی فرار کند که شخص خود او مسئول این خونریزی است. او در اعتراض‌های پیشین نیز در صدور دستور برای ریختن خون معترضان به‌منظور حفظ قدرتش، هیچ تردیدی نکرد.

پرسش اصلی این است که چرا جهان همچنان اجازه می‌دهد او بدون پاسخگویی بابت این جنایات، بگریزد. چطور او همچنان می‌تواند هزاران مرگ را تایید کند و به کشتار بیشتر تاکید کند و همچنان بداند که جهان خارج کاری علیه استبداد او انجام نخواهد داد و واکنشی جز تعلل، تفرقه و دودلی ندارد؟

خامنه‌ای به این دلیل در قدرت نمانده است که به‌عنوان یک رهبر، در موقعیتی منحصربه‌فرد قرار دارد یا از توانایی‌های ویژه‌ای برخوردار است. او به این دلیل همچنان در راس قدرت است که هرگونه مخالفتی را به‌شدت سرکوب می‌کند، در حالی که از بازخواست نشدن به دلیل جنایاتش اطمینان دارد.

او حالا پس از سه دهه و نیم حضور در راس قدرت قواعد بازی خوب بلد است و می‌داند که با سرکوب مردم می‌تواند به خواسته‌هایش برسد، بنابراین این بار باید قوانین بازی را عوض کرد و اجازه نداد قمار او به نتیجه برسد.

برگرفته از اورشلیم‌پست

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه