شش ماه پس از آغاز جنگ ایران، درگیری به بنبستی رسیده است که دو طرف قادر به دستیابی به پیروزی روشن نظامی یا دیپلماتیک نیستند و عملا درگیر محاصره متقابل نفت و سایر محمولهها در تنگه هرمز و بنادر ایران شدهاند. فارن افرز مینویسد هزینه پذیرش خواستههای طرف مقابل برای پایان دادن به این وضعیت آنقدر بالاست که ادامه محاصره، دستکم در شرایط کنونی، برای هر دو طرف گزینه قابلتحملتری محسوب میشود. آمریکا از منابع نفتی داخلی گسترده برخوردار است، در حالی که تقریبا تمام صادرات نفت ایران و بخش بزرگی از درآمد ارزی تهران متوقف شده است.
در ماه ژوئن، واشنگتن و تهران بر سر یادداشت تفاهمی توافق کردند که قرار بود ابتدا به آتشبس و بازگشایی تنگه هرمز و سپس، ظرف ۶۰ روز به توافقی دائمی درباره مسائل بلندمدت از جمله محدودیت برنامه هستهای ایران و رفع تحریمها و مجازاتهای مالی آمریکا و جامعه بینالمللی منجر شود. با این حال، توافق پیش از نهایی شدن فروپاشید که یکی از دلایل اصلی امتناع ایران از بازگشایی کامل تنگه هرمز بود. اکنون، هر دو طرف امیدوارند فشار اقتصادی طرف مقابل را با شرایط مطلوبتری به میز مذاکره بازگرداند.
فارن افرز در ادامه مینویسد ادامه محاصره برای واشنگتن نیز هزینه دارد. بسته ماندن تنگه هرمز قیمت بنزین و تورم در آمریکا را افزایش داده و با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای نوامبر، به مسالهای حساس تبدیل شده است. آمریکا همچنین بخش قابلتوجهی از مهمات مهم راهبردیاش را مصرف کرده است و نیروهای مستقر در منطقه تحت فشار قرار گرفتهاند. با این حال، هزینه این جنگ در مقایسه با جنگهای عراق و افغانستان بسیار کمتر بوده است. در حالی که آمریکا در آن دو جنگ هزاران کشته داد و تریلیونها دلار هزینه کرد، در جنگ کنونی با ایران ۱۸ نظامی آمریکایی کشته شدهاند و برآورد هزینهها تا اواسط ژوییه بین ۳۷.۵ تا ۱۰۰ میلیارد دلار بوده است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
به نوشته فارن افرز، عقبنشینی کامل آمریکا از تنگه هرمز بدون امتیازگیری از ایران میتواند به تهران امکان دهد خود را پیروز جنگ معرفی کند، شبکه نیروهای نیابتی منطقهای خود را بازسازی کند و برنامه هستهایاش را احیا کند. تشدید عملیات نظامی نیز تضمین نمیکند تهران شرایط آمریکا را بپذیرد و میتواند حملات جمهوری اسلامی به زیرساختهای کشورهای عربی خلیج فارس و مصرف بیشتر موشکهای پدافندی آمریکا را در پی داشته باشد. گزینه دیگر، حمله زمینی برای سرنگونی حکومت ایران است که احتمالا به عملیاتی در ابعاد «طوفان صحرا» در سال ۱۹۹۱ و حضور بیش از ۵۰۰ هزار نیروی آمریکایی نیاز خواهد داشت و خطر تلفات گسترده و بیثباتی منطقهای را به همراه دارد. از این رو، واشنگتن ادامه محاصره را به این گزینهها ترجیح میدهد.
تاکنون، آثار اقتصادی محاصره برای آمریکا قابلتحمل بوده است. با وجود نزدیک به شش ماه محدودیت تقریبا مداوم صادرات نفت و گاز خلیج فارس، صندوق بینالمللی پول در ژوییه برآورد رشد اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ را فقط ۰.۱ درصد، از ۳.۱ به ۳ درصد، کاهش داد. قیمت بنزین آمریکا طی جنگ حدود ۳۸ درصد افزایش پیدا کرده، اما رشد اقتصادی این کشور ثابت مانده است. از آنجا که اکنون تولید نفت آمریکا بیش از مصرف داخلیاش است، امکان مداخله برای مهار افزایش بیشتر قیمتها را نیز دارد.
در ایران، فرماندهان سپاه پاسداران تاکنون قدرت خود را حفظ کردهاند و اقتصاد کشور را به وضعیت بحرانی سوق دادهاند، بهگونهای که حفظ برنامههای نظامی در اولویت قرار گرفته است. آنها تمایلی به پذیرش مفاد یادداشت تفاهم ژوئن ندارند، زیرا چنین توافقی میتواند مهمترین ابزار فشار ایران، یعنی توانایی بستن تنگه هرمز، را از بین ببرد و محدودیتهای تازهای بر برنامه هستهای تحمیل کند. در مقابل، واشنگتن بر این محاسبه تکیه دارد که گذشت زمان ارزش راهبردی بسته ماندن تنگه را برای ایران کاهش خواهد داد. با پایان فصل پررفتوآمد تابستان و یافتن منابع جایگزین انرژی، فشار ایران بر اقتصاد جهانی نیز ممکن است کاهش پیدا کند.
همزمان آثار توقف صادرات نفت در اقتصاد ایران آشکار شده است. تورم سالانه در ماه اوت به بیش از ۸۰ درصد رسیده و ارزش پول ملی بهسرعت کاهش یافته است. اقتصاد ایران در نهایت برای ادامه فعالیت به درآمد صادرات نفت و کاهش تحریمها نیاز دارد و فشار اقتصادی باعث شده است برخی مقامهای سیاسی، از جمله مسعود پزشکیان، از احتمال بازگشت به مفاد یادداشت تفاهم با آمریکا سخن بگویند. با این حال، افزایش فشار میتواند فرماندهان سپاه پاسداران را بهجای مصالحه به تشدید درگیری سوق دهد. جمهوری اسلامی میتواند مینهای بیشتری در تنگه هرمز کار بگذارد، خطوط لوله عربستان سعودی و امارات متحده عربی را که نفت را بدون عبور از تنگه هرمز منتقل میکنند هدف قرار دهد یا با استفاده از ذخایر موشکی و پهپادی باقیمانده، حملات گستردهای علیه زیرساختهای کشورهای عربی، پایگاهها، و کشتیهای آمریکایی یا اسرائیل انجام دهد.
در صورت تشدید درگیری، دولت ترامپ احتمالا ناچار به واکنش نظامی خواهد شد. آمریکا و اسرائیل اوایل ماه گذشته برای حمله هوایی بسیار گسترده برنامهریزی کرده بودند، اما واشنگتن بخشی از این طرح را بهدلیل نگرانی کشورهای عربی خلیج فارس از تلافیجویی جمهوری اسلامی لغو کرد. در شرایط کنونی سه مسیر پیش روی تهران قرار دارد: مذاکره برای توافقی مشابه یادداشت تفاهم ژوئن، تشدید اقدام نظامی، یا ادامه محاصره در حالی که موقعیت اقتصادی و راهبردی ایران بهتدریج دشوارتر میشود.
فارن افرز مینویسد زمانی که آمریکا و اسرائیل جنگ را آغاز کردند، انتظار شکلگیری محاصره دوطرفه در تنگه هرمز را نداشتند و احتمالا تصور میکردند حکومت ایران سرنگون یا وادار به مصالحه خواهد شد. اکنون، آمریکا توانایی بیشتری برای تحمل هزینههای این وضعیت دارد، در حالی که فشار بر اقتصاد ایران افزایش مییابد. مهمترین خطر ادامه این بنبست تصمیم ایران به تشدید درگیری است، وضعیتی که میتواند آمریکا را به حمله متقابل گسترده سوق دهد.
فارن افرز در پایان توصیه میکند واشنگتن باید به ایران هشدار دهد که در صورت آغاز حمله گسترده یا ازسرگیری برنامه هستهای، با پیامدهای سنگینی مواجه خواهد شد. فقط قدرت آمریکا میتواند مقابل ایران بازدارندگی داشته باشد. بنابراین واشنگتن باید به حفظ وضعیت بنبست ادامه دهد، اما آماده باشد که در صورت تشدید تنش از سوی ایران، با یک ضدحمله واقعا ویرانگر پاسخ دهد. بنبستی که با تهدیدهای مناسب همراه باشد، میتواند نه تنها راهبردی برای پیروزی در جنگ، بلکه ابزاری برای تثبیت و گسترش دستاوردهای مهمی باشد که واشنگتن در سه سال درگیری گستردهتر با جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتیاش به دست آورده است. چنین راهبردی بهتنهایی خاورمیانه را متحول نخواهد کرد، اما با قرار دادن ایران در موقعیتی ضعیفتر، میتواند تهران را به خویشتنداریِ بیشتر ترغیب کند.

