کشته شدن علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی در نخستین روز جنگ اخیر، این امید را در دل آمریکا و اسرائیل زنده کرد که نظام تحت رهبری خامنهای ــ که پس از انقلاب اسلامی، ایران را در چارچوبی سختگیرانه و اسلامی اداره کرده ــ به آستانه فروپاشی رسیده است.
اما چهار ماه بعد، در حالی که جمهوری اسلامی با تأخیر در حال برگزاری مراسم تشییع رسمی خامنهای است، این مراسم نشاندهنده قدرتگیری نسل جدیدی از رهبران است؛ نسلی که به گفته مقامهای امنیتی و کارشناسان، بیرحمتر و تندروتر است.
این ساختار جدید که به رهبری مجتبی، پسر و جانشین خامنهای، اداره میشود، نسبت به گذشته جوانتر است، کنترل بیشتری بر اهرمهای قدرت دارد، از جنگهای آمریکا در عراق و افغانستان آموخته و در استفاده از ابزارهای «قدرت نرم» از جمله دیپلماسی و تبلیغات اینترنتی زیرکتر است.
مقامها و کارشناسان میگویند پس از ماهها حمله دو ارتش قدرتمند جهان، این نظام جسورتر شده و همچنان بیرحمانه عمل میکند. گزارشها حاکی از آن است که این حکومت در داخل ایران منتقدان و مخالفان سیاسی را بیمهابا اعدام میکند و همزمان حملات مقطعی در خلیج فارس انجام میدهد و در تنگه هرمز نمایش قدرت به راه انداخته است.
تقریبا همه افرادی که اکنون در مناصب ارشد قرار دارند، سالها افسران یا نیروهای نهادهای امنیتی یا نظامی بودهاند؛ در سرکوب اعتراضات داخلی، تسلیح گروههای نیابتی مانند حزبالله و حماس، و صعود در ساختار نهادهایی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش داشته و رشد کردهاند.
در میان این افراد، محمدباقر ذوالقدر قرار دارد که اکنون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران است. او از فرماندهان پیشین سپاه و دارای ارتباطات عمیق با نیروی قدس سپاه است.
احمد وحیدی، فرمانده جدید سپاه پاسداران نیز شخصی است که حامی سرکوب خشونتآمیز اعتراضات زنان در سال ۲۰۲۲ بوده است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر کنونی جمهوری اسلامی نیز از حامیان جدی تشدید تنش در پاسخ به هرگونه حمله آمریکا و اسرائیل است.
حتی چهرههایی که دولت ترامپ آنها را میانهروتر مینامد نیز سالها در نهادهای امنیتی یا مناطق جنگی پرورش یافتهاند. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و یکی از نمایندگان اصلی در مذاکرات صلح با آمریکا، در جنگ ایران و عراق فرمانده سپاه بوده است.
در مقابل، مقامهای دارای پیشینه غیرنظامی تا حد زیادی در جریان تغییرات ناشی از جنگ کنار گذاشته شدهاند، از جمله مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه که پیشتر در مذاکرات با آمریکا نقش داشت اما اکنون از نفوذش کاسته شده است.
تحکیم سریع قدرت از سوی وفاداران رژیم حاکم بر ایران، با ادعای دونالد ترامپ مبنی بر اینکه این جنگ به «تغییر رژیم» انجامیده و میانهروها را تقویت کرده، مغایرت دارد.
مقامها و کارشناسان میگویند رویکرد ترامپ، از جمله تهدید به نابودی تمدن ایران با بیش از ۹۰ میلیون جمعیت، به تقویت استدلال گروههای تندروتر در ایران کمک کرده که کشورشان در یک نبرد وجودی با آمریکا و متحدانش قرار دارد.
با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که مجتبی خامنهای و حلقه نزدیک به او احتمالا پس از پایان واقعی جنگ با آزمونی دشوارتر روبهرو خواهند شد؛ هنگامی که با لزوم بازسازی اقتصاد آسیبدیده ایران و بهبود شرایط زندگی مردم مواجه خواهند شد.
توافق اولیه دولت ترامپ برای آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده ایران و ارائه مزایای مالی دیگر میتواند برای رهبر جدید ایران فرصتی حیاتی باشد.
در عین حال، این نظام با چالشهای فوریتری نیز روبهروست، از جمله اثبات اینکه مجتبی خامنهای از جراحات ناشی از حملات بهبود یافته و توانایی انجام کامل وظایف رهبری را دارد، هرچند او حتی در مراسم تشییع پدرش هم حاضر نشد.
پیش از جنگ نیز مجتبی خامنهای چندان حضور پررنگی نداشت؛ او تنها چند بار در انظار عمومی دیده شده و تعداد کمی از ایرانیان صدای او را شنیدهاند. جنگ او را بیشتر به زیر زمین برده است. مقامها و کارشناسان میگویند او احتمالا میان پناهگاهها و مکانهای امن جابهجا میشود تا از حملات هوایی یا ترور در امان بماند.
به گفته کارشناسان، مجتبی خامنهای چارچوبهایی برای مذاکرات با آمریکا تعیین کرده و گفتگو درباره برنامه هستهای ایران را پیش از دستیابی به آتشبس پایدار رد کرده است.
با مرور آنچه در ماههای پس از جنگ بر ایران حاکم شده، به نظر میرسد رهبری جدید جایگزین نسلی شده که تجربیات چندانی نداشت. این نسل جدید بیشتر متعلق به دوران پس از انقلاب است و شاید کمتر درگیر تندرویهای مذهبی باشد، اما همچنان در استفاده از خشونت برای حفظ قدرت بیمهابا عمل میکند.
شناخت آنها از آمریکا نیز بیشتر بر اساس جنگهای عراق و افغانستان شکل گرفته، یعنی جنگهایی که سالها طول کشید اما آمریکا در تحقق اهداف اصلی خود موفقیت محدودی داشت.
درک پیچیدهتر این گروه از نقاط فشار آمریکا احتمالا تبیینکننده بخشی از استراتژی ایران در حملات تلافیجویانه به متحدان آمریکا در خلیج فارس و ایجاد اختلال در تردد نفتکشها در تنگه هرمز بوده است؛ اقدامی که اهرم اقتصادی مهمی برای تهران ایجاد کرد و همچنان تلاش میکند تا حد امکان از این ابزار بهره ببرد.
برگرفته از واشنگتنپست

