با حمله پهپادی به نیروگاه هستهای براکه در امارات متحده عربی، روایت ادعایی جمهوری اسلامی درباره «مقاومت» و هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در منطقه فرو ریخت. اکنون شواهدی انکارناپذیر وجود دارد که نشان میدهد جمهوری اسلامی با انگیزههای سیاسی، شهرها، غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی در کشورهای حوزه خلیج فارس را هدف قرار میدهد؛ رفتاری که منطق و الگوی آن شباهت آشکاری با اقدامات گروههای تروریستی دارد.
هدف قرار دادن نیروگاه هستهای صلحآمیز براکه را نمیتوان صرفا یک رویداد امنیتی عادی در چارچوب واکنشهای نظامی متعارف در منطقه دانست، چراکه این نیروگاه نخستین تاسیسات هستهای صلحآمیز در جهان عرب به شمار میرود.
تناقض آشکار مواضع جمهوری اسلامی
نیروگاه هستهای براکه در منطقه الظفره ابوظبی واقع شده و شامل چهار راکتور هستهای پیشرفته است که برای تامین نزدیک به ۲۵ درصد برق مورد نیاز امارات متحده عربی طراحی شده است. پروژه براکه تنها سرمایهگذاری در حوزه انرژی به شمار نمیآید، بلکه گامی راهبردی در مسیر ساخت یک الگوی اقتصادی بلندمدت مبتنی بر فناوری، انرژی پاک و کاهش وابستگی به نفت و گاز محسوب میشود. از این رو، هرگونه تلاش برای هدف قرار دادن نیروگاه براکه فاقد ارزش واقعی نظامی است، چراکه این نیروگاه نه یک پایگاه هوایی است و نه یک مرکز فرماندهی که بتوان آن را بهطور مستقیم با عملیات نظامی پیوند داد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
بنابراین، حمله پهپادی به نیروگاه براکه روایتی را که جمهوری اسلامی سالها میکوشید آن را با عنوان «دفاع» یا «مقاومت» به افکار عمومی القا کند، زیر سوال میبرد. تردیدی نیست که هدف قرار دادن این نیروگاه صلحآمیز و غیرنظامی، مصداق اقدامی تروریستی علیه زیرساختهای حیاتی و تهدیدی مستقیم علیه امنیت غیرنظامیان است. تاسیسات براکه از جمله صلحآمیزترین زیرساختهای غیرنظامی در منطقه به شمار میرود؛ مجموعهای که نقشی مهم در پشتیبانی از اقتصاد ملی امارات متحده عربی ایفا میکند و نماد کشوری است که به جای غرق شدن در آشوب و تنش، مسیر توسعه و ثبات را برگزیده است. معنای نمادین واقعی این حمله نیز دقیقا در همین نکته نهفته است.
جمهوری اسلامی در تقابل با مدل توسعهمحور کشورهای حوزه خلیج فارس
در حالیکه کشورهای حوزه خلیج فارس علیه ایران هیچ اقدام تهدیدآمیزی انجام ندادند، جمهوری اسلامی الگوی توسعه و ثبات این کشورها را تهدیدی برای بنیانهای فکری و سیاسی خویش تلقی میکند.
رژیم ایران از مدلی هراس دارد که بر پایه موفقیت اقتصادی، انرژی پاک، گسترش روابط با جامعه جهانی، مشارکتهای بینالمللی و ثبات بلندمدت بنا شده است. نیروگاه براکه تنها یکی از جلوههای مشخص این الگوی توسعهمحور است.
از اینرو، هدف قرار دادن این نیروگاه تنها حمله به تاسیسات غیرنظامی نیست، بلکه تقابل با این فکر است که منطقه میتواند الگویی مبتنی بر ثبات، توسعه و شکوفایی را دور از منطق شبهنظامیان و بحرانهای دائمی بنا کند. در نتیجه، هدف قرار دادن نیروگاه براکه را نمیتوان از تقابل گستردهتر میان دو الگو جدا دانست: الگویی که آینده را بر پایه اقتصاد، انرژی و فناوری بنا میکند، و الگویی دیگر که همچنان از آشوب و فشارهای امنیتی بهعنوان ابزار نفوذ منطقهای بهره میگیرد.
اهمیت زمان حمله به نیروگاه براکه
حمله به نیروگاه هستهای درحالی صورت گرفت که منطقه، پس از تنشهای ناشی از جنگ ایران، بهتدریج به سمت آرامش و کاهش تنش گام برمیداشت. در این چارچوب، این اقدام میتواند تلاشی برای ارسال پیام تهدیدآمیز به کشورهای حوزه خلیج فارس و اعمال فشار از طریق هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی حساس تلقی شود.
هرچند پدافند هوایی امارات متحده عربی موفق به رهگیری و خنثیسازی تهدیدها شد، اما این رویداد نشاندهنده تحولی خطرناک در ماهیت درگیری کنونی است، تحولی که نشان میدهد الگوی درگیری از رویارویی نظامی کلاسیک به سمت بهرهگیری از زیرساختهای غیرنظامی بهعنوان اهرم فشار و ابزار پیامرسانی سیاسی سوق یافته است.
در واقع، وقتی نیروگاهها، بنادر و تاسیسات اقتصادی هدف قرار میگیرند، دیگر صرفا بحث جنگ مطرح نیست، بلکه تلاشی برای تضعیف اعتماد و ثبات، و نیز کند کردن روند پروژههای توسعه در منطقه است.
در حالی که جمهوری اسلامی راهبردش اتکا بر گروههای شبهنظامی نیابتی و مدیریت منازعات است، کشورهای حوزه خلیج فارس مسیر متفاوتی را در پیش گرفتهاند، مسیری که بر تقویت ثبات، توسعه اقتصادی، سرمایهگذاری در انرژی پاک، توسعه شراکتهای بینالمللی و تبدیل شدن به مراکز پیشرو در اقتصاد، فناوری، هوانوردی و انرژی جهانی استوار است.

