۱۳۰ سال بعد از مرگ سلطان صاحبقران، تصویر او در زندگی روزمره ایرانیان همچنان حاضر است و چهره ناصرالدینشاه با سبیلهای بلند، کلاه قاجاری، گاه در کنار نشان شیروخورشید، از عکس و نقاشی فراتر رفته و روی اشیای مختلف از قلیان و بطری و شیشههای تزیینی گرفته تا قوری، استکان و نعلبکی، نشسته است. این تصویر آنقدر تکرار شده که امروز یکی از سریعترین راهها برای نسبت دادن یک شیء به فضای بصری قاجار است، اما واقعا این چهره چگونه از نقاشیها و عکسهای درباری به اشیای مصرفی رسید؟
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
فراگیر شدن این سبک خاص از ظروف کاربردی و تزیینی در میان طبقههای مختلف مردم آنقدر پیش رفت که برای پاسخ به این سوال، خارج از خط تاریخ، داستانهای عامیانهای هم ساخته شد. در یک روایت مشهور، امیرکبیر وارد ماجرا میشود و پای داستانی به میان میآید که میگوید او ورود شیشه و بلور خارجی را ممنوع کرد و تولیدکنندگان خارجی برای دور زدن این ممنوعیت، تصویر ناصرالدینشاه را روی ظروف خود زدند تا ماموران جرئت توقیف آنها را نداشته باشند. برخی هم معتقدند روسیه و انگلستان برای رونق بازار خود، بلورهای رایگان با نقش شاه بین مردم پخش کردند.
با اینکه هیچکدام از مستندات تاریخی این افسانهها را تایید نمیکنند، راه یافتن چهره ناصرالدین شاه از تابلو و عکس به روی سرویس چایخوری در واقعیت هم راهی جالب و جذاب پیمود.
سروکله ناصرالدینشاه روی استکان، قوری و پایه قلیان نه به دلیل یک ترفند گمرکی، بلکه در نقطه برخورد چند جریان پیدا شد: سنت قدیمی تصویرگری روی ظروف در ایران، سابقه استفاده از چهره پادشاهان روی ظروف در اروپا و عثمانی و رواج نوشیدن چای در ایران.
پیش از استکان، قلیان بود
پیش از آنکه سماور، قوری، استکان و نعلبکی به شکل آشنای امروز وارد فرهنگ ایران شوند، سطح اشیای کاربردی ایرانی مدتها بود که میزبان تصویر انسان، روایتهای ادبی و حتی پادشاهان بود.
قلیان یکی از بهترین نمونهها است. منابع مربوط به تاریخ هنر در ایران نشان میدهند که مخزنهای قلیان دستکم از اواخر سده هفدهم با تصاویر و چهرههای نقاشیشده یا میناکاریشده تزیین میشدند. نمونههایی نیز باقیماندهاند که روی پایه آنها، صحنههای مفصل نقش شده است. از جمله نقش خسرو، پادشاه ساسانی، سوار بر اسب در حال شکار یا تماشای آبتنی کردن شیرین.
بنابراین وقتی چند نسل بعد، صورت ناصرالدینشاه روی پایه قلیان نشست، اصل نقش زدن تصویر شاه روی یک کالای مصرفی اتفاق تازهای نبود و ایرانیان پیش از آن هم قدح، صراحی، قلیان، کاشی، قلمدان، جعبه و ظروف لعابدار را به سطحی برای روایت تصویری تبدیل کرده بودند.
حتی شاهعباس اول که حدود دو قرن پیش از دوره قاجار حکومت کرد، هم در هنر تصویری قاجار دوباره ظاهر شد. رواج آن به حدی بود که گاه در زبان بازار شکل و شمایل قجری را هم «شاهعباسی» مینامیدند.
پادشاه روی ظرف فقط رسم ایرانی نبود
در اروپا نیز استفاده از تصویر پادشاه روی ظروف سابقه داشت. کارخانههای چینی و سفال در بریتانیا پیش از دوره ناصرالدینشاه، لیوان و ظروف یادبود با تصویر پادشاه و ملکه تولید میکردند. موزه سلطنتی ورسستر، برای مثال، جام بادهنوشی با چهره جورج سوم را ثبت کرد که پس از به سلطنت رسیدن او تولید شد و از نخستین نمونههای چاپ چهره سلطنتی روی چینی بود. فناوری چاپ انتقالی حتی امکان میداد چنین تصاویر پیچیدهای با سرعت بیشتر و در تعداد بالاتر تکثیر شوند.
در قلمرو عثمانی نیز همدوره با سلطنت ناصرالدین شاه، تصویر یا نشان سلطنتی سلاطین، از جمله عبدالحمید دوم، بر شیشه، قلیان و ظروف تزیینی دیده میشد.
با رواج چای، سرویس چایخوری هم آمد
در طول قرن نوزدهم و با گسترش ارتباط ایران با روسیه، مجموعه سماور، قوری، استکان و نعلبکی نیز بهتدریج جایشان را در خانهها و دربار ایران باز کردند. این البته به آن معنا نیست که ایرانیان پیش از آن ظرف نوشیدنی نداشتند. قدح، پیاله، صراحی و انواع ظروف شیشهای و سفالی سابقهای بسیار طولانیتر دارند. آنچه تازه بود، جا افتادن ترکیب سماور و ظروف همراه آن بود.
به این ترتیب قوری و فنجان به همان اندازه که برای نوشیدن چای به کار میرفتند، میتوانستند سطحی برای تزیین هم باشند. درست مانند قلیان، اما این بار بخش مهمی از این کالاها در کارخانههایی بیرون از ایران تولید میشدند و ناصرالدینشاه خیلی زود به «تصویر تزیینی روی کالا» تبدیل شد.
یکی از جالبترین اسناد ظرف چینی است که حراج کریستی آن را به کانتون چین و حدود سال ۱۸۶۰ (۱۲۳۹ــ۱۲۳۸ خورشیدی) نسبت میدهد. از این ظرف که سال ۱۹۹۷ به خریداری ناشناس فروخته شد، تصویری موجود نیست، اما در توضیحات آن آمده است که روی ظرف سه قاب مدور با تصویر ناصرالدینشاه و دو پسرش نقاشی شده و در قاب چهارم عبارت «السلطان بن السلطان ناصرالدینشاه قاجار» درج شده بود.
ناصرالدینشاه در ۱۸۴۸ میلادی (۱۲۲۷ خورشیدی) به سلطنت رسید. اگر تاریخگذاری کریستی درست باشد، تصویر شاه و خانوادهاش حدود ۱۲ سال بعد روی ظرفی در چین نقش زده میشد. این تاریخ مهم است، چون نشان میدهد تصویر ناصرالدینشاه روی کالا نتیجه سفرهای اروپایی مشهور او در سالهای بعد یا پدیدهای متعلق به اواخر سلطنتش نبود و چهره شاه جوان خیلی زودتر، روی ظرف و ظروف رفته بود.
وقتی کارخانه خارجی سلیقه ایرانی را یاد گرفت
بازار ایران برای کارخانههای خارجی فقط مقصد فروش کالا نبود. تولیدکنندگان بهتدریج فهمیدند که برای موفقیت در آن باید محصول را با سلیقه مشتری ایرانی هماهنگ کنند.
این موضوع درباره شیشه بوهمی بهخوبی مستند شده است. از دهه ۱۸۲۰، تولیدکنندگان شیشههای رنگی و پرکار بوهم (کشور چک کنونی) در بازارهای اروپا و خاورمیانه محصولاتشان را با ذائقه بازارهای منطقه تطبیق دادند. کالاها از مسیرهایی مانند ازمیر و حلب به تبریز و سپس بازار ایران میرسیدند. در ۱۸۶۶(۱۲۴۵ خورشیدی)، ارزش شیشه بوهمی سهم قابلتوجهی از واردات اروپای قارهای به تبریز را تشکیل میداد.
در نتیجه کارخانهای که برای ایران تولید میکرد میتوانست همان کاری را انجام دهد که تولیدکننده اروپایی برای مشتری داخلی خود انجام میداد و چهره پادشاه، نشان سلطنتی، نوشته فارسی و رنگهای موردپسند خریدار را وارد طراحی محصول کند.
ناصرالدینشاه و مظفرالدینشاه روی قلیان بوهمی
نمونههای باقیمانده هم نشان میدهند که این تطبیق با بازار ایران تا چه اندازه مستقیم بود. از جمله یک پایه قلیان بوهمی با شیشه شفاف و روکش رنگی که با گلهای میناکاریشده، تزیینات طلایی و پرترههای ناصرالدینشاه و مظفرالدینشاه تزیین شده است.
حراج کریستی نیز نمونهای بوهمی را ثبت کرده که مشخصا «برای بازار ایران» ساخته و چهره این دو شاه قاجار روی آن چاپ شده است.
البته هر بار که با «شیشه بوهمی» روبهرو میشویم نمیتوان نتیجه گرفت نقاشی آن هم در اروپا انجام شده است. ایران در عهد قاجار خود در نقاشی و میناکاری روی شیشه سرآمد بود و ظرف بلور بسیاری به صورت خام وارد و در کارگاههای ایران بنا بر سلیقه یا سفارش مشتری، نقاشی و میناکاری میشدند.
در نیمه دوم قرن نوزدهم، این زبان تصویری دیگر به یک نوع ظرف محدود نبود. قلیان، بطری، گلدان، ظرف، قوری، استکان و نعلبکی تصاویر ناصرالدینشاه و دیگر اعضای خاندان قاجار را کنار یکدیگر قرار میدهند. بونامز حتی مجموعههایی از ظروف ساخت چین و اروپا را ثبت کرده است که برای ناصرالدینشاه و خاندانش تولید شدند و روی آنها نام، القاب یا تصویر او دیده میشد.
پشت ورود شیشه و بلور از اروپا شبکهای از تولیدکنندگان، صادرکنندگان، تجار بزرگ، دربار و مشتریان متمول هم قرار داشتند. از جمله حاج محمدحسن امینالضرب، از مهمترین بازرگانان دوره ناصرالدینشاه، که در واردات کالاهای اروپایی از جمله شیشه و بلور و همچنین تامین کالا برای دربار نقش داشت و این اشیا سوغات پراکنده چند مسافر نبودند.
پای استکان کی به ماجرا باز شد؟
نمونههای باقیمانده نشان میدهند که در اواخر قرن نوزدهم، تصویر ناصرالدینشاه واقعا از بشقاب و پایه قلیان فراتر رفت و روی قوری، فنجان و نعلبکی نیز ظاهر شد. بنابراین اصل «سرویس چای ناصری» سابقه قاجاری دارد. با این همه، به نظر میرسد بخش بزرگی از آنچه امروز در بازار ایران با عنوان «سرویس ناصری»، «ناصرالدینشاهی» یا حتی «شاهعباسی» میشناسیم ، بهویژه استکانهای کمرباریک شفاف (لالهای) با تصویر چاپی شاه و مجموعههای ششتایی یکدست، بازآفرینی متاخر این زبان تصویری باشد، نه ادامه مستقیم یک مدل مشخص از دوره ناصرالدینشاه.
با توجه به رواج بازسازی و بازتولید فرمها و نقشهای تاریخی در دوره پهلوی، میتوان با احتیاط احتمال داد ذوق هنرمندان و تولیدکنندگان آن دوره در شکلگیری تصویری که امروز از «سرویس چای قاجاری» در ذهن داریم، نقش مهمی داشته است.
امیرکبیر در این داستان چه نقشی داشت؟
امیرکبیر درواقع به دنبال تقویت تولید داخلی بود. با حمایت دولت، کارخانههای تولید کالاهایی از جمله بلور، سرامیک، سماور، بخاری، پارچه و شکر راه افتادند و صنعتگران برای آموختن روشهای صنعتی، به روسیه و عثمانی فرستاده شدند. تعرفه واردات کالاهای خارجی نیز افزایش یافت.
در سال ۱۲۲۹ خورشیدی شش صنعتگر ایرانی برای آموزش صنایع مختلف، از جمله تولید بلور، به مسکو و سنپترزبورگ فرستاده شدند. جایی که کارخانههای روسی نام خود را روی کالاهایی که به مقصد ایران بارگیری میشد، به فارسی نقش میزدند.
اما این سیاستها مدرکی برای قصه مشهور «ممنوعیت ورود شیشه» و «زدن عکس شاه برای فرار از توقیف» یا «تولید مجانی استکان با عکس ناصرالدین شاه برای رواج دادن آن در میان مردم» نیستند. در واقع، شیشه اروپایی همچنان وارد ایران میشد و مدارک گمرکی نشان میدهد تقاضا برای آن بسیار بالا بود. سیاستهای امیرکبیر هم با برکناری و مرگ او نیمهکاره رها شدند، در حالی که سلطنت ناصرالدین شاه نزدیک به چهار دهه بعد هم ادامه داشت.
زندگی ناصرالدینشاه از مستندترین دورههای تاریخ قاجار است. از او عکسهای فراوان، سفرنامهها، یادداشتهای روزانه، اسناد درباری و روایتهای متعدد باقی مانده است. با این همه طولانی بودن سلطنت، شخصیت جالبتوجه و ظاهر بهیادماندنیاش باعث شد کمکم از تصویر یک پادشاه فراتر رود و به بخشی از زبان بصری دوره قاجار تبدیل شود؛ تصویری که با سبک زندگی شهری آن زمان، تهران در حال شکلگیری بهعنوان پایتخت قاجاریه و عادتهای تازهای مانند نوشیدن چای با استکان و نعلبکی در هم آمیخت.
شاید به همین دلیل است که بیش از یک قرن بعد، دیدن همان سبیل تابداده و چهره آشنا روی یک قلیان، قوری یا استکان هنوز میتواند بیدرنگ، جهانی کامل از زندگی قاجاری را به یاد بیاورد.

