قطر این چندضلعیها بین ۳.۳ تا ۷.۶ سانتیمتر است و دورتادور دامنههای تپهای در نزدیکی آن، که «میرافلورس» لقب گرفته است، امتداد یافتهاند
فضا
این ماده رازآلود را نخستین بار فریتس تسویکی ستارهشناس، در سال ۱۹۳۳ بهعنوان راهی برای توضیح نیروی گرانشی لازم به منظور جلوگیری از متلاشی شدن یک خوشه کهکشانی در هنگام چرخش پیشنهاد کرده بود
«متوجه شدیم که سطح نیمه رو به زمین منعطفتر از سطح نیمه دیگر است. این بدان معنا است که ساختار دو نیمه تفاوتهای بنیادین دارند.»