برداشتها و تحلیلهایی که این روزها درباره جنگ با جمهوری اسلامی ایران بیان میشوند، چندان به نفع رهبران غربی نیستند و اغلب تصویری منفی از آنها ارائه میدهند. تا جایی که در برخی محافل رسانهای، سران جمهوری اسلامی، نسبت به دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، پوشش رسانهای بهتری دریافت میکنند. با این حال به زعم نویسنده این یادداشت، حملات نیویورکتایمز و دیگر جریانهای چپگرا در آمریکا که معتقدند نتانیاهو ترامپ را فریب داده و به جنگ کشانده، بیاساس است.
او یادآور میشود که در اسرائیل هم ادعایی مشابهــ و به همان اندازه غیرمنطقیــ مطرح میشود و برخی رسانهها ادعا میکنند نتانیاهو آنقدر متحد ضعیف و مرددی است که حاضر نیست در برابر ترامپ بایستد و حتی تصمیمهای او را که به نفع امنیت اسرائیل نیستند، میپذیرد.
به این ترتیب، تصویری که برخی رسانهها از این دو رهبر به دست میدهند، چهرهای شرور و در عین حال بزدل از آنان ترسیم میکند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
برای مثال تایمز اسرائیل اخیرا نوشته بود: «نتانیاهو با عقبنشینیهای مکرر در برابر ترامپ، امنیت اسرائیل را تابع خواست رئیسجمهوری آمریکا کرد.» نویسنده آن گزارش به تصمیم ترامپ برای توقف درگیریها و اعلام آتشبس دوهفتهای برای مذاکره با تهران اشاره میکند و آن تصمیم را به معنای «لابیگری ناموفق نتانیاهو» برای مقابله با توقف یا پایان جنگ میداند.
همچنین اشاره میکند که دفتر نتانیاهو اندکی پس از اعلام آتشبس، در بیانیهای که فقط به انگلیسی منتشر شد، اذعان کرد که «اسرائیل از تصمیم رئیسجمهوری ترامپ برای تعلیق حملات به ایران به مدت دو هفته حمایت میکند».
البته هیچیک از این دو رهبر را نباید مصون از انتقاد دانست، اما به نظر میرسد موج مداوم انتساب اتهامات تند در هر دو کشور، بازتاب تلخ برخی ناکامیها در عرصه رقابتهای سیاسی است.
توماس فریدمن، یکی از ستوننویسهای نیویورکتایمز، از جمله چهرههایی است که از هر دو نفر بیزار است و احساساتش را پنهان هم نمیکند. او اخیرا یک حادثه در کرانه باختری را اینگونه توصیف کرد: «این هم فقط یک نمونه دیگر از رفتار دولت نتانیاهو است که رئیسجمهوری ترامپ را بازی میدهد.»
این گزارشها تا حدی ناشی از نوعی سادهانگاری درباره اختلافنظرهای اجتنابناپذیر هنگام ائتلافهای پیچیدهــ حتی موفقترین آنهاــ در زمان جنگاند. فرانکلین روزولت و وینستون چرچیل نیز همیشه همنظر نبودند و هر دو با استالین مشکل داشتند، اما در نهایت آنقدر با هم همکاری کردند تا هیتلر و نازیسم را شکست دهند.
ترامپ و نتانیاهو نیز از مدتها پیش از درگیری کنونی، مدام هدف انتقاد رسانههای جریان اصلی کشورهایشان بودند. یکی از نتایج این سوگیری آن است که واقعیتهایی که با این انتقادها سازگار نیست، نادیده گرفته میشود. برای مثال درباره ترامپ، این ادعا که او برخلاف میلش و تحت فشار اسرائیل، وارد جنگ شد، بیشتر شبیه همان باور قدیمی است که همهچیز را گردن یهودیان میاندازد و این واقعیت را که رئیسجمهوری آمریکا از سالها پیش اعلام کرده بود که برای جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای، هر کاری لازم باشد انجام خواهد داد، نادیده میگیرد؛ موضعی که یکی از ارکان سه کارزار انتخاباتی او و سیاست هر دو دوره ریاستجمهوریاش بود.
ترامپ سال ۲۰۱۶ علیه توافق برجام که در دوران باراک اوباما منعقد شد، کارزار انتخاباتی به راه انداخت و آن را بیش از حد امتیازدهنده و ناتوان از جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای، توسعه موشکی و تامین مالی تروریسم میدانست.
او سال ۲۰۱۸ آمریکا را از آن توافق خارج کرد و دو سال بعد، دستور حملهای را صادر کرد که قاسم سلیمانی، طراح اصلی عملیاتهای تروریستی جمهوری اسلامی، را از میان برداشت. این اقدامها نشان داد که او برخلاف اوباما، خط قرمزهای خود را با اقدام عملی، پشتیبانی میکند.
ترامپ اندکی پس از آغاز دوره دوم ریاستجمهوریاش، نامهای به علی خامنهای نوشت و علنا اعلام کرد: «گفتگوها با ایران به مرحله نهایی رسیده است. نمیتوانیم اجازه دهیم به سلاح هستهای دست پیدا کنید.»
او در یک مصاحبه تلویزیونی هم رویکردش را چنین توصیف کرد: «برای برخورد با جمهوری اسلامی دو راه وجود دارد: راهحل نظامی یا توافق. من ترجیح میدهم توافق کنیم، چون به دنبال آسیب زدن به ایران نیستم. آنها مردم بزرگیاند.»
با این حال خامنهای این پیشنهاد را رد کرد، بنابراین ترامپ علیه این رژیم اقدام کرد. او در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، به آن پیوست، اما نقش آمریکا را به انداختن بمبهای سنگرشکن روی سه تاسیسات هستهای زیرزمینی محدود کرد.
اوایل امسال، استیو ویتکاف و جرد کوشنر، نمایندگان ترامپ، دور تازهای از مذاکرات با نمایندگان رژیم حاکم بر ایران را آغاز کردند. هرچند در ابتدا از پیشرفت صحبت میشد، در نشست سوم مشخص شد که ایرانیها برای یک توافق معنادار، جدی نیستند.
ویتکاف دراینباره گفته بود که نمایندگان جمهوری اسلامی از ابتدا بر «حق مسلم» غنیسازی سوخت هستهای تا سطح تسلیحاتی تاکید داشتند و افزود: «آنها بدون هیچ ابایی، مستقیم به ما گفتند که ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارند و میدانند که میتوانند ۱۱ بمب هستهای بسازند. این نقطه آغاز موضع آنها در مذاکره بود.»
شکست مذاکرات باعث شد ترامپ برای نخستین بار بگوید «تغییر رژیم» ممکن است ضروری باشد. او نیروها و تجهیزات نظامی قابلتوجهی در منطقه مستقر کرد، اما گفت امیدوار است مجبور به استفاده از آنها نشود. با این حال وقتی روشن شد که توافقی حاصل نخواهد شد، دستور آغاز عملیات «خشم حماسی» را صادر کرد.
دو ماه بعد، با وجود حملات گسترده، ایران بار دیگر از ورود به مذاکرات جدی که هدف اصلی آتشبس بود، خودداری کرده است.
ترامپ روز شنبه پس از لغو سفر ویتکاف و کوشنر به پاکستان برای میانجیگری گفت: «هیچکس نمیداند چه کسی آنجا [تهران] تصمیمگیر است، حتی خودشان. اگر میخواهند مذاکره کنند، کافی است تماس بگیرند.»
وضعیت نتانیاهو با توجه به لزوم مهار حملات حزبالله از لبنان، پیچیدهتر هم شده است. او نمیخواست جبهه لبنان هم مشمول آتشبس با جمهوری اسلامی شود، اما هم ترامپ و هم ایران بر این موضوع اصرار داشتند. ترامپ در شبکههای اجتماعی نوشت: «اسرائیل دیگر لبنان را بمباران نخواهد کرد. ایالات متحده آنها را از این کار منع کرده است. دیگر بس است!»
برخی این موضع را برای بنیامین نتانیاهو تحقیرآمیز دانستند، اما از دست دادن همکاری دونالد ترامپ برای مقابله با تهران برای نتانیاهو بهمراتب سنگینتر بود. منتقدان اوــ برخلاف خود نخستوزیرــ اغلب فراموش میکنند که اسرائیل در این اتحاد قدرتمند، شریک کوچکتر است. از طرفی هیچ نشانهای هم وجود ندارد که ترامپ با هدف اسرائیل برای تضعیف حزبالله و جمهوری اسلامی مخالفتی داشته باشد.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، با وجود ممنوعیت قانونی لبنان برای تعامل مستقیم با اسرائیل، دیداری در کاخ سفید میان دو کشور ترتیب داد، اما امیدها همچنان اندک است.
واقعیت کلیدی این است که دولت لبنان از نظر سیاسی و نظامی، آنقدر قوی نیست که بتواند این نیروی نیابتی تهران را خلع سلاح کند و هر تلاشی در این مسیر ممکن است به جنگ داخلی در لبنان منجر شود. با این حال اسرائیل نیز نمیتواند وضعیت موجود را بپذیرد.
در همین راستا، ترامپ پس از یک دیدار دیگر میان دو طرف در روز پنجشنبه، اعلام کرد که آتشبس میان آنها به مدت سه هفته دیگر، تا ۱۷ مه، تمدید خواهد شد.
گزارشهای رسانهای حاکی از آن است که اسرائیلیهای ساکن نزدیک مرز لبنان از این آتشبس خشمگیناند. حتی تیتر یک روزنامه محلی این بود که نتانیاهو «گروگان ترامپ» شده است.
و موج بیپایان این ادعاهای مضحک و چرخه تکرار اتهامات بیپایه همچنان ادامه دارد.
برگرفته از نیویورک پست

