جمهوری اسلامی چگونه اینترنت جهانی را به کالای لوکس و طبقاتی تبدیل کرد؟

سیم‌کارت‌سفیدها با دستور کار مشخص تزریق ناامیدی و ایجاد شکاف میان مخالفان جمهوری اسلامی در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنند

نت‌بلاکس، نهاد بین‌المللی ناظر بر وضعیت اینترنت که اختلال‌های جهانی در این شبکه را رصد می‌کند، روز پنجشنبه سیزدهم فروردین اعلام کرد که خاموشی دیجیتال در ایران به روز سی‌وچهارم رسیده است. در این مدت، بیش از ۹۰ میلیون ایرانی از حق طبیعی دسترسی به اینترنت بین‌الملل محروم بوده‌اند و تنها گروه اندکی توانسته‌اند به شبکه جهانی متصل شوند.

در این میان، برخی با پرداخت هزینه‌های سنگین برای خرید فیلترشکن‌های گران‌قیمت یا استفاده از استارلینک به اینترنت بین‌الملل دسترسی یافته‌اند و گروهی دیگر نیز از سیم‌کارت‌های موسوم به «سفید» استفاده کرده‌اند.

بر این اساس، اکنون پس از گذشت بیش از یک ماه، می‌توان گفت که برنامه جمهوری اسلامی برای تبدیل اینترنت بین‌الملل به کالایی لوکس و طبقاتی وارد مرحله اجرایی شده است. لوکس، برای کسانی که توان پرداخت هزینه‌های گزاف فیلترشکن‌ها را دارند و طبقاتی، برای کسانی که در راستای گفتمان دستگاه تبلیغاتی حکومت، در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها به تولید و بازنشر محتوا می‌پردازند؛ افرادی که در روزهای اخیر هم با دستور کار مشخص تزریق ناامیدی و ایجاد شکاف میان مخالفان جمهوری اسلامی، در شبکه‌های اجتماعی فعال‌اند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

جمهوری اسلامی، روز نهم اسفندماه ۱۴۰۴ و پس از هدف قرار گرفتن محل اقامت علی خامنه‌ای، با تکرار رویه‌های پیشین، اینترنت بین‌المللی را قطع کرد. پس از آن در ۱۹ اسفند، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت چهاردهم، این قطعی را به دلیل وجود «ملاحظاتی»، توجیه کرد و گفت: «برای کسانی که بتوانند صدا را بیشتر برسانند، امکاناتی فراهم می‌شود.»

به عبارت دیگر، سخنگوی دولت به‌صراحت اذعان کرد تنها افرادی امکان دسترسی به شبکه جهانی را دارند که در جهت ترویج و تبلیغ گفتمان جمهوری اسلامی فعالیت می‌کنند. همان الگویی که از سال‌ها قبل مقدمات اجرای آن فراهم شده بود.

ماجرای اینترنت طبقاتی به دهه ۱۳۹۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که محمدجواد آذری جهرمی، وزیر وقت ارتباطات و فناوری اطلاعات، اعلام کرد سطح دسترسی یک پزشک یا استاد دانشگاه نباید با یک کودک برابر باشد.

محدودسازی دسترسی به اینترنت بین‌الملل هم ابتدا در پوشش طرح‌هایی مانند «اینترنت کودکان» آغاز شد، اما به‌سرعت دامنه‌ای گسترده‌تر پیدا کرد. به‌ طوری‌ که برخی افراد و گروه‌ها از جمله رسانه‌ها، خبرنگاران، استادان دانشگاه و نزدیکان حاکمیت با محدودیت‌های رایج برای عموم مردم مواجه نبودند و برای دسترسی به سایت‌های خارجی و پلتفرم‌هایی مانند ایکس یا یوتیوب نیازی به استفاده از فیلترشکن نداشتند.

در دولت سیزدهم نیز عیسی زارع‌پور، وزیر وقت ارتباطات و فناوری اطلاعات، در همکاری با شورای عالی فضای مجازی، با محدودسازی پهنای باند بین‌الملل و توسعه شبکه ملی اطلاعات زمینه‌های لازم را برای محدود کردن دسترسی عمومی به اینترنت بین‌المللی فراهم کرد. او حتی در دیدار با مراجع تقلید در قم به آنان اطمینان داد که اینترنت را هرچه سریع‌تر ملی می‌کند.

زارع‌پور بارها از ایده دسترسی متفاوت کاربران به اینترنت دفاع کرد. در همین دوره، طرح موسوم به «صیانت از کاربران در فضای مجازی» نیز در مجلس مطرح شد که هدف آن در عمل، محدودسازی دسترسی عمومی به اینترنت جهانی بود. این طرح پس از واکنش‌های منفی گسترده از دستور کار مجلس بیرون آمد و به‌صورت پنهانی در شورای عالی فضای مجازی پیگیری و اجرا شد.

مسعود پزشکیان با وعده پایان دادن به فیلترینگ و فیلترشکن‌فروشی، مسئولیت دولت چهاردهم را برعهده گرفت. ستار هاشمی، وزیر ارتباطات دولت چهاردهم، نیز پس از شروع به کار دولت چهاردهم لغو فیلترینگ را وعده داد، اما آنچه در نهایت اتفاق افتاد، این بود که محدود کردن دامنه دسترسی از فیلترینگ هم فراتر رفت، تا جایی که طبق گزارش نت‌بلاکس، ایرانیان اکثر روزهای سال ۲۰۲۶ را در خاموشی دیجیتال به سر برده‌ و اینترنت نداشته‌اند.

در این شرایط، خودی‌های حکومت با هویت‌های پیدا و پنهان و دستور کار مشخص، به شبکه‌های اجتماعی گسیل شده‌اند تا از طریق تفرقه‌افکنی، تزریق ناامیدی، مقصر جلوه دادن ایرانیان خارج از کشور و ایجاد سروصدای کاذب، بقای جمهوری اسلامی را تضمین کنند.

دستور کار مشخص این افراد که در میان آن‌ها تعدادی از خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای وابسته به حکومت نیز دیده می‌شود، این است که با انتشار مطالبی با محتوای «جمهوری اسلامی سقوط نمی‌کند»، در میان مخالفان حکومت ناامیدی تزریق کنند. برخی از آنان حتی خود را تحت عنوان مخالف جمهوری اسلامی جا می‌زنند، اما در عمل همان گفتمان را تبلیغ و ترویج می‌کنند.

ایجاد شکاف و تعمیق اختلاف میان مخالفان نیز یکی دیگر از ماموریت‌های اصلی این جریان است. حتی برای کمرنگ کردن صدای مخالفان در فضای مجازی به روش‌هایی مانند ایجاد سروصدای کاذب و به حاشیه بردن اخبار نیز متوسل می‌شوند.

یکی از مهم‌ترین کارزارهای آن‌ها در روزهای اخیر مقصر جلوه دادن ایرانیان خارج و داخل کشور به دلیل امید داشتن به حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی است. به این ترتیب که در پیام‌هایشان به موافقان حمله نظامی احساس شرم می‌دهند، اما نقش جمهوری اسلامی را که دهه‌ها شعار «مرگ بر آمریکا» سر داد و موجودیت اسرائیل را تهدید کرد، عامدانه نادیده می‌گیرند.