هما میرافشار از «ساغر هستی» تا «قمار زندگی»؛ حالا چه مانده بر جا جز مشت خاطراتی

بخش زیادی از آهنگ‌های ایرانی که در رسانه‌های اجتماعی تحت عنوان «ترانه‌های خاطره‌انگیز» بازنشر می‌شوند، آثاری‌اند که هما میرافشار سروده است

بسیاری از ترانه‌هایی که خوانندگان مشهور و محبوب ایرانی اجرا کرده‌اند، در گذر زمان، با خاطرات، عواطف و لحظات خاص زندگی مردم گره خورده‌اند و به همین دلیل تنها چند بیت شعر و یک ملودی نیستند، بلکه در حافظه جمعی مردم ثبت شده‌اند و با هر بار شنیده شدن، بخشی از گذشته و احساسات علاقه‌مندان را زنده می‌کنند.

اغلب این آثار با نام و صدای خوانندگانشان شناخته می‌شوند، در حالی که در پس آن‌ها، ذوق و خلاقیت شاعرانی نهفته است که هنر بیان عشق، دلتنگی، شادی، فراق، سفر و انتظار در قالب واژه‌ها را خوب می‌شناسند.

هما میرافشار، شاعر، ترانه‌سرا و کارشناس موسیقی که خرداد ۱۴۰۵ در ۸۹ سالگی درگذشت، از جمله ترانه‌سرایانی بود که آثارش در حافظه چند نسل از ایرانیان ماندگار شده است. از «دو راهی» با صدای ابی و «دل من» با صدای داریوش گرفته تا «ساغر هستی» هایده، «دل کوچولو» مهستی، «از سفر اومده بود» ستار و نیز ترانه‌های شاد و خاطره‌انگیزی چون «حلقه طلا» از معین و «با تو بیدار می‌شم» با صدای حسن شماعی‌زاده، به همراه صدها ترانه ماندگار دیگر حاصل قریحه شاعری او هستند.

هما میرافشار، ترانه‌سرایی که بیش از نیم قرن در شکل‌گیری بخشی از حافظه موسیقایی ایرانیان نقشی موثر داشت، به بیماری آلزایمر مبتلا بود. خبر درگذشت او را مرتضی برجسته، خواننده شناخته‌شده موسیقی ایرانی، روز دوازدهم خردادماه اعلام کرد. او در پیامی در اینستاگرام نوشت: «هما میرافشار با آرزوی دیدار دوباره وطن، از دنیا رفت.»

تولد، زندگی و شروع کار هنری

هما همایون که بعدها با نام «هما میرافشار» شهرت یافت، چهارم اسفند ۱۳۱۵ در خانواده‌ای اهل فرهنگ و هنر در تهران، به دنیا آمد. او از همان سال‌های کودکی به شعر و ادبیات علاقه نشان داد و سرودن شعر را از دوران دبستان آغاز کرد. پدرش که مشوق اصلی او در این مسیر بود، در پرورش استعداد ادبی دخترش نقش مهمی داشت.

آثار او از سال‌های نوجوانی در برخی روزنامه‌ها و نشریات منتشر می‌شد و همین موضوع زمینه ورودش را به عرصه حرفه‌ای ادبیات و روزنامه‌نگاری فراهم کرد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

هما میرافشار پس از پایان مقطع متوسطه، تحصیلاتش را در حوزه ادبیات و موسیقی ادامه داد و در سال‌های جوانی بیش‌از‌پیش به دنیای ترانه‌سرایی نزدیک شد. او در دوره‌ای فعالیت حرفه‌ای خود را آغاز کرد که موسیقی پاپ ایران در حال گسترش بود و به ترانه‌هایی نیاز داشت که در عین برخورداری از ظرفیت‌های ادبی، بتوانند با زبان و احساسات روزمره مردم نیز ارتباط برقرار کنند.

ازدواج او با علی میرافشار، علاوه بر آنکه نام خانوادگی «میرافشار» را برایش به همراه آورد، زمینه آشنایی و همکاری نزدیک‌تر او را با برخی چهره‌های سرشناس موسیقی ایران نیز فراهم کرد. از جمله این روابط دوستی و همکاری با حمیرا بود که بعدها به خلق شماری از ترانه‌های ماندگار منجر شد. با این حال از لابه‌لای خاطرات و گفتگوهای هما میرافشار با رسانه‌ها چنین برمی‌آید که آشنایی‌اش با اسدالله ملک، موسیقی‌دان برجسته، نقطه عطفی در زندگی او بود. به‌ طوری‌ که با تشویق او به دانشگاه رفت و در رشته زبان و ادبیات فارسی تحصیل کرد.

نخستین ترانه‌ هما میرافشار که او را به‌شکلی رسمی وارد جرگه ترانه‌سرایان فارسی‌زبان کرد، ترانه «آسمون» با اجرای کوروس سرهنگ‌زاده بود. این مسیر بعد از آن با ترانه‌هایی مانند «دل می‌گه دلبر می‌یاد» با صدای مهستی و آثار دیگر تثبیت شد. به‌ طوری‌ که از اواخر دهه ۱۳۴۰ هما میرافشار به یکی از چهره‌های شناخته‌شده ترانه‌سرایی ایران تبدیل شد و در دهه‌های بعد با بسیاری از نامدارترین آهنگسازان و خوانندگان موسیقی ایران از جمله ابی، حمیرا، داریوش، شاهرخ، مهستی، هایده، ستار، معین، لیلا فروهر، شهرام و شهره صولتی، حسن شماعی‌زاده و ده‌ها خواننده دیگر همکاری کرد و ترانه‌هایی سرود که بسیاری از آن‌ها به آثار ماندگار موسیقی معاصر ایران تبدیل شدند.

از معروف‌ترین ترانه‌های او می‌توان به «دنیا دنیا» با صدای حمیرا، «قمار زندگی» با صدای مهستی، «آشتی» با صدای هایده، «آسمون» با صدای داریوش، «مهمونی» با صدای ابی، «لعبت» با صدای شاهرخ، «صبحت بخیر عزیزم» و «عزیز هم‌قسم» با صدای معین، «برو دیوونه» با صدای مارتیک و «پنجره‌ها» با صدای شهره و شهرام صولتی اشاره کرد.

ترانه «گلپونه‌های وحشی دشت امیدم» با صدای ایرج بسطامی و اکبر گلپا نیز از سروده‌های معروف هما میرافشار بود.

زبان شعری هما میرافشار

ویژگی اصلی آثار هما میرافشار، زبان روان، تصویرسازی‌های ساده اما تاثیرگذار و توانایی بیان احساسات انسانی در قالبی قابل‌فهم برای عموم بود. همین ویژگی‌ها بود که سبب شد ترانه‌هایش دهه‌ها پس از خلق شدن، همچنان در حافظه شنیداری ایرانیان زنده بمانند.

میرافشار این توانایی را داشت که در ترانه‌هایی مانند «ساغر هستی» با صدای هایده، مفاهیم عمیق و جهان‌بینی انسانی را به شعر تبدیل کند و در عین حال آثاری شاد و عامه‌پسند مانند «حلقه طلا» با صدای معین را بیافریند. او به‌طور ذاتی بلد بود که در ترانه‌هایش میان زبان شعر فاخر کلاسیک و زبان گفتار مردم کوچه و بازار تعادلی هوشمندانه برقرار کند.  

ترانه‌های او برای خوانندگانی چون هایده، مهستی و حمیرا علاوه بر اینکه در زمان خود به پرفروش‌ترین آثار تبدیل شدند، با گذشت دهه‌ها همچنان جایگاهشان را در حافظه مردم حفظ کردند. می‌توان گفت بخش زیادی از آهنگ‌های ایرانی با صدای خوانندگان مشهور که در شبکه‌های اجتماعی تحت عنوان «ترانه‌های خاطره‌انگیز» بازنشر می‌شوند، آثاری‌اند که هما میرافشار سروده است. برخی منابع تعداد آثاری را که او سروده و خوانندگان مختلف اجرا کرده‌اند، تا هزار مورد دانسته‌اند.

میرافشار طی سال‌های فعالیت در حوزه ترانه و موسیقی، علاوه بر همکاری با خوانندگان مطرح، با آهنگسازان سرشناس نیز همکاری کرد؛ از اسدالله ملک که مشوق او بود تا انوشیروان روحانی و محمد حیدری.

هما میرافشار مانند بسیاری دیگر از هنرمندان برجسته در پی تحولات پس از وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ از ایران کوچ کرد و در آمریکا سکونت گزید. هرچند قبل از آن مدتی در زندان جمهوری اسلامی بود و اعدام‌های هولناک سال‌های نخست استقرار جمهوری اسلامی را به چشم دید و حتی با جلالیه مشتعل اسکوئی، شهروند بهائی اعدام‌شده در سال ۱۳۶۱، هم‌بند بود.

او پس از آزادی و مهاجرت، طی سال‌های زندگی در غربت، فعالیت هنری را نیز ادامه داد، منتها درون‌مایه بسیاری از آثار این دوره او «وطن‌پرستی»، «دلتنگی برای میهن» و «امید به بازگشت» بود.

از هما میرافشار چهار کتاب نیز به یادگار مانده‌ است؛ «گلپونه‌ها»، «آلاله‌ها»، «گلپونه‌ها۲» و «۳۲۵۲ بیوگرافی» که از این میان، تنها کتاب نخست در ایران منتشر شده است. او در مقدمه همین کتاب، خطاب به خوانندگانش نوشت: «کتابی که اکنون در دست داری، چکیده چند مجموعه از آثاری است که همه زندگی مرا دربردارد. عصاره ۱۷ سال در خود سوختن، فریاد و فغان برداشتن و به‌صورت شعر و ترانه بر سینه سپید دفتر رقم سیاه زدن است.»

هما میرافشار در طول سال‌های مهاجرت، بخش مهمی از توان خود را به مسائل اجتماعی درون ایران اختصاص داد. این دیدگاه به‌وضوح در ترانه‌هایی با مضمون آزادی، رنج مردم و ایستادگی ملی تجلی یافت.

او آبان ۱۳۷۰ خورشیدی در گفتگو با شاهزاده رضا پهلوی، دغدغه‌هایش را درباره آینده ایران، حاکمیت ملی و سرنوشت کشور مطرح کرد. شاهزاده رضا پهلوی نیز در این گفتگو بیان کرد که به رای مردم در انتخاب ساختار سیاسی ایران در آینده پایبند است.

هما میرافشار خرداد ۱۴۰۵ پس از یک دوره بیماری در آمریکا درگذشت، اما میراث او در صدها ترانه‌ای که طی بیش از نیم قرن برای خوانندگان مختلف سرود، همچنان زنده است.

بیشتر از موسیقی