وقتی اسرائیل علی خامنهای را ترور کرد، یکی از افرادی که مرگ رهبر جمهوری اسلامی را جشن گرفت، جراحی سوری در نزدیکی دمشق بود که چهار سال محاصره و بمباران شبهنظامیان طرفدار رژیم حاکم بر ایران را تجربه کرده بود. این جراح سوری در پیامی از طریق واتساپ به من گفت که غرب بحث درباره جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران، را به یک کشمکش ژئوپولیتیکی میان قدرتهایی که برای نفوذ در منطقه رقابت میکنند، تقلیل میدهد و معمولا قربانیان مستقیم این رژیم، مانند او، را نادیده میگیرد، اما برای ما که تحت محاصره شبهنظامیان تحت حمایت جمهوری اسلامی زندگی کردیم، موضوع کاملا متفاوت است. به همین دلیل خوشحالی ما از مرگ خامنهای وصفناپذیر است.
مخاطبان و سیاستگذاران غربی طبیعتا بیشتر به قربانیان اروپایی و آمریکایی و تهدیدهایی که جمهوری اسلامی برای غرب ایجاد میکند، توجه نشان میدهند. این در حالی است که فقدان توازن قدرت بین جمهوری اسلامی و غرب، همانطور که جنگ ۱۲ روزه و درگیری فعلی نشان داد، باعث شد که تهران از زمان انقلاب ۵۷ تاکنون، آسیب نسبتا محدودی به منافع غرب وارد کند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در حالی که کشورهایی در منطقه که با جنگهای داخلی و مداخلات خارجی روبرو بودند، وضعیتی بهمراتب بدتر داشتند. آنها به قدری ضعیف بودند که به بستر پرورش شبهنظامیانی تبدیل شدند که در خدمت پروژه توسعهطلبانه جمهوری اسلامی ایران قرار داشتند.
از طرفی، علی خامنهای معتقد بود که این شبهنظامیان میتوانند جزئی از طرح بزرگ او برای نابودی اسرائیل باشند، اما این نیروها در هر دو هدف ناکام ماندند. با این حال، از طریق فقیرسازی و سرکوب مردم منطقه، نوعی سلطه سیاسی به سود جمهوری اسلامی ایجاد کردند که نتیجه آن، شکلگیری نفرت عمیق در میان بسیاری از مردم منطقه و حتی نوعی احساس رضایت از سقوط یا تضعیف این نیروها بود.
کتائب حزبالله، یک گروه شبهنظامی تحت حمایت جمهوری اسلامی در عراق، مارس ۲۰۲۳ مرا به یکی از زندانهای مخفی خود منتقل کرد و ۹۰۳ روز در اسارت نگه داشت. در سلولهای انفرادی کنار من، دو فرد عربزبان نگهداری میشدند که شکنجههایی وحشتناکتر از من را متحمل میشدند. نوشتههای عربی روی دیوارهای سلول نیز به من نشان داد که این مکان سالها است استفاده میشود و پیش از من زندانیان زیادی آنجا محبوس بودهاند.
جمهوری اسلامی از زمان روی کار آمدن، آرزوی صدور انقلاب اسلامی به فراتر از مرزهایش را داشت. این رژیم از همان اوایل گروههایی شبهنظامی ایجاد کرد و در کشورهایی با جمعیت شیعه قابلتوجه (عراق، کویت، بحرین و عربستان سعودی) هستههایی را اداره میکرد. با این حال در سرنگونی این حکومتها ناکام ماند و سپاه پاسداران فقط در کشورهایی که به دلیل درگیری ضعیف شده بودند و نهادهای دولتی ضعیفتری داشتند، موفقیتهایی داشت.
در طول جنگ داخلی لبنان و پس از حمله اسرائیل در سال ۱۹۸۲، جمهوری اسلامی گروه شبهنظامی اسلامگرای شیعهای را تاسیس کرد که بعدا حزبالله نام گرفت.
پس از انتصاب علی خامنهای بهعنوان رهبر جمهوری اسلامی، او بر گسترش سریع عملیات خارجی سپاه پاسداران نظارت داشت که سپاه قدس به رهبری قاسم سلیمانی آن را هدایت میکرد. سلیمانی تا زمان ترور به دست ایالات متحده در سال ۲۰۲۰، بر شبکههایی که به دنبال اجرای حملات علیه اهداف اسرائیلی و یهودی در خارج از اسرائیل، ترور مخالفان ایرانی در خارج از کشور و هدایت شبهنظامیان جدید در سراسر خاورمیانه بودند، نظارت داشت.
در عراق پس از سال ۲۰۰۳، با سقوط صدام و آغاز جنگهای داخلی و فرقهای، جمهوری اسلامی دوباره مجموعهای از شبهنظامیان را تشکیل داد.
در سوریه نیز پس از وقوع جنگ داخلی، جمهوری اسلامی نفوذش را به میزان قابلتوجهی افزایش داد، زیرا رژیم اسد برای حفظ قدرت به کمکهای خارجی متوسل شد و از شبهنظامیان تحت کنترل جمهوری اسلامی متشکل از دهها هزار جنگجوی شیعه خارجی اهل لبنان، عراق، افغانستان و پاکستان استقبال کرد.
در یمن نیز، بیثباتی به شبهنظامیان حوثی اجازه داد بخشهای بزرگی از این کشور، از جمله صنعا، پایتخت، را به تصرف درآورند. حوثیها حمایت مالی و نظامی قابلتوجهی از تهران دریافت کردهاند.
از زمان تاسیس حزبالله، اعضای این نهاد به دستور رژیم حاکم بر ایران، سلاحهایشان را به سمت هموطنان لبنانی خود نشانه گرفتند و طی دهها ترور سیاستمداران، روشنفکران، روزنامهنگاران و مقامهای دولتی لبنان را کشتند. یکی از قربانیان، لقمان سلیم، روشنفکر شیعه و فعال و منتقد حزبالله بود که سال ۲۰۲۱ ترور شد.
یکی از دوستان لقمان، که او نیز یک روشنفکر لبنانی است، تاثیر وحشتناک این ترورها را بر گفتمان عمومی در لبنان برای من توضیح داد و گفت: «مردم نمیتوانند آزادانه نظرشان را ابراز کنند و این شرایط تا جنگ ۲۰۲۴ که حزبالله بهمیزان قابلتوجهی تضعیف شد، ادامه داشت.»
او تعریف کرد که افراد در خلوت از حزبالله انتقاد میکردند، اما وقتی از آنها خواسته میشد که در مصاحبههای رسانهای صریح باشند، نگران جانشان بودند و حرفی نمیزدند.
در عراق، شبهنظامیان طرفدار جمهوری اسلامی ایران صدها نفر از نیروهای آمریکایی را عمدتا از طریق بمبهای کنار جادهای کشتند، اما تعداد غیرنظامیان عراقی که آنها کشتند، بسیار بیشتر است. در طول جنگ داخلی فرقهای سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸، این شبهنظامیان تعداد بیشماری از سنیها را به قتل رساندند، به آنها تجاوز کردند و شکنجه دادند. این شبهنظامیان سال ۲۰۱۴، در طول جنگ با داعش، نوجوانان و مردان سنی را میربودند و آنها را در شبکهای از شکنجهگاهها سربهنیست میکردند. این شبهنظامیان همچنین شهرهای سنینشین را پاکسازی قومی و پایگاههای نظامی آنجا تاسیس کردند و مانع بازگشت ساکنان آن مناطق شدند.
این شبهنظامیان در مناطق سنینشین به غارت گسترده املاک خصوصی پرداختند و داراییهای دولتی مانند پالایشگاه نفت و چندین کارخانه در نینوا را مصادره کردند.
همین شبهنظامیان در سال ۲۰۱۹، پس از سالها بدرفتاری با سنیهای عراق، اسلحههایشان را به سمت شیعیان این کشور نشانه گرفتند. یک طلبه شیعه عراقی به دلیل فحش دادن به خامنهای ربوده شد. او شکنجه شد. سپس پدرش نیز ربوده و شکنجه شد. این طلبه به من گفت که وقتی خبر کشته شدن خامنهای را شنید، «احساسی مانند روز عید» به او دست داد، زیرا «خامنهای عامل بخشی از ویرانی عراق بود و به فرقهگرایی و افراطگرایی دامن زد».
با این حال کشتارهای نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی ایران در عراق و لبنان با آنچه در سوریه انجام دادند، قابلمقایسه نیست. این شبهنظامیان تحت فرماندهی سپاه پاسداران، بهعنوان نیروهای زمینی در حملات بزرگ به شهرهای تحت کنترل شورشیان فعالیت میکردند. آنها مجموعهای از محاصرهها را به شهرها و محلههای تحت کنترل مخالفان در نزدیکی مرز لبنان، حومههای جنوب دمشق و شرق حلب، تحمیل کردند و دهها نفر، بهویژه کودکان و سالمندان، را به گرسنگی تا سر حد مرگ کشاندند.
پزشک سوری که با من گفتگو کرد، تنها جراحی بود که به جمعیتی حدود ۱۰ هزار نفر که از کمکهای پزشکی محروم بودند، خدمت میکرد. او به من گفت که به دلیل کمبود نیرو، تجهیزات پزشکی و دارو، صدها عمل قطع عضو بدون بیهوشی انجام داد. شبهنظامیان تحت کنترل تهران از ورود همه این کالاها و نیروها به منطقه محاصرهشده جلوگیری کردند.
حضور سرکوبگرانه جمهوری اسلامی ایران در زندگی روزمره این جراح مشهود بود. او به من گفت: «خامنهای از طریق عواملش در میان ما زندگی میکرد. در ایستبازرسیهایی که شهر ما را محاصره کرده بودند، در شبهنظامیانی که به خانههای ما حمله میکردند، در کودکان ربودهشده و زنان گمشده و در روستاهای ما که به ویرانه و گورهای گروهی تبدیل شده بودند.»
او تاکید کرد: «خامنهای پروژه توسعهطلبانه استعماریاش را از دور مدیریت میکرد؛ پروژهای که روی زندگی، بدنها و شهرهای ما اجرا میشد.»
برگرفته از آتلانتیک

