در روزهایی که دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی با تمام توان میکوشد بذر نامیدی در دلها بکارد، امید به تغییر را محال جلوه دهد و به مادران و پدران دادخواه اینگونه القا کند که محاکمه قاتلان و شکنجهگران فرزندانشان رویایی دستنیافتنی است، واقعیت مسیر دیگری را رو به مردم میگشاید و لحظاتی پدیدار میشود که هجوم نور آن، ابر سیاه ناامیدی و یاس را کنار میزند.
ویدیوها و تصاویری که روز یکشنبه ششم اردیبهشت از دادگاه عاطف نجیب، قاتل و شکنجهگر کودکان سوری در رسانهها منتشر شد، دقیقا حکم همان نور را داشت. این تصاویر که جهان را تکان داد و عواطف و احساسات بسیاری را برانگیخت، برای ایرانیان معنای ژرفتری داشت. اینکه عدالت نه رویا است و نه دستنیافتنی. چه بسا خیلی هم نزدیک است و دور نیست روزی که آمران و عاملان کشتار کودکان، نوجوانان و جوانان ایرانی از کیان پیرفلک تا امیرحسین حاتمی، محاکمه شوند.
روز یکشنبه، خانوادههای دادخواه سوری در حالی که اشک بر پهنای صورتشان جاری بود، در دادگاه عاطف نجیب شرکت کردند. بسیاری از آنان تصاویر کودکان قربانی را در دست داشتند. برخی کاربران سوری در شبکههای اجتماعی هم با یادآوری نام یکی از کودکان قربانی، نوشتند: «حمزه امروز روز تو است».
برای اینکه بدانیم عاطف نجیب، دقیقا که بود و چه جنایتهایی مرتکب شد، باید حدود ۱۵ سال به عقب برگردیم. وقتی در سال ۲۰۱۱ که قیامهای موسوم به «بهار عربی» در برخی کشورها آغاز شد، تعدادی نوجوان (بین ۱۵ تا ۲۳ نفر) ساکن شهر درعا در سوریه روی دیوار مدرسهشان شعارهایی مانند «الشعب یرید اسقاط النظام» نوشتند. به معنای اینکه مردم خواهان سرنگونی رژیم بشار اسدند.
برخورد حکومت با این کودکان که بعدها به «اطفال درعا» شناخته شدند، به یکی از سیاهترین نقاط کارنامه حکومت بشار اسد تبدیل شد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
عاطف نجیب که نسبت خویشاوندی با بشار اسد دارد و آن زمان نیز رئیس اداره امنیت سیاسی استان درعا بود، دستور بازداشت این کودکان را صادر کرد.
این کودکان در بازداشت بهشدت شکنجه شدند، ناخنهایشان را کشیدند، آنها را سوزاندند و از سقف آویزان کردند. وقتی هم که خانوادهها و برخی ریشسفیدان محلی درخواست آزادی آنان را مطرح کردند، عاطف نجیب در ادبیاتی توهینآمیز و سخیف به خانوادهها گفت: «بچههایتان را فراموش کنید. بروید بچههای جدید بسازید. اگر نمیتوانید، زنانتان را بفرستید تا ما این کار را برایتان انجام دهیم.»
تعدادی از کودکان در نهایت با فشار و اعتراض شدید مردم و پس از تحمل شکنجههای شدید با جراحتهای جسمی و روحی جدی آزاد شدند، اما ماجرا به همین جا ختم نشد.
ارتش مردم درعا را که به بازداشت بچهمدرسهایها اعتراض کرده بودند، محاصره کردند. وقتی اهالی روستاهای اطراف سعی کردند محاصره را بشکنند و برای مردم شهر درعا کمکهای غذایی و دارویی ببرند، گروه دیگری نیز دستگیر شدند. در این رخداد که به «واقعه صیدا» معروف شد، دو نوجوان دیگر به نامهای حمزه الخطیب (۱۳ ساله) و تامر الشرعی (۱۵ ساله) همراه با مردم روستای خود (الجیزه) در مسیر راهپیمایی به سمت درعا، بازداشت شدند.
بخش دردناک رویداد آنجا بود که حمزه و تامر در حالی که برای آزادی کودکان بازداشتی به تظاهرات پیوسته بودند، بازداشت شدند و در نهایت زیر شکنجه جان باختند.
پیکر حمزه را که به نماد اعتراضهای سوریه تبدیل شد، حدود یک ماه بعد به خانوادهاش تحویل دادند. آثار شکنجه روی بدن او وحشتناک بود. از جمله سوختگی با سیگار، شکستگی استخوانها و قطع اندام جنسی. مرگ او زیر شکنجه سوریه را به مرز انفجار رساند و جنگی آغاز شد که در نتیجه آن، نیم میلیون نفر کشته و میلیونها سوری آواره شدند.
دولت سوریه در همان محدوده زمانی، برای آرام کردن خشم عمومی ادعا کرد که عاطف نجیب را از کار برکنار کرده و برای بررسی اقدامهایش پروندهای تشکیل داده است، اما فعالان حقوق بشر و ناظران تردیدی نداشتند که این اقدام حرکتی نمایشی برای خاموش کردن اعتراض مردمی و فرونشاندن خشم عمومی بود.
نسبت فامیلی او با بشار اسد برایش مصونیتی ویژه ایجاد کرده بود. با این حال، این نسبت خویشاوندی در پایان کار برای عاطف نجیب کارساز نبود و بشار اسد هنگامی که به روسیه فرار کرد، هیچیک از شرکایش را با خود نبرد.
نخستین جلسه رسیدگی به اتهامهای بشار اسد در چارچوب «عدالت انتقالی» روز یکشنبه ششم اردیبهشت، در حالی برگزار شد که دیکتاتور سابق سوریه در آن حضور نداشت و محاکمهاش به صورت غیابی آغاز شد، اما عاطف نجیب، رئیس سابق امنیت سیاسی درعا و از بستگان نزدیک اسد، با لباس زندان در جایگاه متهم حضور یافت و تصاویر او در قفس آهنی و در حالی که حاضران، عکسهای حمزه را روبروی او بالا برده بودند، به بمب خبری و تصویری رسانهها تبدیل شد.
در جریان این پرونده قضایی، نام افرادی دیگر مانند امجد یوسف، افسر اطلاعاتی رژیم اسد، نیز مطرح شد. اتهامات این افراد طیف گستردهای دارد؛ از بمباران هوایی تا ناپدیدسازی اجباری دهها هزار نفر در زندانهای مخوف.
امجد یوسف همان کسی است که در محله «تضامن» دمشق، دست به کشتار بیرحمانه زد و در اعترافاتش گفت که قربانیان را لب گودالی که پیشتر با بیل مکانیکی کنده شده بود، میبرد و به آنها شلیک میکرد.
برگزاری این دادگاه، علاوه بر اینکه خانوادهها و جامعه دادخواه سوریه را دلگرم کرد، بذر امید را در دل خانوادههای دادخواه ایرانی هم کاشت. مادران و پدران و جامعهای که عزیزترین فرزندانش یا در خیابانها به رگبار بسته شدند، یا زیر شکنجه جان باختند یا به چوبه دار سپرده شدند، با دیدن تصاویر دادگاه جنایتکاران سوری، دلشان قرصتر شد که سرانجام روز دادخواهی فراخواهد رسید و هیچ مصونیتی ابدی نیست.

