همزمان با انفجار بحرانهای اقتصادی در ایران، بانک مرکزی روز سهشنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ در تازهترین گزارش خود اعلام کرد که تورم نقطهبهنقطه کالاها در فروردینماه، بدون احتساب خدمات، به نرخ بیسابقه ۹۵.۷ درصد رسیده است؛ عددی که بهوضوح نشان میدهد فشار اصلی سیاستهای جنگطلبانه نظام جمهوری اسلامی بر معیشت روزمره خانوارها وارد شده است.
این ارقام در حالی منتشر میشود که روایتهای ارسالی برای ایندیپندنت فارسی درباره زندگی واقعی مردم شهرهای مختلف ایران، تصویری بهمراتب بحرانیتر ارائه میدهد؛ جایی که افزایش قیمتها دیگر یک روند تدریجی نیست، بلکه به جهشی بیسابقه و خارج از کنترل تبدیل شده است.
به گفته مردم، در هفتههای اخیر قیمت بسیاری از کالاهای اساسی روزانه تغییر میکند و حتی فروشندگان نیز از تعیین قیمت ثابت، عاجز شدهاند.
فردی از تهران میگوید: «یک بطری آب کوچک شده ۲۰ هزار تومان، سیگار بهمن کوچک ۱۰۰ هزار تومان، نوشابه خانواده ۱۱۵ هزار تومان، تخممرغ شانهای ۴۸۰ هزار تومان! با این وضعیت واقعا نمیشود زندگی کرد. خیلیها دیگر نمیتوانند سه وعده غذای کامل بخورند.»
روایتهای مشابه دریافتی از مازندران، گیلان، البرز، خراسان رضوی، فارس، هرمزگان، کرمان و اصفهان نیز نشان میدهد بخش قابلتوجهی از خانوارها عملا به زیر خط فقر سقوط کردهاند و تامین حداقلهای غذایی برایشان به چالشی جدی تبدیل شده است.
در کنار این موج گرانی، بحران بیکاری نیز همزمان در حال گسترش است. گزارشهای رسمی که برخی از آنها در خبرگزاریهای دولتی ایران هم منتشر میشوند، از تعطیلی گسترده فعالیت واحدهای تولیدی در نقاط مختلف ایران حکایت دارد که به تعدیل نیرو و از دست رفتن دهها هزار شغل در مدتی کوتاه منجر شده است. بهطور مثال در استان فارس، مقامهای محلی به ایلنا گفتند شمار زیادی از کارگران در شرکتهای معدنی و صنعتی مانند آوند پودر، پویشگران معادن مکنون پارسیان یا رنگین سنگ، بیکار شدهاند و تنها در یک مورد، از «بیکاری یکشبه» حدود ۹۰۰ کارگر در یک مجموعه معدنی در این استان خبر دادند.
در شهرهای جنوبی وضعیت بهمراتب پیچیدهتر است. گزارش روزنامه دنیای اقتصاد نشان میدهد با محدود شدن شدید فعالیت بندرها به دلیل جنگ و محاصره دریایی، موجی از تعدیل نیرو در اسکلههای بندرعباس، بوشهر و خوزستان شکل گرفته است. به گفته منابع محلی، در برخی واحدها بین ۳۰ تا ۶۰ درصد نیروها اخراج شدهاند. این در حالی است که اقتصاد این مناطق بهشدت وابسته به تجارت دریایی است و توقف این فعالیتها، زنجیرهای از بیکاری را در بخشهای مختلف ایجاد کرده است.
یکی از ساکنان بندرعباس میگوید: «خیلیها که کارشان را از دست دادند، مجبور شدند بروند اسنپ کار کنند، ولی آن هم دیگر جواب نمیدهد. شهر خلوت شده، مشتری نیست. عملا هیچ درآمدی باقی نمیماند.» به گفته او، کاهش فعالیت اقتصادی حتی به تعطیلی کافهها، رستورانها و کسبوکارهای کوچک نیز منجر شده و نوعی رکود فراگیر ایجاد کرده است.
در مازندران نیز گزارشها از تعطیلی گسترده مرغداریها، دامداریها و صنایع غذایی حکایت دارد. مخاطبی از این استان میگوید: «همهچیز خوابیده. کار نیست، درآمد نیست. خیلیها را اخراج کردند. الان وضعیت از هر جنگی بدتره.»
این وضعیت در گیلان، با کمبود آرد و تعطیلی بسیاری از نانواییها همراه شده است. در تالش، مردم میگویند صفهای طولانی برای خرید نان شکل گرفته است و سهمیهبندی شدیدی اعمال میشود.
در همین حال، بحران تنها به گرانی و بیکاری محدود نمیشود. تاخیر در پرداخت حقوق نیز به فشارهای معیشتی افزوده است. شورای مرکزی کارمندان دانشگاههای ایران در بیانیهای اعلام کرد که حقوق فروردینماه این کارکنان با گذشت هفت روز از اردیبهشت، پرداخت نشده و همین موضوع زندگی بسیاری از خانوادهها را با مشکل مواجه کرده است. در این بیانیه تاکید شد که حتی تاخیر کوتاه در پرداخت حقوق، در شرایط فعلی میتواند پیامدهای جدی برای معیشت کارکنان داشته باشد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
از سوی دیگر، روند دریافت بیمه بیکاری نیز با مشکلات جدی روبرو است. گزارشها نشان میدهد سامانههای مربوطه بارها دچار اختلال شدند و روند رسیدگی به درخواستها بهشدت طولانی است. احسان سهرابی، فعال کارگری، دراینباره گفت که بسیاری از کارگران بیکارشده برای دریافت مبلغی ناچیز باید ماهها دوندگی کنند، در حالی که همین مبلغ برای ادامه زندگی آنها حیاتی است.
در کنار همه این موارد، ادامه قطع اینترنت برای پنجاهونهمین روز پیاپی نیز ضربهای سنگین به اقتصاد خانوارها وارد کرده است. کانال تلگرامی امتداد نوشته است بر اساس براورد فعالان بخش خصوصی، هزینه اقتصادی این قطعی روزانه تا ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار میرسد. این رقم در مجموع به بیش از سه تا چهار میلیارد دلار خسارت میرسد که نشاندهنده عمق آسیب به کسبوکارها، بهویژه مشاغل اینترنتی است.
حتی روزنامه حکومتی اطلاعات که مدیرمسئول آن با حکم مستقیم رهبر جمهوری اسلامی تعیین میشود، نیز در گزارشی کمسابقه، هشدار داد که ترکیب گرانی شدید، بیکاری گسترده، اختلال در زنجیره تامین و تعطیلی کسبوکارهای آنلاین، وضعیت اقتصادی ایران را به مرحلهای بحرانی رسانده است. در این گزارش تاکید شد که برخی خانوادهها دیگر توان تحمل فشارهای اقتصادی را نخواهند داشت و درباره پیامدهای این وضعیت و آغاز اعتراضات خیابانی جدید در ایران هشدار داد.
منصور علیمردانی، عضو کمیسیون تلفیق بودجه مجلس شورای اسلامی، هم امروز ۷ اردیبهشت با اشاره به تعطیلی گسترده واحدهای تولیدی، گفت که بسیاری از بنگاهها به دلیل کمبود مواد اولیه، نبود سرمایه در گردش یا ناتوانی در تامین هزینههای جاری، ناچار به تعدیل نیرو شدهاند.
مجموع این عوامل، از تورم افسارگسیخته، بیکاری گسترده و اختلال در پرداخت حقوق تا دشواری دسترسی به بیمه بیکاری و قطع اینترنت، تصویری از یک بحران چندلایه را ترسیم میکند که مستقیم بر زندگی روزمره مردم ایران تاثیر گذاشته است. آنچه در روایتهای مردمی بیش از هر چیز تکرار میشود، نه صرفا گلایه از گرانی یا بیکاری، بلکه احساس فرسایش مداوم معیشت و از بین رفتن حداقلهای زندگی است.
در بسیاری از این روایتها، یک نکته مشترک است؛ اینکه زندگی برای بخش بزرگی از جامعه ایران، دیگر به معنای تلاش برای بهبود شرایط نیست، بلکه به مبارزهای روزمره برای بقا تبدیل شده است و این بحران هر روز با افزایش قیمتها، کاهش فرصتهای شغلی و محدودیتهای بیشتر، عمیقتر میشود.

