سراجالدین حقانی، وزیر داخله رژیم طالبان و رهبر شبکه حقانی، اعلام کرد که این رژیم از ۳۹۴ هزار و ۴۵۰ کودک یتیم در افغانستان سرپرستی میکند. او این اظهارات را هنگام سخنرانی در پرورشگاه مرکزی استان خوست مطرح کرد و مدعی شد که طالبان بدون تبعیض از فرزندان نیروهای کشتهشدهٔ خود، نظامیان حکومت پیشین و غیرنظامیان مراقبت میکنند.
این ادعا در حالی مطرح میشود که تمجید حقانی از «فداکاری» نیروهای کشتهشدهٔ طالبان در سخنرانی برای کودکان، گزارشها درباره تأکید بر «جهاد» در پرورشگاهها و پیشینه سربازگیری این گروه از کودکان، نگرانی از آیندهٔ آنان را افزایش میدهد.
بر اساس اعلام حقانی، امارت اسلامی در حال حاضر از ۳۹۴ هزار و ۴۵۰ یتیم، از جمله ۹۵ هزار و ۷۳۰ یتیم مجاهدین خودمان، ۷۹ هزار یتیم حکومت قبلی و ۲۱۹ هزار و ۲۷۰ یتیم غیرنظامی مراقبت میکند. او مدعی شد که اگر طالبان تنها از فرزندان نیروهای کشتهشدهٔ خود مراقبت میکردند، این رویکرد عادلانه نبود و به همین دلیل، سرپرستی کودکان یتیم طرفهای دیگر جنگ را نیز بر عهده گرفتهاند.
او در بخش دیگری از سخنانش، خطاب به فرزندان نیروهای کشتهشدهٔ طالبان گفت که هدف پدرانشان از فداکاری محقق شده است و اکنون یک نظام اسلامی در افغانستان قدرت را در دست دارد و تصریح کرد: «آنها خود را فدای دین الله کردند و امروز اگرچه اینجا نیستند، خدا را شکر که آن هدف محقق شده است.»
در ویدیویی که طالبان از سخنرانی حقانی در این پرورشگاه منتشر کردند، دیده میشود که شماری از کودکان دستار و کلاه و شماری دیگر تنها کلاه به سر دارند؛ پوششی که طالبان در مراکز دینی و آموزشی تحت ادارهٔ خود ترویج میکنند. خوست از پایگاههای سنتی شبکهٔ حقانی در شرق افغانستان است.
مسئله اینجا است که پدران شماری از این کودکان در صف نیروهای حکومت پیشین با طالبان جنگیدند و کشته شدند و اکنون آموزش و پرورش فرزندانشان در اختیار گروهی قرار دارد که طرف جنگ با پدرانشان بود. در چنین شرایطی، روایت مسئولان پرورشگاه از جنگ و کشتهشدگان آن میتواند با خاطرهای که این کودکان از خانوادهٔ خود دارند، متفاوت باشد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
این گروه از کودکان ممکن است در این مراکز تحت فشار روانی قرار بگیرند، زیرا عملکرد نیروهای طالبان در حضور این کودکان، ستایش و کارنامه نظامیان پیشین نکوهش میشود و آنان حتی «غلام» و «همکار کفار» توصیف میشوند و کودکان ممکن است افزون بر اندوه از دست دادن پدر، بابت پیشینه خانوادگی خود تحقیر هم بشوند. به خصوص آن دسته از کودکانی که سرپرستی برای دفاع از حقوقشان ندارند و برای تأمین نیازهای روزمره به مراکز تحت اداره طالبان وابستهاند.
ارزیابی ادعای مراقبت «بدون تبعیض» از این کودکان هم علاوه بر وضعیت خوراک، پوشاک و سرپناه، مستلزم بررسی محتوای آموزش و رفتار با آنان است. اینکه در کلاسها و مراسم چگونه از پدرانشان یاد میشود و آیا کودکان میتوانند بدون ترس و آزادانه، دربارهٔ پدرانشان حرف بزنند؟
طالبان روند بستن پرورشگاههای خصوصی و انتقال کودکان آنها به مراکز دولتی را نیز آغاز کردهاند. وزارت کار و امور اجتماعی این رژیم در ژانویهٔ ۲۰۲۶ اعلام کرد که پرورشگاههای خصوصی را با مراکز تحت اداره خود ادغام میکند.
منتقدان این روند هشدار دادهاند که بسته شدن مراکز خصوصی امکان مراقبت و آموزش کودکان خارج از چارچوب موردنظر طالبان را محدود میکند و میتواند زمینه نفوذ بیشتر ایدئولوژی این گروه را فراهم کند.
اطلاعات منتشرشده دربارهٔ شماری از پرورشگاههای تحت کنترل طالبان نشان میدهد آموزشهای قرآنی و دینی در این مراکز جایگاه برجستهای دارند. نگرانی این است که آموزش کودکان به روایت طالبان از دین محدود شود و برای یادگیری علوم پایه، کامپیوتر و مهارتهای موردنیاز زندگی و کار فرصت کافی در اختیار آنان قرار نگیرد.
طالبان در دوران جنگ با حکومت پیشین افغانستان، از مدارس دینی برای سربازگیری از کودکان و نوجوانان استفاده میکردند. اکنون که این گروه مدعی سرپرستی نزدیک به ۴۰۰ هزار کودک یتیم است، نگرانی از تکرار این روند همچنان ادامه دارد و بیم آن میرود که بخشی از این کودکان، پس از سالها آموزش بر اساس روایت طالبان از دین و جنگ، به سربازان آیندهٔ «امارت اسلامی» بدل شوند و خود را برای حفظ رژیم طالبان فدا کنند.

