اطلاعات، روایتها و پیامهای دریافتی از ساکنان تهران و کرج در سیوسومین روز جنگ، تصویری از شکلگیری تدریجی یک الگوی گسترده و کمسابقه از دریافت پول نقد و رشوه در نهادهای مختلف حکومتی ارائه میدهد؛ روندی که به گفته آنان، از دستگاه قضایی تا ایستبازرسیهای خیابانی و حتی برخی خدمات روزمره امتداد یافته و در حال تبدیل شدن به یک «رویه عادی» در مدیریت امور است.
در میان این روایتها، گزارشهایی که از روند رسیدگی به پرونده زندانیان سیاسی در ایام جنگ به دست ایندیپندنت فارسی رسیده، نشان میدهد که طی هفتههای اخیر، روند آزادی موقت بازداشتشدگان با تغییراتی غیررسمی همراه شده و در مواردی، بهجای پذیرش وثیقههای قانونی، از آنها درخواست «پرداخت نقدی» شده است.
یکی از این خانوادهها میگوید: «صراحتا گفتند اگر پول نقد بدهید، کار سریعتر انجام میشود و آزادی موقت قطعی میشود. میگفتند دیگر سند و وثیقه به درد ما نمیخورد.»
به گفته این منابع، این درخواستها موردی نبوده و در چندین پرونده مشابه تکرار شدهاند. یکی از بستگان فردی زندانی در تهران میگوید: «کاملا مشخص بود دنبال پولاند. حتی گفتند اگر نقد بدهید، درجا کار راه میافتد. این دیگر روال عادی شده.»
به گفته چند وکیل دادگستری در تهران، شکلگیری این روند «کاملا غیرقانونی» نشان میدهد که فشار مالی ناشی از شرایط جنگ، به ساختار قضایی نیز سرایت کرده و برخی رویههای رسمی را تحتتاثیر قرار داده و اینک قصد بر این است که بخشی از بحران کمبود بودجه با این باجگیریهای جبران شود.
این الگو، همزمان در سطح خیابانها نیز مشهود است. ساکنان مناطق مختلف تهران از تغییر رفتار نیروهای بسیجی مستقر در ایستبازرسیها خبر میدهند. به گفته آنها، در برخی نقاط، بهویژه در ساعات شب، عبور از این مراکز بدون پرداخت پول با تاخیر، بازجوییهای طولانی یا برخوردهای خشن همراه میشود. یک راننده درباره شرق تهران میگوید: «بعضی جاها اگر بخواهی سریع رد شوی، باید پول بدهی. اگر نه، معطلت میکنند، ماشینت را کامل میگردند و به هرحال یک بهانهای پیدا میکنند تا اذیتت کنند.»
از کرج نیز روایتهایی مشابه گزارش شده است. یکی از ساکنان این شهر میگوید: «پس از توقف حملات اسرائیل به ایستبازرسیها، حالا تعداد آنها از قبل هم بیشتر شده و رفتارها نیز فرق کرده است. بعضی وقتها حس میکنی اگر پول بدهی، بدون دردسر رد میشوی. اگر نه، باید کلی توضیح بدهی.» یک فرد دیگر نیز میگوید: «چند بار دیدم بعضیها سریع رد شدند، ولی بقیه را نگه داشتند. معلوم است یک چیزی بینشان ردوبدل میشود.»
در کنار این موارد، گزارشهایی هم از گسترش پرداختهای غیررسمی بابت برخی خدمات روزمره به دست ایندیپندنت فارسی رسیده است. در شرایطی که اختلال در سیستمهای بانکی و کارتخوانها افزایش یافته و دسترسی به خدمات مالی دشوارتر شده، بسیاری از معاملات در برخی ادارات دولتی، دفاتر پلیس+۱۰ یا بهشتزهرای تهران و قبرستانها به سمت پرداخت پول نقد و پرداخت رشوه از طریق کارتخوانها رفته و در برخی موارد، ارائه خدمات دولتی به پرداخت فوری و خارج از چارچوب رسمی وابسته شده است.
یک مغازهدار در غرب تهران میگوید: «خیلی جاها فقط نقد میگیرند و اگر هم بیشتر بدهی که کارت زودتر راه میافتد.» فردی دیگر از کرج نیز میگوید: «الان داشتن پول نقد و دلار و سکه یک امتیاز مهم است. بعضیها حتی کارتخوان آماده دارند و میگویند کارت بکش تا مثلا پرونده قضایی بازداشتی ثبت شود. در شهرداریها هم اوضاع همینطوری شده است.»
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
این تحولات در حالی رخ میدهد که بسیاری از مردم از افزایش شدید هزینههای زندگی و کاهش قدرت خرید خبر میدهند. مالک یک سوپرمارکت در تهران میگوید: «همهچیز گران شده و فروش هم کم شده. مردم پول ندارند، اما در بعضی جاها پولهای زیادی جابهجا میشود. برای کارهایی که قبلا اصلا پولی نبود.»
در همین حال، بازارهای غیررسمی نیز بهسرعت در حال گسترشاند؛ بهطور مثال فروش فیلترشکن و دسترسی به اینترنت آزاد با قیمتهایی تا هر گیگابایت یک تا دو میلیون تومان، یافتن تخت خالی در بیمارستانها، خرید داروهای حیاتی، پرداخت پول برای ملاقات با بازداشتیها در زندانها و دریافت مبالغ غیررسمی برای تسهیل امور اداری، به رویهای گسترده تبدیل شده است.
روایتهایی که به ایندیپندنت فارسی رسیده، نشان میدهد این پرداختها در بخشهای مختلفی از جمله برخی شعب دادسراها، کلانتریها، ادارات دولتی مانند ثبت احوال و مراکز خدمات شهری دیده میشود. گزارشهایی هم از پرداخت پول برای تسریع در دریافت مجوزها، رفع توقیف خودرو، جلوگیری از تشکیل پرونده یا حذف برخی گزارشهای ثبتشده وجود دارد.
در حوزه خدمات درمانی نیز بسیاری از مراجعان از افزایش هزینهها، کمبود شدید داروهای حیاتی و دشواری در دسترسی به خدمات پزشکی خبر میدهند. همزمان، فضای عمومی شهرها دستخوش تغییر شده و کاهش فعالیت کسبوکارها، تعطیلی یا محدود شدن کافهها و خلوتتر شدن خیابانها، در کنار حضور گسترده نیروهای امنیتی، فضایی ایجاد کرده که به گفته مردم، بیش از هر زمان دیگری تحت کنترل و فشار است.
فردی از تهران میگوید: «شبها شهر خیلی خلوت شده. همه سعی میکنند زود برگردند خانه. هرجا هم بروی، ایست و کنترل است. در خانه هم که اگر صدای بمباران نباشد، صدای نیروهای بسیجی و داد و فریاد و عزاداریشان نمیگذارد لحظهای آرامش داشته باشیم.»
آنچه از مجموع این روایتها برمیآید، صرفا بروز موارد پراکنده فساد یا تخلف نیست، بلکه شکلگیری یک الگوی مشترک در سطوح مختلف حکومتی است. الگویی که در آن، انجام دادن امور از آزادی موقت در دستگاه قضایی گرفته تا عبور از ایستبازرسیها و حتی دریافت برخی خدمات روزمره، بهطور فزایندهای به پرداخت پولهایی خارج از چارچوبهای رسمی وابسته شده است.

