در روز سوم ژانویه ۲۰۲۶، نقطه پایان کار سیاسی مردی رقم خورد که بیش از یک دهه نامش با فساد ساختاری، فقر گسترده و سرکوب سیاسی در ونزوئلا گره خورده بود. صبح روز شنبه ۱۳ دی، به وقت ایران، رسانههای بینالمللی از آغاز حملات گسترده ایالات متحده به ونزوئلا خبر دادند، حملاتی که با بمباران مجلس این کشور و محل اقامت وزیر دفاع آغاز شد و، به گفته برخی منابع، به نقاط و نمادهای مرتبط با میراث هوگو چاوز، رئیسجمهوری پیشین ونزوئلا، نیز کشیده شد. ساعاتی بعد، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده، اعلام کرد که نیکلاس مادورو، رئیسجمهوری ونزوئلا، به همراه همسرش در یک عملیات نظامی «غافلگیرکننده و گسترده» بازداشت و از کشور خارج شدهاند.
ترامپ این خبر را در شبکه اجتماعیاش تروث سوشال منتشر کرد و گفت نیروهای آمریکایی در چارچوب عملیاتی با هدف «پایان دادن به حکومت مادورو» وارد عمل شدهاند. به گفته او، این عملیات بخشی از یک حمله بزرگتر بوده است برای خاتمه دادن به آنچه واشنگتن «حکومت غیرقانونی و فاسد» در کاراکاس میخواند.
مادورو که از سال ۲۰۱۳ قدرت را در دست داشت، از سوی ایالات متحده به قاچاق مواد مخدر، فساد مالی گسترده و نقض حقوق بشر متهم بود و برای دستگیری او جایزهای ۵۰ میلیون دلاری تعیین شده بود. بازداشت او، به تعبیر بسیاری از ناظران، پایانی بر یکی از پرتلاطمترین دورههای سیاسی تاریخ معاصر ونزوئلا بود؛ دورهای که این کشور نفتخیز را به سوی بحرانهای عمیق اقتصادی و سیاسی سوق داد.
ساعاتی پس از این رویداد، رسانهها از احتمال جانشینی معاون مادورو در مقام ریاستجمهوری جدید ونزوئلا خبر دادند. همزمان، گزارشهایی تاییدنشده درباره کشته شدن وزیر دفاع و شماری دیگر از مقامهای ارشد این کشور منتشر شد که بعدتر رد شد. دولت ونزوئلا با تایید ناپدید شدن مادورو، از ادامه مقاومت در برابر نیروهای آمریکایی سخن گفت؛ موضعی که بر ابهام و سردرگمی فضای سیاسی کاراکاس افزود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
از رانندگی اتوبوس تا کاخ ریاستجمهوری
نیکلاس مادورو موروس، مردی که سرنوشتش چنین رقم خورد، در روزهای پیش از بازداشت تلاش کرد همزمان با تهدیدهای فزاینده آمریکا برای آغاز جنگی تمامعیار، از طریق مذاکرات مستقیم با دونالد ترامپ راهی برای تداوم حکومتش بیابد. او مسیری را طی کرد که از رانندگی اتوبوس در کاراکاس آغاز شد و به نشستن بر مسند قدرت در کاخ ریاستجمهوری انجامید؛ مسیری که سرانجامی شبیه به سرنوشت صدام حسین داشت.
نیکلاس مادورو در ۲۳ نوامبر ۱۹۶۲ در کاراکاس، پایتخت ونزوئلا، در خانوادهای کارگر و چپگرا به دنیا آمد. خانواده او ریشههای کلمبیایی داشتند. مادرش اهل شهر کوکوتا در مرز کلمبیا بود. همین پیشینه بعدها به ابزاری در دست مخالفان مادورو تبدیل شد تا با طرح ادعای تابعیت کلمبیایی، صلاحیت او برای ریاستجمهوری را زیر سوال ببرند.
سوابق فعالیتهای کارگری مادورو ریشه در زندگی خانوادگیاش داشت. پدر او رهبر یک اتحادیه کارگری بود و در سال ۱۹۸۹ در سانحه رانندگی جان باخت. مادورو تحصیلات دبیرستانی را به پایان نرساند و مدتی به عنوان راننده اتوبوس در سامانه حمل و نقل کاراکاس مشغول به کار شد. او در همان سالها به سازماندهی غیررسمی کارگران پرداخت و بهتدریج به چهرهای شناختهشده در میان فعالان کارگری بدل شد. در جوانی، در مقام محافظ شخصی خوزه ویسنته رانگل در کارزار انتخاباتی سال ۱۹۸۳ فعالیت کرد؛ تجربهای که او را بیش از پیش به سیاست نزدیک کرد.
برخی نزدیکان مادورو میگویند او هرگز یک سیاستمدار کلاسیک نبود و بیش از آنکه به تحصیلات دانشگاهی دل ببندد، مجذوب جنبشهای چریکی آمریکای لاتین بود. هرچند مدتی در دانشگاه کاراکاس به تحصیل علوم سیاسی پرداخت، اما تمایلات انقلابی و رادیکالش مسیر زندگی او را شکل دادند.
نزدیکی به چاوز و ورود به قدرت
گره خوردن سرنوشت سیاسی مادورو و هوگو چاوز در دهه ۱۹۹۰ شکل گرفت؛ دورانی که ونزوئلا شاهد ناآرامیهای سیاسی و تلاشهایی برای کودتا بود. در جریان کودتای نافرجام چاوز علیه کارلوس آندرس پرز در سال ۱۹۹۲، مادورو به ظن مشارکت در ربودن تاجر آمریکایی ویلیام نیهوس در دهه ۱۹۹۰ تحت نظر قرار گرفت. مادورو و همسر آیندهاش، سیلیا فلورس، که در آن زمان وکیلی جوان بود، در کارزار آزادی چاوز نقش فعالی داشتند، نقشی که به نزدیکی سیاسی و شخصی آنان انجامید.
به گفته منابع ونزوئلایی، گرایشهای چریکی مادورو حاصل آموزشهایی بود که او در سفرش به کوبا در سال ۱۹۸۶ در مدرسه ملی کادرهای خولیو آنتونیو ملا دید؛ جایی که تحت آموزش پدرو میرت پریتو، عضو حزب کمونیست کوبا، قرار گرفت. ورود رسمی او به سیاست در دهه ۱۹۹۰ آغاز شد. مادورو در سال ۱۹۹۸ از طریق فهرست جنبش جمهوری پنجم (MVR) به مجلس نمایندگان راه یافت، در سال ۱۹۹۹ عضو مجلس موسسان شد و در سال ۲۰۰۰ به مجلس ملی رسید؛ نهادی که همواره نمایندگی پایتخت را در آن برعهده داشت.
او در فاصله سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۶ ریاست مجلس ملی را برعهده گرفت و در سال ۲۰۰۶، به دلیل نزدیکی سیاسی با هوگو چاوز، به مقام وزارت امور خارجه رسید. دوران وزارت خارجه مادورو با چرخشی آشکار در سیاست خارجی ونزوئلا همراه بود؛ قطع روابط با تایوان، گسترش روابط با چین، حمایت جنجالی از معمر قذافی در لیبی و رابرت موگابه در زیمبابوه، و قطع روابط با اسرائیل و اخراج سفیر این کشور از کاراکاس، از مهمترین اقدامات او در این دوره بود.
در سال ۲۰۱۲، چاوز مادورو را به مقام معاونت رئیسجمهوری و جانشین خود منصوب کرد، و تنها یک سال بعد، با مرگ چاوز، مادورو به راس هرم قدرت در ونزوئلا رسید.
از انتخابات مناقشهبرانگیز تا انزوای جهانی
دوران رهبری مادورو در ۵ مارس ۲۰۱۳ آغاز شد. او ابتدا رئیسجمهور موقت بود و سپس در انتخابات ۱۴ آوریل ۲۰۱۳ با کسب ۵۰.۶۲ درصد آرا در برابر هنریکه کاپریلس پیروز شد. انتخاباتی که مخالفانش آن را مملو از تقلب و تخلف دانستند و نتایجش را نپذیرفتند. تنها یک سال بعد، محبوبیت مادورو به دلیل تشدید بحران اقتصادی و سرکوب مخالفان بهشدت کاهش یافت.
در همین دوره، سیلیا فلورس همسر مادورو، که پیشتر ریاست مجمع ملی را برعهده داشت، به مقام دادستانی کل رسید و این زوج قدرتمندترین زوج سیاسی کشور شناخته شدند. اعتراضات گسترده خیابانی در نهایت به پیروزی مخالفان در انتخابات مجلس ملی سال ۲۰۱۵ انجامید. درخواست همهپرسی سال ۲۰۱۶ برای برکناری مادورو، با دستور دادگاه عالی و به خواست او مسدود شد و بحران قانون اساسی وارد مرحلهای تازه شد.
در سال ۲۰۱۷، مادورو با سلب اختیارات مجلس از سوی دادگاه عالی و فراخوان مجمع موسسان جدید، سبب به اوج رسیدن تنشهای سیاسی شد. بیش از ۴۰ کشور انتخابات ۳۰ ژوئیه ۲۰۱۷ را به دلیل تخلفات گسترده محکوم کردند. ایالات متحده در همان سال مادورو را «دیکتاتور» خواند و تحریم کرد. انتخابات سال ۲۰۱۸، که مادورو در آن با ۶۷.۸ درصد آرا پیروز اعلام شد، از سوی اتحادیه اروپا و سازمان کشورهای آمریکایی به رسمیت شناخته نشد.
در سال ۲۰۱۹، مخالفان با اعلام خوان گوایدو، رئیس پارلمان، به عنوان رئیسجمهوری موقت، چالشی جدی برای مادورو ایجاد کردند؛ اقدامی که بیش از ۵۰ کشور از آن حمایت کردند، در حالی که روسیه، چین و کوبا در کنار مادورو ایستادند. سرکوب شدید مخالفان، مادورو را در قدرت نگه داشت. او در سال ۲۰۲۴ نیز در انتخاباتی دیگر با ۵۱.۲ درصد آرا پیروز اعلام شد؛ اما این بار تقابل مستقیم دونالد ترامپ با او به تهدید آشکار نظامی انجامید.
میراث ویرانگر
میراث حکمرانی مادورو برای ونزوئلا، به باور بسیاری از کارشناسان، چیزی جز ویرانی نبود. اقتصاد نفتی کشور فروپاشید، تورم افسارگسیخته از ۱۴۱.۵ درصد در سال ۲۰۱۴ به ۱۸۰.۹ درصد در سال ۲۰۱۵ رسید و کمبود گسترده غذا و دارو زندگی میلیونها نفر را تحت تاثیر قرار داد. کاهش تولید نفت، سوءمدیریت و فساد سازمانیافته، تولید ناخالص داخلی ونزوئلا را بیش از ۷۵ درصد کاهش داد.
برنامه توزیع غذای دولتی (CLAP)، که قرار بود حامی اقشار آسیبپذیر باشد، به نمادی از اختلاس میلیاردی بدل شد. بیش از هفت میلیون ونزوئلایی کشور را ترک کردند و بحرانی اجتماعی و جمعیتی رقم خورد. منتقدان مادورو میگویند او دموکراسی را نابود کرد، نهادهای مستقل را تضعیف و آزادی بیان را به مرز صفر رساند. بر پایه برخی اسناد، بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۸ بیش از ۱۱۵ رسانه بسته شدند و بیش از ۲۰ هزار قتل فراقانونی رخ داد.
مردی که همواره خود را ضدآمریکایی معرفی میکرد و میکوشید میراث کاریزماتیک چاوز را به دوش بکشد، هرگز نتوانست محبوبیتی به دست آورد. بازداشت مادورو با حمله نیروهای آمریکایی، پایان دوره یکی از مستبدترین رهبران سیاسی آمریکای لاتین را رقم زد، پایان دورهای که کشوری ثروتمند را به ورطه فقر، فساد و گرسنگی کشاند و میراثی جز ویرانی برای مردم ونزوئلا بر جای نگذاشت.

