آخر هفته گذشته به «جشنواره خودروهای غیرشاخص و معمولی ۲۰۲۶» (2026 Festival of the Unexceptional) رفتم، مراسمی که مانند همیشه در محوطه باشکوه قلعه گرایمثورپ (Grimsthorpe Castle) در لینکلنشر برگزار شد. این جشنواره که شرکت بیمه خودرو «هاگرتی» با دستودلبازی حامی مالی آن است، از سال ۲۰۱۴ برگزار میشود و نقطه مقابل آن گردهماییهای مجلل رقابت خودروهای کلاسیک و لوکس یا بهاصطلاح «کنکور زیبایی و ظرافت» در گودوود، پاریس و پبل بیچ است، مراسمهایی پرزرقوبرق، غرق در شامپاین و پر از خودروهای پورشه، دلاهیه، فراری، بنتلی و بوگاتی. با وجود جذابیت همه این خودروها، فضای چنین مراسمی تقریبا بهمعنای واقعی کلمه بیروح است.
جشنواره خودروهای غیرشاخص از آن دست جاهایی است که افراد با دیدن یک وانت اشکودا (Škoda) ۳۰ ساله در وضعیت کاملا سالم، یک ریلیانت (Reliant) چهارچرخ، یک داتسون سانی (Datsun Sunny) که باسماجت هنوز پابرجا مانده و از هم نپاشیده است، یا یک کرایسلر آلپاین (Chrysler Alpine) رنگورورفته و زنگزده بیشتر هیجانزده میشوند. اینها در زمان خود خودروهایی معمولی، کسلکننده و کاملا غیرویژه بودند، طبق بیشتر تعریفها، واقعا «کلاسیک» محسوب نمیشدند، آدمهای فخرفروش آنها را تحقیر میکردند، روزگاری همهجا دیده میشدند و اکنون عمدتا به فراموشی سپرده شدهاند. اما دستکم در «فوتو» (Fotu)، نامی که علاقهمندان این جشنواره بر آن نهادهاند، چنین نیست.
برنده امسال رقابت «کنکور معمولیها» (Concours de l’Ordinaire) که بهنوعی معتبر محسوب میشود، نمونهای کاملا شاخص از این دست خودروها بود: یک فولکسواگن پلو ئی (مدل پایه) سال ۲۰۰۱، تمیز اما نه بینقص، با ۲۸۳ هزار کیلومتر کارکرد. مقامهای بعدی به یک تویوتا پیکنیک (Picnic) (یک خودروی خانوادگی چندمنظوره کاملا فراموششدنی) و یک فورد فوکوس رسید (مدل دقیقش را به خاطر ندارم و دقیقا نکتهاش همین است).
به هر حال، به محض اینکه رسیدم، یکی از دوستان و همکاران قدیمیام را دیدم که از من پرسید با چه خودرویی آمدهام. میدانستم پاسخم ناامیدکننده خواهد بود، اما نمیتوانستم بگویم موریس مارینا (Morris Marina) یا دایهاتسو اپلاز (Daihatsu Applause)، چون نهتنها دروغ بود، بلکه او حتما میخواست نگاهی هم به آن بیندازد. بنابراین گفتم: « اِممم... بیوایدی سیل ۶ استیشن (BYD Seal 6).» این پاسخ حتی کوچکترین واکنشی در چهره او ایجاد نکرد، چه برسد به اینکه سوال دیگری بپرسد. ناگهان انگار تبدیل به روح تبدیل شدم، آن هم نه از نوع رولزرویس.
در راه بازگشت (در حالی که از جمعیت دوری میکردم، چون آنها بیتردید دمار از روزگار کسی که خودرویی به نفرتانگیزی بیوایدی نو میراند، درمیآوردند)، ناگهان به ذهنم رسید که حدود ۲۵ سال دیگر، بیوایدی سیل ۶ استیشن (یا با نام رسمیاش «تورینگ»)، در واقع در جشنواره فوتو بسیار مورد استقبال قرار خواهد گرفت و شاید حتی بخت دریافت جایزه را هم داشته باشد. این خودرو فوقالعاده راحت، به بهترین حالت ممکن، باید هم واجد شرایط حضور در این جشنواره باشد و هم بهدلیل برخورداری از برخی ویژگیهایی که در فوتو ارزشمند به شمار میروند، شایسته دریافت جایزه باشد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
اول از همه، [بیوایدی سیل ۶ استیشن] خودروی چندان زیبایی نیست. حتی با آن رنگآمیزی تمام مشکی و کمی عجیب خودرو لیزینگیام، در میان جمعیت جلب توجه نمیکند و به چشم نمیآید، بهویژه در شب تاریک. ظاهرش بد نیست، اما هیچکس آن را جانشین امروزی سیتروئن دیاس نمیداند، هرچند دماغه آن تا حدی حالوهوایی آیرودینامیک دارد. بدقواره هم نیست، خطوط بدنه مدل استیشن یادآور خطوط بدنه پژوهای امروزی است، اما از سوی دیگر، آنقدر هم زشت نیست که چه امروز و چه دهههای آینده، دیدنش تن کسی را از انزجار بلرزاند.
رانندگی با آن لذتبخش است و با بهرهگیری از بهترین ویژگیهای فناوری هیبرید شارژی، هر زمان به قدرت بیشتری نیاز داشته باشید، شتابی نرم و روان در اختیارتان میگذارد، زیرا موتور برقی و موتور بنزینی هماهنگ با یکدیگر کار میکنند. این خودرو در بیشتر مواقع مانند خودروی برقی رانده میشود. علاوه بر این، مصرف سوخت مطلوب و بردی شگفتانگیز دارد، با باک و باتری کاملا پر، مجموع برد آن به ۱۳۵۰ کیلومتر میرسد.
مشخصات فنی
بیوایدی سیل ۶ تورینگ کامفورت لایت (BYD Seal 6 Touring Comfort Lite)
قیمت: ۳۶ هزار و ۹۹۰ پوند (نسخه آزمایششده، قیمت مدلهای این سری از ۳۴ هزار و ۹۹۰ پوند آغاز میشود)
حجم موتور: موتور بنزینی ۱.۵ لیتری چهار سیلندر، گیربکس خودکار دوکلاچه ششسرعته، همراه موتور برقی و باتری ۱۹ کیلوواتساعتی. محور جلو (FWD)
توان خروجی (اسب بخار): ۲۰۹
حداکثر سرعت: ۱۱۱ مایل بر ساعت (۱۷۹ کیلومتر بر ساعت)
شتاب صفر تا صد: ۸.۵ ثانیه
مصرف سوخت: حدود ۱.۵ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر (با احتساب رانندگی فقط با باتری)
انتشار دیاکسید کربن [بر مبنای روش آزمایش هماهنگ جهانی خودروهای سبک (WLTP)]: ۳۸ گرم در هر کیلومتر (با احتساب رانندگی فقط با باتری)
بیوایدی سیل ۶، مانند بسیاری از خودروهایی که امروز در جشنواره فوتو حضور دارند و در زمان خود چنین بودند، وسیله نقلیهای کاملا مناسب برای استفاده خانواده است. این خودرو همه کارها را خوب انجام میدهد و تقریبا هیچ کاری را واقعا بد انجام نمیدهد، اما بیعیب هم نیست. با این حال، این ایرادها بهشکلی درخور ستایش جزئیاند و، خب، بههیچوجه استثنایی نیستند.
سامانه کمکراننده کمی بیش از حد [در کار رانندگی] دخالت میکند، هرچند من هرگز از این بابت ناراحت نمیشوم، چون ترجیح میدهم نه جریمه سرعت بگیرم و نه یک تصادف رانندگی «فراموشنشدنی» داشته باشم. چیزی که نتوانستم از پسش بربیایم کلید روی کنسول سقفی بود که سقف شیشهای پانوراما را کنترل میکرد، استفاده ایمن از آن هنگام حرکت عملا ناممکن است و حتی وقتی خودرو متوقف است هم کار با آن دشوار است. حالا که خودروهای مهندسیشده چینی زیادی راندهام، به گرافیکهای خاکستری روشن صفحه پشت آمپر و اینکه برای کارهایی مثل خنک کردن صندلیها در این هوای گرم و شرجی، بیش از حد به نمایشگر لمسی متکی باشم، عادت کردهام، اما همه اینها فقط غرولندهای کسی است که بیش از اندازه نازپرورده شده است.
بیوایدی ناگزیر مرا یاد برخی تویوتاها، لکسوسها، سوزوکیها، سوباروها و میتسوبیشیهای ژاپنی حاضر در جشنواره فوتوی امسال انداخت. نیم قرن پیش، آنها نماد شگفتیِ تازگی بودند. این نامهای تجاری که امروز کاملا شناختهشدهاند، آن زمان همان کاری را انجام میدادند که بیوایدی و برخی از همتایان چینیاش (اما قطعا نه همه آنها) امروز انجام میدهند؛ ساخت خودروهایی کاملا قابلاعتماد، هرچند نه چندان پرزرقوبرق، مجهز و ایمن که حتی در «مدل پایه» نیز [بدون نیاز به پرداخت هزینه اضافی] ارزش خرید دارند. از اینرو، بیوایدی کاملا توان رقابت دارد و در عین حال، (حتی با خرید شرایطی و وام) اندکی از رقبای استیشن و بسیار دوستداشتنیاش، از اشکودا گرفته تا فولکسواگن، تویوتا، ولوو (هرچند مدل «وی۶۰» بسیار گرانتر است)، و پژو ارزانتر است.
خودروهای استیشن، متاسفانه، تا حدودی به گونهای روبهانقراض تبدیل شدهاند، اما در شرایط برابر در مقایسه با یک شاسیبلند (با احتساب ثابت بودن سایر شرایط)، همچنان گزینهای چابکترند. مشتاقانه منتظر جشنواره فوتو در سال ۲۰۵۱ هستم، زمانی که شاید دوباره با بیوایدی سیل خودم روبهرو شوم و باعلاقه سعی کنم به یاد بیاورم این خودرو چه بود و چگونه چنین نام احمقانهای روی آن گذاشته بودند.
© The Independent

