با توجه به اینکه به نظر میرسد عملیات نظامی گسترده آمریکا علیه جمهوری اسلامی در حال پایان یافتن است، اکنون زمان مرحله دوم کارزار علیه این رژیم افراطی فرا رسیده است، یعنی کنار زدن آیتاللهها و سپاه پاسداران از قدرت.
اکنون دیگر زمان تغییر رژیم است و با حمایت مناسب دولتهای خارجی، این امر باید برای مردم ایران امکانپذیر باشد، زیرا میلیونها ایرانی خواهان آناند که از استبداد کنونی رهایی یابند.
در حالی که نه دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، و نه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، تغییر رژیم را هدف حمله نظامیشان علیه جمهوری اسلامی اعلام نکردهاند، هر دو رهبر بارها معترضان ایرانی را تشویق کردهاند که کشورشان را بار دیگر از آن خود کنند و ایران را از چنگال حکومتی که همچنان با خشونت معترضان را سرکوب میکند و در پی نابودی غرب و اسرائیل است پس بگیرند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در نهایت، تنها تغییر رژیم است که تهدید هستهای جمهوری اسلامی را در بلندمدت خنثی میکند، و تنها خود مردم ایراناند که میتوانند این رژیم را سرنگون کنند.
در این مسیر، آمریکا، اسرائیل و دیگران میتوانند برای حمایت از شکلگیری یک جنبش مخالف قدرتمند در ایران کارهای بسیاری انجام دهند، از جمله راهاندازی یک کارزار تبلیغاتی تهاجمی از طریق یک رسانه اختصاصی ضد رژیم، آموزش گروههای مخالف حکومت در داخل ایران و تامین تسلیحات برای آنها، انجام حملات آشکار و پنهان گستردهتر علیه فرماندهان کلیدی سپاه و بسیج و تضعیف بیشتر نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق، لبنان، غزه و یمن.
باید تاکید کرد که شاید مهمتر از همه، حفظ محاصره نفتی و اقتصادی فعلی علیه این رژیم است، بدون کاهش تحریمها و بدون خروج نیروهای آمریکایی از منطقه.
آمریکا، اسرائیل و دیگران میبایست در طول ۴۰ سال گذشته روی این موضوع کار میکردند، اما عملا هیچکس چنین نکرد. متاسفانه هر کسی که خواستار تلاش جدی برای تغییر رژیم در ایران میشد، همچون فردی نامتعارف و مزاحم که سیاستهای غیرواقعبینانه دارد تلقی میشد.
باراک اوباما، از روسای جمهور پیشین آمریکا، یکی از افرادی است که به مماشات با جمهوری اسلامی مشهور است. او به هشدارهای کارشناسان و درخواستها برای مقابله جدی با جمهوری اسلامی توجهی نکرد و در ازای توافق هستهای امتیازاتی به آیتاللهها داد.
مقامهای دولت اوباما استدلال میکردند که واشنگتن باید کنار بایستد و فقط برای معترضان دعا کند. آنها تاکید داشتند که ساختارهای جمهوری اسلامی گسترده و قدرتمند است و سرنگونی آن بعید به نظر میرسد.
با این حال، معترضان در داخل ایران بارها به خیابانها رفتند و از جمله در اعتراضات ۱۴۰۱ (۲۰۲۲) فرصتی برای تضعیف رژیم فراهم کردند. در آن زمان، اعتراضات جنبهای ملیگرایانه داشت و مردم خواستار بازگشت ایران به وضعیت پیش از انقلاب اسلامی بودند.
شعارهایی مانند «سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن»، «مرگ بر خامنهای» و «جاوید شاه» در میان معترضان شنیده میشد.
این همان شعارهایی است که در اعتراضات گسترده اسفند ۱۴۰۴ (ژانویه ۲۰۲۶) نیز شنیده شد. در آن اعتراضات صدها هزار ایرانی تلاش کردند رژیم را سرنگون کنند، اما علی خامنهای دستور سرکوب آنها را داد و دهها هزار نفر را به قتل رساند.
ترامپ این بار متفاوت از اوباما وارد عمل شد و به معترضان گفت که از آنها حمایت خواهد کرد. او این کار را در عمل نیز نشان داد.
در عین حال با اینکه لحن حمایت غرب از معترضان ایرانی در سال جاری بسیار پررنگتر از همیشه بود، آنها نیز کار چندانی نکردند و برخی رهبران اروپایی تنها شعار دادند که همه مردم آزادیخواه جهان باید در کنار معترضان ایرانی بایستند.
مقامهای اسرائيلی نیز بارها به لزوم حمایت از معترضان ایرانی و تغییر رژیم در ایران اشاره کردهاند. نتانیاهو گفت: «ما در کنار کسانی در ایران هستیم که برای آزادی ایستادهاند»، رئیس موساد گفت: «تعهد ما زمانی کامل میشود که رژیم افراطی ایران از بین برود» و ترامپ نیز گفت: «ای مردم بزرگ ایران، زمان آزادی شما فرا رسیده است.»
تمامی این سخنان بسیار پرشور، مناسب و دقیق است، اما در عمل، فراتر از حملات هوایی محدود، چه اقدام مشخصی برای پیشبرد یک انقلاب واقعی در ایران انجام شده است؟ پاسخ روشن نیست و این چیزی است که باید بیش از هر چیزی مورد توجه قرار گیرد.
برگرفته از اورشلیمپست

