صدها شهروند افغانستان در مسیر سفر قاچاقی به ایران، پس از خاکسپاری یکی از همسفرانشان در یکی از دشتهای پاکستان، گرد قبری که با سنگها پوشیده شده بود جمع شدهاند. ویدیوی این رویداد در شبکههای اجتماعی منتشر شده است و کاربران نوشتهاند که این فرد به دلیل گرمای شدید هوا در مسیر سفر قاچاقی به ایران جان باخته است.
این تنها یکی از صدها مورد مرگ طی سفر غیزقانونی به ایران در دشتها و کوههای پاکستان است که با ضبط ویدیو مستند شده است. پیش از این، بسیاری از این موارد ثبت و مستند نمیشد.
هرچند رژیم طالبان، به ویژه نیروهای مرزی این گروه، مدعیاند که از سفر قاچاقی شهروندان افغانستان به خارج از کشور جلوگیری میکنند، اما روزانه دهها کاروان از متقاضیان سفر قاچاقی با خودروهای نیسان و تویوتا، استان نیمروز در جنوبغرب افغانستان را به مقصد پاکستان ترک میکنند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
سفر قاچاقی به ایران پرمخاطره است و جان مسافر غیرقانونی را تهدید میکند. در این مسیر، قاچاقچیان انسان متقاضیان را از طریق استان نیمروز به ایالت بلوچستان پاکستان و سپس به خاک ایران منتقل میکنند. این مسیر، در مقایسه با عبور قاچاقی از گذرگاههای مرزی اسلامقلعه هرات، پل ابریشم نیمروز و شیخ ابونصر فراهی با ایران، آسانتر اما طولانیتر است.
شماری از شهروندان افغانستان که میخواهند از طریق گذرگاه مرزی اسلامقلعه قاچاقی وارد ایران شوند، برای استتار کیسههای بوجی/گونی به رنگ خاکی میپوشند تا بتوانند بخشی از مسیر را در امنیت طی کنند. مرزبانان جمهوری اسلامی در گذرگاه اسلامقلعه حضور پرشماری دارند و به همین دلیل عبور غیرقانونی از این مسیر دشوارتر است.
افزایش تقاضا برای سفر قاچاقی به ایران در حالی است که سفارت و کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در افغانستان محدودیتهایی را در روند صدور ویزا برای شهروندان افغانستان اعمال کردهاند. این محدودیتها باعث شده بسیاری از شهروندان افغانستان که به دنبال پیدا کردن کار در ایراناند، و کسانی که قصد دارند از ایران به شکل قاچاقی راهی اروپا شوند، به قاچاقچیان انسان روی بیاورند.
با گذشت حدود پنج سال از بازگشت مجدد طالبان به قدرت، تقاضا برای سفر قاچاقی به ایران افزایش یافته است. این در حالی است که فرصتهای اشتغال در افغانستان کاهش یافته و میلیونها شهروند این کشور زیر خط فقر یا در معرض فقر قرار دارند. رژیم طالبان نیز بخش عمدهای از درآمدهای ملی را صرف امور حکومتداری، نظامیگری و همچنین ترویج ایدئولوژی خود از طریق ساخت و گسترش مساجد و مدارس دینی کرده است.
محمد ادریس، دو سال قبل از مدرسهای در افغانستان فارغالتحصیل شده است، اما در این مدت نتوانسته کاری پیدا کند. او این بار میخواهد برای نخستینبار سفر قاچاقی به ایران را بیازماید تا شاید بتواند در ایران فرصت کاری برای تأمین هزینههای خانوادهاش پیدا کند.
او به ایندپندنت فارسی گفت که اگر ماهانه دستکم معادل ۱۰۰ دلار آمریکایی درآمد میداشت، از سفر قاچاقی به ایران صرفنظر میکرد، اما فرصت کاری در افغانستان بسیار اندک است.
او افزود: «همه جوانان بیکارند و من هم مثل آنها بیکارم و به دنبال کار میگردم. من دو برادر و سه خواهر دارم و فرزند بزرگ خانوادهام و باید کار کنم. من از سر اجبار میخواهم قاچاقی به ایران بروم و امیدوارم که بتوانم به ایران برسم و در آنجا کار کنم و برای خانوادهام در افغانستان پول بفرستم.»
او تصریح کرد که در افغانستان سطح بیکاری بسیار افزایش یافته است و مردم ناگزیرند به سفر قاچاقی روی بیاورند و این سفر از سر اجبار انجام میشود.
متقاضیان سفر قاچاقی از خطرات احتمالی این مسیر، از جمله احتمال مرگ، آگاهند، اما در طول چهار دهه گذشته میلیونها شهروند افغانستان این آزمون را پشت سر گذاشتهاند و همچنان بسیاری بهرغم تمامی مخاطرات این مسیر را انتخاب میکنند.
جمهوری اسلامی ایران از سال گذشته موج اخراج اجباری شهروندان افغانستان را تشدید کرده است. این اقدام باعث شده بسیاری از شهروندان افغانستان که کار و زندگیشان در ایران بوده و از این کشور اخراج شدهاند، دوباره برای بازگشت به ایران تلاش کنند. همزمان، با توجه به محدودیت شدید در صدور ویزا، شماری از آنان بار دیگر به سفر قاچاقی روی آوردهاند.

