پژوهش جدید عصبشناسان دانشگاه فلوریدا نشان داده است که گلوکزامین، مکمل پرمصرف برای سلامت مفاصل، ممکن است روند زوال شناختی را در بیماران آسیبپذیر تسریع کند. به گزارش جیبی نیوز، این پژوهش که در نشریه «نیچر متابولیسم» منتشر شده است، نشان میدهد افرادی که گلوکزامین مصرف میکنند ۲۵ درصد بیشتر احتمال دارد اختلال خفیف شناختی در آنها پیشرفت کند و به بیماری آلزایمر منجر شود.
گلوکزامین یکی از محبوبترین مکملهای بدون نسخه برای درد مفاصل، بهویژه میان سالمندان، است و برای کاهش التهاب و علائم آرتروز از آن استفاده میکنند. در برخی پژوهشهای گسترده سلامت، از جمله پروژه «بانک زیستی بریتانیا»، حدود ۱۹.۵ درصد شرکتکنندگان مصرف منظم این مکمل را گزارش کردهاند.
پژوهشگران با استفاده از هوش مصنوعی، پروندههای سلامت دانشگاه فلوریدا بین سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۴ را بررسی کردند. این پروندهها دادههای بیماران مبتلا به آلزایمر و زوال عقل یا اختلال خفیف شناختی را شامل میشد. حدود ۸ درصد بیماران هر دو گروه از گلوکزامین استفاده میکردند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در این بررسی عواملی مانند سن، جنسیت و ویژگیهای جمعیتی در نظر گرفته شد و نتایج نشان داد در بیماران مبتلا به زوال عقل، مصرف گلوکزامین با ۲۵ درصد افزایش خطر مرگ همراه بوده است. این افزایش در بیماران مبتلا به اختلال خفیف شناختی مشاهده نشد.
پژوهشگران سازوکار احتمالی این مسئله را بررسی کردند. به گفته آنها، گلوکزامین میتواند از سد خونی-مغزی عبور کند و در فرایند اتصال ساختارهای قندی به پروتئینها نقش داشته باشد. بررسی مغز بیماران آلزایمری نشان داد این اتصال قندی در آنها به میزان قابلتوجهی بیشتر از افراد سالم است.
پژوهشگران میگویند تغییر در سوختوساز بدن میتواند نقش مهمی در پیشرفت آلزایمر داشته باشد و درمان این اختلال سوختوسازی ممکن است در کنار روشهایی که بر پلاکها و گرههای مغزی آلزایمر تمرکز دارند، مفید باشد.
آزمایشها روی موشهای دستکاریشده ژنتیکی نشان داد گلوکزامین این فرایند را افزایش میدهد و حافظه تشخیصی را تضعیف میکند. اما با مهار شیمیایی این فرایند، عملکرد حافظه بهبود پیدا کرد.
پژوهشگران تاکید کردند یافتهها هنوز مقدماتی است و برای نتیجهگیری قطعی درباره ایمنی گلوکزامین در بیماران مبتلا به زوال عقل، به آزمایشهای بالینی انسانی بیشتری نیاز است.

