پرفسور یوسف مجیدزاده؛ از ایستادگی در برابر حذف رشته باستان‌شناسی تا نجات تمدن جیرفت

کامیار عبدی: «اگر تلاش‌های یوسف مجیدزاده نبود، رشته باستان‌شناسی در همان ابتدای انقلاب ۵۷ منحل می‌شد»

پرفسور یوسف مجیدزاده-همشهری

با وقوع انقلاب ۵۷، نیروهای تندرو، با جلوداری صادق خلخالی، روند تخریب بناها و آثار تاریخی ایران آغاز کردند. حاکمیت نیز هم‌زمان با نشان دادن چراغ سبز به تخریبگران، کارزاری گسترده برای حذف نمادهای ملی و باستانی به راه انداخت. این موج انقلابی خیلی زود به دانشگاه‌ها نیز رسید و رشته باستان‌شناسی را به‌سبب پیوند دیرینه‌اش با تاریخ ایران باستان و هویت ملی ایرانیان در آستانه حذف قرار داد.

این کارزار به‌خصوص پس از ماجرای «انقلاب فرهنگی» و تعطیلی دانشگاه‌ها با فشارهای فزاینده‌ای دنبال شد. تندروهای انقلابی خواهان حذف رشته باستان‌شناسی و انتقال دانشجویان آن به رشته تاریخ بودند. برخی نمایندگان روح‌الله خمینی در «ستاد انقلاب فرهنگی» نیز که وظیفه داشتند دانشگاه‌ها را با معیارهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی منطبق کنند با ادامه حیات رشته باستان‌شناسی در دانشگاه تهران موافق نبودند.

سرانجام یک استاد برجسته باستان‌شناسی روبه‌روی سه تن از آنان؛ یعنی علی شریعتمداری، حسن حبیبی و عبدالکریم سروش نشست و از رشته باستان‌شناسی دفاع کرد و مانع حذف آن شد. او کسی نبود جز پرفسور یوسف مجیدزاده، باستان‌شناس برجسته ایرانی که روز بیست‌وهفتم مهر ۱۴۰۵، در فرانسه چشم از جهان فروبست. مجیدزاده در آن زمان ریاست گروه باستان‌شناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران را بر عهده داشت، اما چند سال بعد، در پی فشارهای سیاسی از این دانشگاه کنار گذاشته شد.

به روایت کامیار عبدی، باستان‌شناس، «اگر تلاش‌های یوسف مجیدزاده نبود، رشته باستان‌شناسی در همان ابتدای انقلاب اسلامی منحل می‌شد و ریشه آموزش دانشگاهی این رشته در ایران می‌خشکید».

نجات رشته باستان‌شناسی از تیغ انقلاب فرهنگی

یوسف مجیدزاده سال ۱۳۱۵ در تبریز به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش گذراند. سپس برای تحصیل در رشته باستان‌شناسی به دانشگاه تهران رفت و در سال ۱۳۴۱ با کسب رتبه نخست از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. او از شاگردان عزت‌الله نگهبان، از پیشگامان باستان‌شناسی نوین ایران بود و به همراه صادق ملک‌شهمیرزادی، آموزش‌های علمی و عملی خود را زیر نظر نگهبان آغاز کرد.

مجیدزاده در سال ۱۳۴۴ با استفاده از بورس تحصیلی دانشجویان ممتاز به آمریکا رفت و در مؤسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو به تحصیل در رشته باستان‌شناسی پیش از تاریخ ایران و بین‌النهرین پرداخت. او پس از دریافت مدرک کارشناسی ارشد به ایران بازگشت و فعالیت‌های آموزشی و میدانی خود را در دانشگاه تهران ادامه داد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

یکی از نخستین و مهم‌ترین تجربه‌های حرفه‌ای مجیدزاده، مشارکت در طرح گسترده باستان‌شناسی دشت قزوین بود؛ پروژه‌ای که عزت‌الله نگهبان در سال ۱۳۴۹ با هدف شناسایی و بازسازی توالی فرهنگی جوامع پیش از تاریخ فلات مرکزی ایران آغاز کرد. تا آن زمان، بخش بزرگی از تاریخ استقرارهای کهن این منطقه ناشناخته مانده بود و اطلاعات باستان‌شناسان به‌طور عمده به نتایج کاوش‌های پراکنده محوطه‌هایی مانند سیلک کاشان، چشمه‌علی ری و تپه حصار دامغان محدود می‌شد.

در این طرح، سه محوطه باستانی برای کاوش انتخاب شدند که هر یک بخشی از تاریخ استقرار انسان در فلات مرکزی را نمایندگی می‌کردند. بدین ترتیب، صادق ملک‌شهمیرزادی مسئولیت کاوش در تپه زاغه، متعلق به دوره نوسنگی را بر عهده گرفت و یوسف مجیدزاده نیز سرپرستی کاوش‌های تپه قبرستان، متعلق به دوره مس‌وسنگ را پذیرفت.

کاوش‌های مجیدزاده در تپه قبرستان، شواهد ارزشمندی از زندگی جوامع پیش از تاریخ، معماری، سفالگری، فلزکاری و فعالیت‌های تولیدی در هزاره‌های پنجم و چهارم پیش از میلاد آشکار کرد. بررسی لایه‌های باستانی و توالی سفال‌های این محوطه، به شناخت دقیق‌تر دوره‌بندی فرهنگی فلات مرکزی و بازنگری در گاه‌نگاری برخی محوطه‌های دیگر، از جمله سیلک، کمک کرد. این یافته‌ها همچنین نشان دادند که جوامع ساکن فلات مرکزی در دوره مس‌وسنگ، از سازمان اجتماعی و توانایی‌های فنی پیچیده‌تری برخوردار بودند.

مجیدزاده نتایج این کاوش‌ها را مبنای پژوهش‌های دانشگاهی خود قرار داد و بار دیگر برای تکمیل دوره دکتری به دانشگاه شیکاگو بازگشت. او در سال ۱۳۵۵ با ارائه رساله‌ای درباره فرهنگ‌های پیش از تاریخ فلات مرکزی ایران در هزاره‌های پنجم و چهارم پیش از میلاد، مدرک دکتری خود را دریافت کرد و همان سال به ایران بازگشت. مجیدزاده پس از بازگشت، فعالیت دانشگاهی خود را در گروه باستان‌شناسی و تاریخ هنر دانشگاه تهران ادامه داد و در سال ۱۳۵۶ به مرتبه دانشیاری رسید.

اسناد پرونده‌سازی سیاسی و اخراج از دانشگاه تهران

هنگامی که انقلاب ۵۷ در ایران به وقوع پیوست، عزت‌الله نگهبان ریاست دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران را بر عهده داشت و یوسف مجیدزاده نیز رئیس گروه باستان‌شناسی این دانشکده بود. هیچ‌یک از این دو استاد برجسته از فشار، تهدید و آزار نیروهای انقلابی در امان نماندند. سرانجام دکتر نگهبان از ریاست دانشکده برکنار شد و مجیدزاده نیز اگرچه توانست مانع حذف رشته باستان‌شناسی شود، چندین سال متوالی موجی از آزار و برخوردهای سیاسی را تحمل کرد. اسناد این آزارها نیز حدود دو دهه بعد در سطل زباله‌‌ای در دانشگاه تهران فاش شد.

ماجرا از این قرار بود که سال ۱۳۸۹، یک دانشجوی دختر رشته باستان‌شناسی، دفترچه‌ای سبزرنگ را در سطل زباله‌ای در ضلع شرقی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران پیدا کرد. او متوجه شد که دفتر انجمن اسلامی دانشجویان به محل دیگری منتقل شده و هنگام جابه‌جایی برخی اسناد قدیمی را دور انداخته است.

این دفترچه دفترچه ۳۰۲ صفحه داشت و صورت‌جلسات غیررسمی بیش از صد جلسه انجمن اسلامی دانشجویان از آبان ۱۳۶۴ تا دی ۱۳۷۲ را شامل می‌شد. نکته قابل توجه اینکه از این میان، ۲۱ صفحه مربوط به گروه باستان‌شناسی از جمله یوسف مجیدزاده بود.

لیلا پاپلی یزدی، باستان‌شناس، سال ۱۴۰۱ در پژوهشی محتوای این اسناد را بررسی و بخش‌هایی از آن را منتشر کرد. او در این پژوهش تأیید کرد که یوسف مجیدزاده از جمله اساتید باستان‌شناسی بود که هدف فشارهای انجمن اسلامی قرار داشت. به این دلیل که او نیز مانند عزت‌الله نگهبان با تحمیل رویکردهای سیاسی و ایدئولوژیک به حوزه باستان‌شناسی مخالف بود.

اعضای انجمن اسلامی دانشجویان در نشست‌های خود، راه‌های مختلفی را برای برخورد با مجیدزاده مطرح کرده بودند؛ از جلوگیری از ورود او به دانشکده و جمع‌آوری اطلاعات برای پیگرد قضایی گرفته تا تهیه طومار برای اخراجش از دانشگاه. در یکی از جلسات حتی موضوع برخورد فیزیکی با استادان مخالف نیز مطرح شده بود.

بااین‌حال، پاپلی یزدی در پژوهش خود تأکید می‌کند که در اسناد به‌دست‌آمده نشانی از اینکه چه کسی مأموریت برخورد با استادان را به اعضای انجمن اسلامی سپرده بود، وجود ندارد.

پاپلی یزدی در بخش دیگری از پژوهش خود توضیح می‌دهد که در دهه نخست پس از انقلاب، برخی درس‌های مرتبط با باستان‌شناسی تکاملی از برنامه آموزشی حذف شدند و مباحثی با عنوان «باستان‌شناسی قرآن» جای آن‌ها را گرفتند. در این میان، یوسف مجیدزاده و صادق ملک‌شهمیرزادی تنها استادانی بودند که از امضای اسناد مربوط به افزودن درس‌های ایدئولوژیک به برنامه آموزشی خودداری کردند.

در یکی از نشست‌های انجمن اسلامی دانشجویان در خرداد ۱۳۶۵ نیز یکی از اعضا گزارش داد که وزارت فرهنگ و آموزش عالی به چند استاد، از جمله یوسف مجیدزاده، هشدار داده است که رفتار خود را تغییر دهند.

سرانجام نیز فشارها به کنار گذاشته شدن مجیدزاده از دانشگاه منجر شد. هرچند منابع وابسته به جمهوری اسلامی همواره مدعی شده‌اند که او بازنشسته شد و دانشگاه را ترک کرد. مجیدزاده پس از ترک دانشگاه به فرانسه مهاجرت کرد و به پژوهش و تألیف روی آورد تا اینکه تاریخ ایران باستان او را بار دیگر به سرزمین مادری فراخواند.

بازگشت به ایران و نجات تمدن جیرفت از نابودی

در سال ۱۳۸۰، طغیان هلیل‌رود در جنوب استان کرمان، بخشی از خاک و رسوبات حاشیه رودخانه را شست و بقایای گورستان‌هایی باستانی را که هزاران سال زیر خاک پنهان مانده بودند، آشکار کرد. در میان اشیای بیرون‌آمده از خاک، ظروف سنگی منقوش به جانوران، موجودات اسطوره‌ای و نقش‌های پیچیده دیده می‌شد. بعدها مشخص شد که این آثار به یکی از مهم‌ترین کانون‌های تمدنی عصر مفرغ در جنوب ‌شرق ایران تعلق دارند.

اما خبر کشف این اشیا، قبل از آنکه زمینه حفاظت و کاوش علمی محوطه‌ها را فراهم کند، پای حفاران غیرمجاز و قاچاقچیان آثار تاریخی را به منطقه باز کرد. هزاران نفر به گورستان‌های باستانی جنوب جیرفت هجوم بردند و با حفر گودال‌های متعدد، شمار فراوانی از اشیای تاریخی را از خاک بیرون کشیدند. بسیاری از این آثار به دست واسطه‌ها افتاد و راهی بازارهای خریدوفروش عتیقه در خارج از ایران شد. از سوی دیگر نیز با تخریب گورها و برهم خوردن لایه‌های باستان‌شناختی، بخش مهمی از اطلاعات تاریخی این محوطه‌ها برای همیشه از میان رفت. تمدن جیرفت به منجی نیاز داشت و بدین ترتیب مسئولان وقت سازمان میراث فرهنگی از یوسف مجیدزاده خواستند به ایران بازگردد.

مجیدزاده دعوت آنان را پذیرفت و در سال ۱۳۸۱ سرپرستی کاوش‌های باستان‌شناسی حوزه هلیل‌رود را بر عهده گرفت. در نهایت، کاوش‌های او و همکارانش در محوطه‌های کنارصندل شمالی و جنوبی به شناسایی بقایای معماری عظیم خشتی، آثار هنری، اشیای سنگی و شواهدی از استقرارهای گسترده عصر مفرغ منجر شد. این یافته‌ها توجه باستان‌شناسان جهان را به حوزه هلیل‌رود جلب کرد و جایگاه جنوب ‌شرق ایران را در پژوهش‌های مربوط به شکل‌گیری جوامع و شبکه‌های تجاری هزاره سوم پیش از میلاد به شکل قابل توجهی تغییر داد.

یوسف مجیدزاده بر این باور بود که یافته‌های جیرفت می‌توانند حلقه‌ای گمشده از تاریخ تمدن بشر را آشکار کنند. تمدنی که به اعتقاد او، ریشه‌های آن به پیش از شکوفایی تمدن سومر در بین‌النهرین بازمی‌گشت. او همچنین این فرضیه را مطرح کرد که تمدن کشف‌شده در حوزه هلیل‌رود، همان سرزمین افسانه‌ای «آراتا» است که نام آن در متون کهن سومری آمده است. آراتا در روایت‌های سومری، سرزمینی دوردست، ثروتمند و دست‌نیافتنی توصیف شده که معادن طلا، نقره و سنگ‌های گران‌بها، از جمله لاجورد، و صنعتگرانی ماهر داشت.

فعالیت‌های باستان‌شناسی یوسف مجیدزاده البته به جیرفت محدود نبود. او در طول چند دهه فعالیت علمی، در سه فصل کاوش‌های تپه چغامیش خوزستان مشارکت داشت، هشت فصل سرپرستی کاوش‌های تپه قبرستان در دشت قزوین را بر عهده گرفت و از سال ۱۳۷۷ نیز کاوش‌های محوطه باستانی ازبکی در ساوجبلاغ را هدایت کرد.

پژوهش‌های او در دشت قزوین، به‌ویژه در تپه قبرستان، به شناخت بهتر روند شکل‌گیری جوامع پیش از تاریخ و پیدایش مراکز صنعتی و شهری در فلات مرکزی ایران کمک کرد. کاوش‌های ازبکی نیز شواهد ارزشمندی از سکونت انسان از هزاره هفتم پیش از میلاد تا دوره‌های تاریخی و اسلامی به دست داد.

پرفسور مجیدزاده در کنار فعالیت‌های میدانی، نویسنده و مترجمی پرکار بود و ده‌ها مقاله پژوهشی به فارسی، انگلیسی و فرانسوی منتشر کرد. از جمله آثار او می‌توان به کتاب‌های «تاریخ و تمدن ایلام»، مجموعه سه‌جلدی «تاریخ و تمدن بین‌النهرین»، «جیرفت؛ کهن‌ترین تمدن شرق» و گزارش‌های علمی کاوش‌های تپه قبرستان و ازبکی اشاره کرد.

مقاله‌های «سنگ لاجورد و جاده بزرگ خراسان»، «تپه قبرستان؛ یک مرکز صنعتی در آغاز شهرنشینی در فلات مرکزی ایران» و پژوهش‌های او درباره آراتا و آثار سنگی جیرفت نیز از دیگر نوشته‌های او هستند.

مجیدزاده همچنین در گسترش دانش باستان‌شناسی به زبان فارسی نقش داشت و مجموعه این فعالیت‌ها، او را به یکی از چهره‌های اثرگذار در پژوهش، آموزش و معرفی میراث باستانی ایران تبدیل کرد.

با وجود سال‌ها پژوهش درباره تاریخ و تمدن ایران، این باستان‌شناس برجسته بخش قابل‌توجهی از عمر خود را دور از زادگاهش و در فرانسه سپری کرد و سرانجام در یکی از روزهای پاییزی سال ۱۴۰۵ در همین کشور چشم از جهان فروبست.

پس از انتشار خبر درگذشت او، پژمان مظاهری‌پور، مستندسازی که سال‌ها پیش فیلمی درباره زندگی و فعالیت‌های علمی یوسف مجیدزاده ساخته بود، در گفت‌وگو با میراث‌باشی به تأثیر تحولات سیاسی پس از انقلاب بر سرنوشت این باستان‌شناس اشاره کرد و گفت برای درک علت مهاجرت مجیدزاده باید شرایط پس از انقلاب و پاک‌سازی‌های گسترده آن دوران را در نظر گرفت؛ شرایطی که امکان ادامه فعالیت علمی در ایران را برای این باستان‌شناس محدود کرد. به گفته مظاهری‌پور، مجیدزاده در چنین وضعیتی فرصت یافت به فرانسه برود و فعالیت‌های پژوهشی خود را در آن کشور ادامه دهد.

از لابه‌لای سخنان پرفسور مجیدزاده در معدود مصاحبه‌هایش می‌توان متوجه شد که تا آخرین لحظات زندگی، نگران سرنوشت محوطه‌های باستانی جیرفت و پژوهش‌های ناتمام بود. حتی در گفت‌وگویی از توقف چندساله کاوش‌ها در جیرفت گلایه کرد و گفت که دیگر اجازه ادامه حفاری در این منطقه را به او نداده‌اند.

مجیدزاده امیدوار بود کاوش‌ها ادامه پیدا کنند، بخش‌های ناشناخته شهر باستانی آشکار شوند و شواهد تازه‌ای از خط، هنر و زندگی مردمان هزاره سوم پیش از میلاد به دست آید. با وجود چنین توصیه‌هایی، کنارصندل باز هم در معرض خطر نابودی قرار گرفت. در خرداد ۱۴۰۴، در حالی که هنوز بخش بزرگی از رازهای این تمدن در دل خاک پنهان مانده بود، خبر تخریب دوباره محوطه باستانی کنارصندل، این بار با ماشین‌آلات سنگین منتشر شد.

ماجرا از این قرار بود که دهیار روستای کنارصندل با استناد به طرح موسوم به «هادی روستا» قصد داشت در این محوطه باستانی، ورزشگاه بسازد. ماشین‌آلات راه‌سازی، بخش‌هایی از عرصه محوطه را تخریب کردند و در نتیجه بقایای سفال‌های تاریخی در سطح زمین پراکنده شد.

در همان زمان، نادر علیدادی سلیمانی، باستان‌شناسی که در کاوش‌های جیرفت با یوسف مجیدزاده همکاری داشت، تأکید کرد که بخش تخریب‌شده نه در حریم، بلکه در عرصه اصلی محوطه باستانی قرار دارد؛ جایی که آثار چندین دوره استقرار انسانی را در خود جای داده است.

به این ترتیب، کنارصندل که دو دهه پیش از هجوم حفاران غیرمجاز آسیب دیده و سال‌ها نیز از کاوش و حفاظت مستمر محروم مانده بود، در شرایطی در معرض خطر نابودی دوباره قرار گرفت که مجیدزاده معتقد بود شناخت کامل آن دست‌کم به یک قرن پژوهش نیاز دارد.

بیشتر از فرهنگ و هنر