تمامی روسای جمهور ایالات متحده از زمان رونالد ریگان، نقش جمهوری اسلامی در تروریسم علیه شهروندان، منافع و متحدان آمریکا را تایید و محکوم کردهاند، اما هیچیک برای مهار این رژیم گام موثری برنداشتهاند. در عوض، هر رئیسجمهوری در آمریکا، جانشین خود را با ایرانی خطرناکتر و تهدیدی پیچیدهتر تنها گذاشته است.
این روند ادامه یافت تا اینکه در ژوئن گذشته، رئیسجمهور ترامپ برای جلوگیری از توسعه سلاحهای هستهای ایران و منصرف کردن جمهوری اسلامی از ادامه جاهطلبیهای هستهایاش عملیات نظامی محدودی انجام داد.
پس از آن نیز، در مواجهه با امتناع رژیم حاکم بر ایران از دست کشیدن از سلاحهای هستهای و وجود شواهدی مبنی بر افزایش سریع تعداد و برد موشکهای این کشور، ترامپ کارزار نظامی فعلی را علیه جمهوری اسلامی آغاز کرد.
اگر ترامپ با قاطعیت در برابر جمهوری اسلامی نمیایستاد و اقدام نمیکرد، جانشین او با چالشی به مراتب خطرناکتر از آنچه اسلافش برای او باقی گذاشته بودند، مواجه میشد، و طی سه یا چهار سال آینده، موشکهای جمهوری اسلامی، که امروز همسایگان ایران را هدف میگیرند، میتوانستند برلین یا لندن، شاید حتی نیویورک یا واشنگتن را هدف قرار دهند و این رژيم خطرناک ممکن بود با دستیابی به سلاح هستهای یا دستکم یک «بمب کثیف» رادیواکتیو بخواهد کشورهای دیگر را تهدید کند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
هیچ آدم عاقلی طالب جنگ نیست، حداقل یک رئیسجمهور چنین گزینهای را بدون در نظر گرفتن ابعاد مختلف آن انتخاب نمیکند. جنگها جانها را نابود میکنند، منابع مالی را هدر میدهند و محبوبیت ندارند. اما در برخی موارد، از جمله همین اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی، جایگزین دیگری برای آن به نظر نمیرسد.
به مدت سه دهه، آمریکا و متحدانش در مواجهه با تهدیدهای گسترده جمهوری اسلامی هر حربهای را به کار گرفتند. آمریکا نرمش، قاطعیت، تشویق، تهدید، مذاکره، توافق و تحریمهای اقتصادی را آزمود، اما هیچکدام جواب نداد و مشخص شد فقط یک زبان وجود دارد که رهبران جمهوری اسلامی آن را میفهمند و آن اقدام نظامی است.
بخشی از مخالفتها با تصمیم ترامپ برای حمله به جمهوری اسلامی از این باور نادرست ناشی میشود که برخی از اعضای حزب جمهوریخواه و نمایندگان حزب دموکرات تصور میکنند که میتوان تواناییها و نیات دشمنان را نادیده گرفت، صرفا به این دلیل که آنها هزاران مایل دورترند. شاید دویست سال پیش این دیدگاه تا حدی معتبر و صد سال پیش باورپذیر بود، اما امروز فقط یک موشک حامل کلاهک هستهای که از پدافندها عبور کند، یا حتی یک محموله مشابه که از راه قاچاق به آمریکا و سایر کشورهای غربی راه یابد، کافی است تا یک شهر را ویران کند.
نگاهی به تاریخ نشان میدهد که در برخی موارد مانند اکنون، حمایت روسای جمهور از اقدام نظامی کاری نهتنها مفید بلکه ضروری بوده است. وقتی کره شمالی به کره جنوبی حمله کرد، رئیسجمهور هری اس. ترومن برای متوقف کردن آن اقدام کرد. این حمله آنقدر نامحبوب بود که ترومن در سال ۱۹۵۲ برای انتخاب مجدد اقدام نکرد و دوایت آیزنهاور با وعده پایان دادن به جنگ انتخاب شد. اما در حالی که ترومن رئیسجمهور بود، قانونگذاران هر دو حزب از او حمایت کردند، حتی زمانی که او ژنرال محبوب داگلاس مک آرتور را از فرماندهی برکنار کرد.
دفاع موفقیتآمیز ترومن از کره جنوبی، آغازگر چهار دهه تلاش دو حزبی برای مهار و در نهایت پایان دادن به کمونیسم به عنوان یک تهدید جهانی بود. اکنون نیز آن دسته از افرادی که با ترامپ مخالفاند اما تهدید جمهوری اسلامی را تشخیص میدهند، باید از اقدام نظامی علیه این رژیم حمایت کنند، به این دلیل که این حمایت را به مردم آمریکا و جهان بدهکارند.
ما دموکراتها باید به جای مخالفت کورکورانه با تصمیم ترامپ، این سوال را از خودمان بپرسیم که اگر کلینتون، اوباما یا بایدن اینگونه اقدام میکرد، موضع ما چه میبود و چرا؟
اگر بر این باوریم که رژیم حاکم بر ایران تهدیدی جدی برای مردم آن کشور، ایالات متحده و جهان است، باید در این مورد از ترامپ حمایت کنیم. موارد زیادی برای اختلاف نظر با او وجود دارد و ما نیازی به دوست داشتن یا تحسین او نداریم، اما در مورد جمهوری اسلامی باید به اشتراک نظر برسیم، زیرا اقدام او در این مسیر کار درستی برای آمریکا و جهانی است که رئيسجمهوری بعدی آن را تحویل خواهد گرفت.
برگرفته از نیویورکپست

