ایران و معادلهٔ تازه جنگ؛ از حملات پهپادی تا رقابت برای بقا زیر زمین

پهپادها، معادلات نظامی ایران و شبکه‌های مستحکم زیرزمینی، ارتش‌ها را وادار کرده‌اند نگاهشان به جنگ را بر «محور بقا» بازتعریف کنند

سامانه اینترنتی میلیتاری که در حوزهٔ اخبار نظامی، مسائل دفاعی و امنیت ملی آمریکا گزارش‌ها و تحلیل‌هایی را منتشر می‌کند، در گزارشی تازه‌ به مسئله پایگاه‌های زیرزمینی جمهوری اسلامی ایران و اهمیت آن در جنگ با آمریکا پرداخت و به این نکته اشاره کرد که در حال حاضر، تهدید علیه پایگاه‌های نظامی بیش‌ازپیش از جانب سلاح‌هایی است که ارزان‌اند، به‌وفور در دسترس‌اند و مقابله با شمار زیادی از آن‌ها دشوار است.

به نوشتهٔ این پایگاه اینترنتی، این مسئله در اکتبر ۲۰۲۶،  زمانی که آمریکا، پس از دریافت اطلاعاتی دربارهٔ احتمال حملهٔ پهپادی ایران به پایگاه نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا در فرفورد، بمب‌افکن‌های بی‌‌ــ‌۱ (B-1) خود را از این پایگاه خارج کرد، به‌شکلی برجسته نمایان شد. اندی برنهام، نخست‌وزیر بریتانیا، بعدتر گفت طرح مشکوکی که این پایگاه را هدف گرفته بود، «تقریباً به‌طور قطع» با هدایت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طراحی شده است.

این رویداد مسئله‌ای را نشان می‌دهد که آشر کاتز، یکی از بنیان‌گذاران و مدیر ارشد محصول شرکت دفاعی تریسار (Traysar) مستقر در آستین، اخیراً در مصاحبه‌ای با میلیتاری‌ مطرح کرد: ارتش‌های مدرن در حمله به اهداف بسیار توانمند شده‌اند، اما حفظ هواپیماهای گران‌قیمت، سامانه‌های ارتباطی، مهمات و دیگر زیرساخت‌های حیاتی در طول یک درگیری طولانی، چالشی متفاوت است.

کاتز گفت: «ما با دیدن تجهیزات تازه خیلی هیجان‌زده می‌شویم. مثلاً می‌گوییم این هواپیما را ببین، این پهپاد را ببین. اما هر کسی که واقعاً دکترین نظامی را بشناسد، می‌داند آنچه جنگ‌ها را به پیروزی می‌رساند، توان نیروها، تجهیزات و زیرساخت‌ها برای دوام آوردن در برابر حملات و توان ادامه دادن است.»

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

این تهدید بسیار فراتر از یک عملیات احتمالی ایران است. در رزمایش ارتش آمریکا که ماه سپتامبر در فورت براگ برگزار شد، سربازان حسگرها، تجهیزات جنگ الکترونیک، شبکه‌های فرماندهی و کنترل و پدافند هوایی را در برابر حملات هماهنگ گروه‌هایی متشکل از حداکثر ۱۰۰ پهپاد آزمایش کردند. ارتش آمریکا این رزمایش را تلاشی برای قرار دادن شبکه‌های دفاعی زیر فشاری توصیف کرد که از نظر مقیاس و پیچیدگی، مشابه تهدیدهای احتمالی در نبردهای آینده باشد.

پنتاگون با مسئلهٔ هزینه و ذخایر تسلیحاتی هم روبه‌رو است. برنامه‌های این نهاد برای سال مالی ۲۰۲۷، بیش از ۳۰ میلیارد دلار بابت مهمات حیاتی، از جمله موشک‌های رهگیر پاتریوت و سامانهٔ دفاع موشکی تاد، در نظر گرفته‌اند، زیرا ذخایر این تسلیحات در جریان نبرد با ایران، بیش از همه کاهش یافتند.

کاتز معتقد است که در کنار دفاع فعال، لازم است به حفاظت غیرفعال یا پدافند غیرعامل هم توجه بیشتری شود. زیرساخت‌ها و تجهیزاتی که زیر زمین قرار دارند، برای مقابله با هر تهدید ورودی به یک موشک رهگیر نیاز ندارند. البته تأکید کرد که انتقال تجهیزات به زیر زمین تنها یکی از بخش‌های برنامه‌ریزی برای حفظ توان عملیاتی است. بسته به نوع تجهیزات و تهدید، پراکنده‌سازی، استتار، مقاوم‌سازی، استفاده از تورهای حفاظتی و دیگر اقدام‌های نسبتاً ساده ممکن است منطقی‌تر باشند.

آسیب‌پذیری این زیرساخت‌های حیاتی در اوکراین نیز همچنان آشکار است. به‌گفتهٔ مقام‌های اوکراینی، حملات موشکی و پهپادی روسیه در ۱۴ اکتبر به بیش از ۲۵ تأسیسات برق آسیب رساند و حدود ۶۰۰ هزار نفر را بدون برق گذاشت.

چرا ارتش‌ها همچنان به زیر زمین می‌روند؟

کاتز جنگ «زیرزمینی» را استفاده از فضاهای زیر سطح زمین برای حفاظت، اختفا، جابه‌جایی و دسترسی توصیف می‌کند. شرکت تریسار برای این مفهوم از اصطلاح «ساب‌ترا» (subterra) استفاده می‌کند، با این حال شیوهٔ جنگیدن در زیر زمین قدمتی طولانی دارد.

کاتز سابقهٔ این شیوه را از جنگ‌های محاصره‌ای دوران باستان تا حفر تونل در جنگ جهانی اول، مواضع دفاعی زیرزمینی ژاپن در جنگ جهانی دوم، شبکه‌های تونلی دوران جنگ ویتنام و تونل‌های جدیدتر ساخت داعش و حماس دنبال و تأکید کرد: «زیر زمین عرصهٔ تازه‌ای در جنگ نیست. عرصه‌ای بسیار کهن است. اما مزیت‌هایی که فراهم می‌کند، هرگز تغییر نکرده‌اند.»

ارتش آمریکا نیز دربارهٔ اهمیت روزافزون زیرساخت‌های زیرزمینی به نتایج مشابهی رسیده است. در ارزیابی سال ۲۰۲۵ این ارتش از درگیری‌های معاصر آمده است که فضاهای زیرزمینی می‌توانند مدافعان را در برابر آتش دشمن محافظت کنند، جابه‌جایی را پنهان نگه دارند و به نیروها امکان دهند با دور ماندن از نظارت هرچه مداوم‌تر، به مواضع نزدیک شوند. این ارزیابی به استفادهٔ نیروهای روسیه از حدود ۱۵ کیلومتر خط لولهٔ غیرفعال گاز طبیعی در جریان عملیات سال ۲۰۲۵ در نزدیکی سودژا اشاره می‌کند.

این تاکتیک همچنان ادامه دارد. بر اساس گزارش موسسه مطالعه جنگ، نیروهای روسیه در سپتامبر نیز برای نفوذ به مواضع اوکراین در استان سومی (Sumy) از طریق خطوط لولهٔ گاز، تلاش‌ کردند. نیروهای اوکراینی چند مورد از این تلاش‌ها را خنثی کردند.

چین هم حفاظت زیرزمینی را به برنامه‌ای راهبردی در مقیاسی بسیار بزرگ‌تر تبدیل کرده است. گزارش سال ۲۰۲۴ وزارت دفاع آمریکا دربارهٔ قدرت نظامی چین، می‌گوید ارتش آزادی‌بخش خلق  برای حفاظت از سامانه‌های فرماندهی و کنترل، تدارکات، سامانه‌های موشکی و دیگر نیروها، هزاران تأسیسات زیرزمینی دارد.

به گفتهٔ پنتاگون، چین پس از بررسی عملیات‌های هوایی آمریکا و کشورهای متحد آن از جمله در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، این برنامه را شتاب بخشید و برای انتقال زیرساخت‌های حیاتی پردازش رایانه‌ای به زیر دریا هم آزمایش‌هایی انجام داد.

جذابیت راهبردی این رویکرد روشن است: یک قدرت نظامی برتر می‌تواند بر آسمان مسلط باشد، اما اگر مهم‌ترین تجهیزات و تأسیسات دشمن زیر زمین، پراکنده و دشوار برای شناسایی باشند، همچنان در نابودی آن‌ها با مشکل روبه‌رو می‌شود.

اکنون به نظر می‌رسد که جمهوری اسلامی ایران نیز این ایده را به مسئله‌ای واقعی در حوزه امنیت ملی خود تبدیل کرده است.

در جریان درگیری سال ۲۰۲۶، نیروهای آمریکا و اسرائیل بارها ورودی‌های تأسیسات موشکی زیرزمینی ایران را هدف قرار دادند. تصاویر ماهواره‌ای که سی‌ان‌ان بعداً بررسی کرد، نشان داد که از ۶۹ ورودی تونل بررسی‌شده در ۱۸ پایگاه موشکی، دست‌کم ۵۰ ورودی بازگشایی شده است. این کار اغلب با استفاده از بولدوزر، لودر و کمپرسی برای پاکسازی آوار و ترمیم گودال‌ جاده‌ها ناشی از انفجارها انجام شد.

این گزارش حاکی از آن بود که مسدود شدن ورودی‌ها عملیات موشکی ایران را محدود کرد، اما لزوماً موشک‌های ذخیره‌شده در بخش‌های عمیق‌تر را نابود نکرد. تصاویر جدیدتر نیز همین مسئله را نشان می‌دهند. تحلیلگران در سپتامبر، عملیات بازسازی گسترده‌ای را در تأسیسات مدفون «طالقان ۲» در مجموعهٔ نظامی پارچین شناسایی کردند؛ از جمله ترمیم حفره‌های ناشی از اصابت بمب‌های سنگرشکن و تقویت بیشتر سازه با بتن.

این ابهام دربارهٔ مواد هسته‌ای ایران نیز صدق می‌کند. به‌ دست آوردن اورانیوم غنی‌شدهٔ ذخیره‌شده در تأسیسات زیرزمینی ممکن است به نیروی زمینی بزرگ، تجهیزات مهندسی سنگین و حتی ساخت باند فرود برای پشتیبانی از عملیات نیاز داشته باشد.

آمریکا سلاح‌های سنگرشکنی دارد که مشخصاً برای اهداف زیرزمینی مستحکم طراحی شده‌اند. نیروی هوایی آمریکا بمب نفوذگر سنگین جی‌بی‌یو‌ــ۵۷ را سلاحی هدایت‌شونده با وزن ۳۰ هزار پوند، معادل حدود ۱۳.۶ تن، توصیف می‌کند که برای نفوذ به زمین و انهدام اهداف در تأسیسات مستحکم و عمیقاً مدفون ساخته و مشخصاً برای تخریب تأسیسات زیرزمینی تقویت‌شده و مجموعه‌های مستحکم در دل کوه طراحی شده است.

با این حال ارزیابی خسارت این حملات خود چالشی جداگانه است. مرکز پژوهش و تحلیل اهداف مستحکم سازمان کاهش تهدیدهای دفاعی آمریکا، برای شناسایی ویژگی‌های اهداف مستحکم و عمیقاً مدفون و ارزیابی خسارت نبرد، از داده‌های اطلاعاتی و مدل‌سازی سه‌بعدی و چهاربعدی استفاده می‌کند. 

کاتز خاطرنشان می‌کند: «این همان پرسش بسیار مهمی است که اکنون دربارهٔ ایران با آن روبه‌رو هستیم. می‌دانیم به جایی حمله کرده‌ایم، اما بسیار دشوار است که بدانیم تأثیر آن چقدر بوده است و آیا واقعاً موفق شده‌ایم آن هدف را از کار بیندازیم؟»

رویدادهای اخیر در پایگاه راف، تأسیسات زیرزمینی ایران، جنگ اوکراین و رزمایش‌های پهپادی ارتش آمریکا همگی به یک مسئله واحد اشاره می‌کنند: ارتشی که قادر است حجم عظیمی از آتش را بر دشمن وارد کند، اگر نتواند سامانه‌هایی را که استمرار این قدرت آتش را ممکن می‌کنند حفظ کند، ممکن است در نهایت کارآیی عملیاتی خود را از دست بدهد.